|
«گزيده نظرات
تعدادی از افراد شرکت کننده در جشن عاطفــهها»
1ـ فاطمه سعدي .......
شهكهنه قوچان
ـ زندگي يعني دريچهاي به سوي قلبها، گشودن راههاي
نااميد شدن و همسفر غمها بودن، زندگي يعني ساختن
بنايي كه آن را عاطفه ناميدهاند.
2ـ رضا قهرماني ....... گرمي اردبيل
ـ جشن عاطفهها تجلي عيني دست بخشندهاي است كه
براي زدودن اشك يتيمي دراز شده است.
3ـ ناديا ايزدي ....... صحنه كرمانشاه
ـ اي كاش ميتوانستيم حصار سرد و سنگين جسم را در
هم بشكنيم و نرم و آرام به سوي تو پرواز كنم. اي
كاش ميتوانستيم قلب كوچك اما مالامال از محبت
صادقانه به تو تقديم كنم و در ميان پرده زلال
اشكهايم چهره به چهره تو را ترسيم نمايم.
4ـ الهام ميرزايي ....... ورامين
ـ در جشن عاطفهها تن را با آبي از مهرباني وضو
ميدهيم و با جانمازي از همدلي نمازي از عاطفه
ميگذاريم.
5 ـ پريناز جهاني ....... تهران
ـ هر روز را با نيكوكاري آغاز كنيم، زنده بودن با
عاطفههاست.
6 ـ مهدي كاوري زاده ....... اهواز
ـ جشن عاطفهها شكفتن گل لبخند در خزانٍ زندگي.
7ـ دولتآزادي ....... اسدآباد همدان
ـ عاطفه، فرشته پاكيها و چراغ خانهها.
8 ـ مريم شاهقلي ....... قزوين
ـ عاطفه عشقي است كه ميتوان آن را در نگاه يك آهو
بره خواند، عاطفه مهري است كه ميتوان آن را بر
بالهاي شاپركي نگاشت، عاطفه تنها لبخندي است كه
ميتوان آن را با لبان كودكي محروم آشتي داد.
9ـ معصومع غفاري ....... رشت
ـ جشن عاطفهها فرياد خوبيهاست. پس بياييد
عاطفه را معنا كنيم شايد اندكي تلاش كنيم عاشق
چشمان كودك يتيمي شويم كه به اميد يك لبخند شب را
به صبح ميرساند.
10ـ ابوذر محمدي ....... تهران
ـ عاطفه فاصله بين فقير و غني را به ذره ميرساند.
11ـ كبري عباسي ....... همدان
ـ عاطفه يعني اميد يعني آن صبح سپيد.
12ـ اعظم بهري ....... گرگان
ـ جشن عاطفهها جشن تمام خوبيهاست.
13ـ زهره كيفي ....... بجستان خراسان
ـ در پرتو نگاه زندگي، عاطفه تنها چيزي است كه
قلبها را به هم پيوند ميدهد.
14ـ الهام ساريخاني ....... صفاشهر فارس
ـ عشق پاك به خدا را در جوانههاي سبز عاطفه بايد
جست.
15ـ باقري دانشآموز سال چهارم دبيرستان :
ـ كمك به همنوع جزء وظايف اسلامي و انساني همه
ماست. بگفته وي از بين 18 ميليون دانشآموز بعضي
از آنها فاقد امكانات درسي ميباشند. و همه در حد
توان بايد به آنها كمك كنند.
16ـ عبدي دانش اموز دبيرستاني :
ـ روح تعاون و همكاري جزو ذات فرهنگ ايراني است و
همه با جان ودل در اين جشن شركت ميكنند. به گفتة
وي كمكهاي مردم باعث شادي كودكان محروم ميشود. و
آنها را نسبت به آينده دلگرم مي كند.
17ـ محسن زارع دانش اموز دوم ابتدايي كه براي خريد
كيف و كفش به فروشگاه قدس خيابان وليعصر آمده بود،
گفت:
ـ من ميخواهم چند دفتر مداد و پاككن براي جشن
عاطفهها ببرم.
وي افزود: وقتي از تلو يزيون بچههايي را ديدم كه
احتياج به كمك دارند خيلي دلم سوخت.
18ـ سميه عباسي دانش آموز پنجم ابتدايي كه به
همراه مادرش براي خريد لوازمالتحرير به خيابان
انقلاب آمده بود گفت:
ـ من از پدر و مادرم خواستم تا امسال برايم لباس و
كفش نو نخرند، عوضش پولش را به جشن عاطفهها
بدهند. سميه با شيطنت كودكانه افزود: راستي! يادم
رفت، من ميخواهم قلكم را به اين جشن هديه كنم.
19ـ رضا نقوي دانشآموز سال چهارم دبيرستان گفت:
جشن عاطفه ها فرصت خوبي است تا به دانشآموزاني
كه از وضع اقتصادي مناسبي برخوردار نيستند كمك
شود. بگفتة و ي مردم ما همانند سال گذشته به
اندازه توانايي خود در كمك به همنوع دريغ نخواهند
كرد.
20ـ احمد علي سالاري، يكي از شهروندان زاهداني در
حاليكه كمك نقدي خود را به پايگاه چهارراه رسولي
اين شهر اهدا مي كرد با استناد به دستورات قرآني،
كمك به دانشآموزآن نيازمند را از وظايف ديني و
ملي مسلمانان خواند.
21ـ رقيه جانتيغ، دانشجو نيز افزود:
ـ امروز با بر افراشتن پرچم نيكوكاري در سراسر
كشور جلوهاي از ايثار و تعاون به نمايش
گذاشتهشده است. وي اين روز را تبلور عاطفه و
انسانيت مردم شيعه و سني كشور در اين منطقه دانست.
22ـ مرد ميانسالي در حاليكه دستهاي پسرش را در دست
دارد نزديك ميشود و بستهاي را تحويل ميدهد. روي
هديه نوشته شدهاست:
ـ اين بسته امانتي است از طرف خدا كه در دستهاي من
بود من اين را به صاحب اصلياش باز ميگردانم.
23ـ منتظر نامههاي تو هستم از طرف علي كافوري.
بعد آدرسش را نوشته بود. علي ميگويد: پارسال همين
كار را كردم پسري را كه بستهاي به دستش رسيده بود
برايم نامه نوشت. و حالا من يك دوست خوب دارم.
امسال هم اين اينكار را كردم شايد يك دوست ديگري
پيدا كنم. پدر علي با خنده ميگويد: خوب اينجا
بنگاه دوست يابي است .
24ـ خانميكه فرزند شيرخوارش را بغل كرده است پس
از اهداء بستهاي ميگويد: كمك كردن با اين روش
خيلي بهتر است. آدم لااقل مطمئن است به دست
نيازمند واقعي ميرسد. درضمن با شروع مدارس، و با
گراني قيمت كيف و روپوش و لوازمالتحرير بسياري از
خانوادهها قادر به خريد اين نوع لوازم نيستند.
اگر كمكها در قالب چنين لوازميباشد به نظرم خيلي
بهتر است.
25ـ از گوشه خيابان دختر جواني در حاليكه
روزنامهاي در دست دارد به سرعت به طرف جايگاه
ميآيد. همه جيبهايش را ميگردد تمام پولهايش را
به صندوق مياندازد و با خوشحالي برميگردد و
ميگويد: «اسمم توي قبول شدههاي كنكور بود مهندسي
صنايع غذايي، آمده ام تا در شاديام بچههاي مثل
خودم را شريك كنم.» و به سرعت دور ميشود.
26ـ سلام، من فرزند شهيد هستم. چون پدرم در مورد
كمك به ديگران و نيازمندان بسيار سفارش كرده است
من هم فقط وصيت او را انجام دادم. اگر ناچيز است
ببخش.
27ـ در گوشهاي دختر بچهاي خردسال به زحمت از
ميان جمعيت راه را باز ميكند و خودش را به صندوق
نزديك ميكند پاهايش را بالا ميگيرد و بستهاي را
تحويل ميدهد و رو به مسؤل غرفه ميگويد: آقا
مواظب باش توش پر از آب نباته و شكلات؛ خودم خيلي
دوست دارم. لابد آنها هم خوششون ميياد و زير نگاه
پر محبت مسؤل غرفه دور ميشود.
|