|
نام کتاب: مولوی |
|
ردیف |
موضوع |
اصل |
نوع شعر |
بیت |
|
1 |
کودکان |
دفتر اول- دیدن خواجه
طوطیان هندوستان را |
صبر باشد مشتهای زیرکان
هست حلوا آرزوی کودکان |
مثنوی معنوی |
15 |
|
2 |
کودکان |
دفتر اول- دربیان آن که
حال خود و مستی خود |
او چنین و کودکان اندر
پیش
بی خبر از مستی و ذوق میش |
مثنوی معنوی |
4 |
|
3 |
کودکان |
دفتر اول- دربیان آن که
حال خود و مستی خود |
جنگ خلقان همچو جنگ
کودکان
جمله بی معنی و بی مغز و
مهان |
مثنوی معنوی |
10 |
|
4 |
کودکان |
دفتر دوم- پرسیدن موسی(ع) |
از حجامت کودکان گزینه
زار
که نمی دانند ایشان سر
کار |
مثنوی معنوی |
17 |
|
5 |
کودکان |
دفتر دوم-بصیلت در سخن
آوردن سایل |
برینی گشته سواره نک فلان
می دواند در میان کودکان |
مثنوی معنوی |
3 |
|
6 |
کودکان |
دفتر- دوم بار نمی کشیدن
سایل |
شیخ راند اندر میان
کودکان
بانگ زد باری دگر اورا
جوان |
مثنوی معنوی |
10 |
|
7 |
کودکان |
دفتر- دوم بار نمی کشیدن
سایل |
های و هویی کرد شیخ و باز
راند
کودکان را باز سوی خویش
خواند |
مثنوی معنوی |
16 |
|
8 |
کودکان |
دفتر دوم- وصیت کردن
پیغمبر(ص) |
حق تعالی گفت کین کسب
جهان
پیش آن کسب است لعب
کودکان |
مثنوی معنوی |
46 |
|
9 |
کودکان |
دفتر دوم- وصیت کردن
پیغمبر(ص) |
کودکان سازند در بازی
دکان
سود نبود جز که تعبیر
زمان |
مثنوی معنوی |
48 |
|
10 |
کودکان |
دفتر دوم- وصیت کردن
پیغمبر(ص) |
شب شود در خانه آید گرسنه
کودکان رفته بمانده یک
تنه |
مثنوی معنوی |
49 |
|
11 |
کودکان |
دفتر سوم- فریفتن روستایی |
کودکان خواجه گفتند ای
پدر
ماه و ابر و سایه هم دراد
سفر |
مثنوی معنوی |
24 |
|
12 |
کودکان |
دفتر سوم- روان شدن خواجه |
غم یکی گنجست و رنج چو
کان
لیک کی درگیرد این در
کودکان |
مثنوی معنوی |
14 |
|
13 |
کودکان |
دفتر سوم- روان شدن خواجه |
کودکان چون نام بازی
بشنوند
جمله با خو گور هم تک می
دوند |
مثنوی معنوی |
15 |
|
14 |
کودکان |
دفتر سوم-مثال رنجور شدن
آدمی |
کودکان مکتبی از او ستاد
رنج دیدند از ملال و
اجتهاد |
مثنوی معنوی |
1 |
|
15 |
کودکان |
دفتر سوم- در وهم افکندن
کودکان |
روز گشت و آمدند آن
کودکان
برهمین فکرت زخانه تا
دکان |
مثنوی معنوی |
1 |
|
16 |
کودکان |
دفتر سوم-رنجور شدن استاد |
آمد و در را بتندی وا
گشاد
کودکان اندر پی آن اوستاد |
مثنوی معنوی |
5 |
|
17 |
کودکان |
دفتر سوم- در جامه خواب
افتادن |
کودکان آنجا نشستند و
نهان
درس می خواندند با صد
اندهان |
مثنوی معنوی |
8 |
|
18 |
کودکان |
دفتر سوم- دوم بار در وهم
افکندن کودکان |
چون همی خواندند گفت ای
کودکان
بانگ ما استاد را دارد
زیان |
مثنوی معنوی |
2 |
|
19 |
کودکان |
دفتر سوم-خلاء یافتن
کودکان |
کودکان گفتند بسم الله
روید
بر دروغ و صدق ما واقف
شوید |
مثنوی معنوی |
8 |
|
20 |
کودکان |
دفتر سوم- دعا و شفاعت
دقوقی |
سنگ پر کردی تو دامن از
جهان
هم زسنگ و سیم و زر چون
کودکان |
مثنوی معنوی |
70 |
|
21 |
کودکان |
دفتر سوم- شنیدن داود (ع) |
مرد و زن بر ناله من
واقفند
کودکان این ماجوارا واصف
اند |
مثنوی معنوی |
8 |
|
22 |
کودکان |
دفتر سوم- قصه اهل صبا |
آن سبا ماند به شهر بس
کلان
درفسانه بشنوی از کودکان |
مثنوی معنوی |
2 |
|
23 |
کودکان |
دفتر سوم- قصه اهل صبا |
کودکان افسانها می آورند
درج در افسانه شان بس سر
و پند |
مثنوی معنوی |
3 |
|
24 |
کودکان |
دفتر سوم- فرق میان داشتن
چیزی |
کودکان خرد در کتابها
وآن امامان جمله در
محرابها |
مثنوی معنوی |
10 |
|
25 |
کودکان |
دفتر سوم- بیدار شدن روح
القدس |
کودکان خندان و دانایان
ترش
غم جگر باشد و شادی زشش |
مثنوی معنوی |
41 |
|
26 |
کودکان |
دفتر سوم- ذکر خیال بد
اندیشیدن |
کودکان خود فهمش می کنند
نیست چون امر پسند و
ناپسند |
مثنوی معنوی |
13 |
|
27 |
کودکان |
دفتر سوم- رسیدن بانگ
طلسمی |
کودکان اسفالها را بشکنند
نام زر بنهند و درد امن
کنند |
مثنوی معنوی |
16 |
|
28 |
کودکان |
دفتر چهارم-امیر کردن
رسول(ع) |
کودکان گرچه بیک مکتب
درند
درسبق هر یک زیک بالاترند |
مثنوی معنوی |
26 |
|
29 |
کودکان |
دفتر چهارم- غره شدن آدمی |
افتخار از رنگ و بو و از
مکان
هست شادی و فریب کودکان |
مثنوی معنوی |
15 |
|
30 |
کودکان |
دفتر چهارم- بیان این خبر
که کلموا الناس |
چونک با کودکان سروکار
فتاد
هم زبان کودکان باید گشاد |
مثنوی معنوی |
1 |
|
31 |
کودکان |
دفتر چهارم- قوله(ع) من
بشرتی |
پس رجال از نقل آدم
شادمان
وزبقااش شادمان این
کودکان |
مثنوی معنوی |
9 |
|
32 |
کودکان |
دفتر چهارم- اطوار و
منازل |
همچو میل کودکان با
مادران
سر میل خود نداند در لبان |
مثنوی معنوی |
5 |
|
33 |
کودکان |
دفتر پنجم- صفت طاووس |
باز این را می هل و می
جود گر
اینست لعب کودکان بی خبر |
مثنوی معنوی |
10 |
|
34 |
کودکان |
دفتر پنجم- آمدن آن امیر
نمام |
کودکان را حرص گوزینه و
شکر
از نصیحتها کند دو گوش کر |
مثنوی معنوی |
15 |
|
35 |
کودکان |
دفتر پنجم- مثل شیطان بر
در |
کودکان خانه دمش می کشند
باشد اندر دست طفلان
خوارمند |
مثنوی معنوی |
5 |
|
36 |
کودکان |
دفتر پنجم- جواب گفتن
مومن |
اوستادان کودکان را می
زنند
آن ادب سنگ سیه را کی
کنند |
مثنوی معنوی |
44 |
|
37 |
کودکان |
دفتر پنجم- درک وجدانی
چون اختیار |
کودکان خود را چون می زنی
چون بزگان را منزه می کنی |
مثنوی معنوی |
23 |
|
38 |
کودکان |
دفتر پنجم- حکایت مات
کردن |
مغز او خشکست او عقلش این
زمان
کمتر است از عقل و فهم
کودکان |
مثنوی معنوی |
13 |
|
39 |
کودکان |
دفتر پنجم- تفسیر این آیت
که وان الدار |
چون ندارند از فتوت زور و
دست
کودکان را تیغ چو ببین
بهترست |
مثنوی معنوی |
8 |
|
40 |
کودکان |
دفتر ششم- حکایت آن صیادی
که |
کودکان گرچه که در بازی
خوشند
شب کشانشان سوی خانه می
کشند |
مثنوی معنوی |
19 |
|
41 |
کودکان |
دفتر ششم- حواله کردن مرغ |
دیگران چون کودکان این
روز چند
تا شب تر حال بازی می
کنند |
مثنوی معنوی |
31 |
|
42 |
کودکان |
دفتر ششم- مثل |
هر درختی در رضاع کودکان
همچو مریم حامل از شاهی
نهان |
مثنوی معنوی |
28 |
|
43 |
کودکان |
دفتر ششم- متوفی شدن
بزرگین |
از خمیری اشتر و شیر
پزند
کودکان از حرص آن کف می
گزند |
مثنوی معنوی |
85 |
|
44 |
کودکان |
دفتر ششم- متوفی شدن
بزرگین |
شیر و اشتر نان شود اندر
دهان
در نگیرد این سخن با
کودکان |
مثنوی معنوی |
86 |
|
45 |
کودکان |
غزلیات- ای میر آب بگشا |
هرگز کسی نرقصد تا لطف تو
نبیند
کاندر شکن زلطفت رقص است
کودکان را |
دیوان شمس |
3 |
|
46 |
کودکان |
غزلیات- نام شتر به ترکی |
مازاده قضا و قضا و مارد
همه ست
چون کودکان دوان شده ایم
از پی قضا |
دیوان شمس |
2 |
|
47 |
کودکان |
غزلیات- مرا تو گوش گرفتی |
نه کودکان به قیامت سپید
موخیزند
قیامت تو سیه مو کرد
پیران را |
دیوان شمس |
6 |
|
48 |
کودکان |
غزلیات- خواجه چرا کرده
ای |
او چو شکر بوده است دل
زشکر پرولیک
در ادب کودکان باشد لالا
ترش |
دیوان شمس |
14 |
|
49 |
کودکان |
غزلیات- بیا بیا که تویی
شیر |
دهان ببسته ام از راز چون
جنین غم
که کودکان به شکم در غذا
خورند از ناف |
دیوان شمس |
9 |
|
50 |
کودکان |
غزلیات- چگونه بر نبرد
جان |
چو کودکان هله تا چندما
به عالم خاک
کنیم دامن خود پرز خاک و
سنگ و سفال |
دیوان شمس |
9 |
|
51 |
کودکان |
غزلیات- عشقا ترا قاضی
برم |
هر دو خیالی نو رسد از
سوی جان اندرجد
چون کودکان قلعه بزم گوید
زقسام القسم |
دیوان شمس |
14 |
|
52 |
کودکان |
غزلیات- فرود آتو زمرکب |
میان کودکان مکتب او
چو کوه و بحر از احبار می
بین |
دیوان شمس |
8 |
|
53 |
کودکان |
غزلیات- پروانه شد در آتش |
چل سال چشم آدم در عذر
داشت ماتم
گفته به کودکانش بابا که
همچین کن |
دیوان شمس |
10 |
|
54 |
کودکان |
غزلیات- ای در طواف ماه |
از روی همچون آتشم حمام
عالم گرم شد
بر صورت گرمابه ای چون
کودکان کمتر گری |
دیوان شمس |
18 |
|
55 |
کودکان |
غزلیات- هر بشری که صاف
شد |
عالم خاک همچون تل فقر چو
گنج زیراو
شادی کودکان بود بازی و
لاغ برتلی |
دیوان شمس |
2 |
|
56 |
کودکان |
غزلیات- ببین این فتح |
چون جان بالغان لوحیست
محفوظ
مثال کودکان زالواح تا کی |
دیوان شمس |
6 |
|
57 |
کودکان |
غزلیات- کسی که باده خورد |
جهان لهو و لعب کودکان
باده دهد
زتست مستی بالغ که زفت
سغراتی |
دیوان شمس |
8 |
|
58 |
کودکان |
غزلیات- هجر مارا کنار |
دولت کودکانه م جویند
دولت بی غبار بایستی |
دیوان شمس |
14 |
|
59 |
کودکان |
رباعیات- ای آن که ما
تودیی |
ای آنکه تو دیر آمده ای
در کتاب
گربشتابند کودکان تو
مشتاب |
دیوان شمس |
1 |
|
60 |
کودکان |
رباعیات- روزی ترش است |
آن بازی کودکان و خندید
نشان
از گریه مادر است و قبض
پدر است |
دیوان شمس |
2 |
|
61 |
کودکان |
رباعیات- زاهد بودم |
سجاده نشین باوقاری بودم
بازیچه کودکا کویم کردی |
دیوان شمس |
2 |
|
62 |
کودکان |
دفتر سوم- بیا آنکه طانمی |
کودکان را می بری مکتب به
زور
زآنک هستند از فواید چشم
کور |
مثنوی معنوی |
25 |
|
63 |
کودکان |
دفتر چهارم- دلداری کردن |
وقف بازی کودکانرا از
اختلال
می نماید آن خزفها زرو
مال |
مثنوی معنوی |
24 |
|
64 |
کودکان |
دفتر چهارم- آزاد شدن
بلقیس |
تا نگردد خسته هنگان لقا
کودکانه حاجتش گرده روا |
مثنوی معنوی |
27 |
|
65 |
کودکان |
دفتر چهارم- بقیه قصه
عمارت کردن |
کودکان را حرص می آرد
غرار
تا شوند از ذوق دل دامن
سوار |
مثنوی معنوی |
21 |
|
66 |
کودکان |
دفتر سوم- دعا و شفاعت |
کی نماید کودکان را سنگ
سنگ
تا نگیرد عقل دامنشان
بچنگ |
مثنوی معنوی |
72 |
|
67 |
کودکان |
دفتر سوم- خواندن فرعون |
هر زنان را خلصت وصلت دهد
کودکان را هم کلاه زر نهد |
مثنوی معنوی |
5 |
|
68 |
کودکان |
دفتر سوم- بقیه داستان
رفتن |
هم ازینجا کودکانش در
پسند
نرتع و نلعب به شادی می
زدند |
مثنوی معنوی |
5 |
|
69 |
کودکان |
دفتر اول- برون انداختن
مرد |
دانه باشی مرغکانت برچنند
غنچه باشی کودکانت برکنند |
مثنوی معنوی |
9 |