روایت راهاندازی کارگاه ساخت عروسک توسط بانوی مددجوی سرپرست خانوار
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کمیته امداد، فاطمه در دهه سوم زندگی قرار دارد و سرپرست خانواده است. او سالها در خانه، عروسک درست میکرد و در حسرت داشتن یک کارگاه بود.
کارگاه عروسکسازی خانم هنرمند
دوچرخهها رد میشوند از کوچههای کاهگلی، پیچ میخورند، از جوی آب، میگذرند و بعد دوباره میپیچند در کوچه دیگری. پشت همین کوچهها که در بافت قدیمی شهر اصفهان قرار دارد، در محله سودان، محله امامزاده، خانه کوچک کاهگلی، جا خوش کرده است. در چوبی را که میزنیم، صدای گامهایی آرام و مطمئن میآید، بعد بانویی در را باز میکند، کسی که هنر دستش حالا چشم بسیاری از بچهها و بزرگسالان را گرفته است. از دالان کوچک که میگذریم، اتاق ۵، ۶ متری کارگاه خودش را نشان میدهد. اول از همه یک همزن بزرگ است که توجه را جلب میکند، همزنی که راسته دست فاطمه است و با آن خمیری میسازد از جنس چسب چوب، روغن گلیسیرین و نشاسته ذرت. بعد که سر میچرخانیم، چهرههایی شاد، کوچک و بزرگ رخ نشان میدهند، عروسکهایی رنگی، که همه نشستهاند روی قفسه کارگاه. خالقشان میگوید که همه این عروسکها عضو یک خانواده هستند. راست میگوید، با این رنگ چشمها و موهایشان متفاوت است، اما چهره همه یک شکل است. خانواده بزرگی از عروسکهای فوندانتی فاطمه.
عروسکهایی از جنس چسب و نشاسته
فاطمه تعریف میکند که به جز خودش، سه بانوی دیگر هم با او کار میکنند. افرادی که همه سرپرست خانواده و مددجوی کمیته امداد هستند. برخی از آنها مانند فاطمه، عروسک میسازند و برخی لباسهای عروسکها را میدوزند و یا میبافند. عروسکهای این بانوی هنرمند، در اصفهان مشتری زیادی دارد، او عروسکهایش را به جز اصفهان، به شهرهای دیگری مانند تهران، شهرکرد و کرمان هم صادر میکند.
وقتی کارگاه عروسکسازی آرزو بود
حالا باید به عقب بازگشت. به ۱۲، ۱۳ سال پیش، زمانی که فاطمه نوجوان بود و یاد گرفت، چه طور با خمیر مخصوص، عروسکهای جذاب بسازد. او به یاد دارد که با عشق و علاقه در کارگاهی حاضر میشد تا مواد اولیه کارش، خمیر مخصوص را تهیه کند. این بانوی هنرمند تعریف میکند که همیشه با حسرت به کارگاه نگاه میکرد، به عروسکهایی که خندان و خوشحال توی قفسه بودند. او آرزویش را در دل گذاشته بود و تلاش میکرد و با وجود مشکلات ریز و درشتی که داشت، عروسکهایش را خلق میکرد. پنج سال پیش اما اتفاقی افتاد و زندگی فاطمه از این رو به آن رو شد. زمانی که این مددجوی کمیته امداد با وام اشتغالزایی توانست به آرزویش برسد.
فاطمه میگوید از زمان دریافت وام تا به امروز که او کارگاه و کسبوکارش را دارد، حمایت همیشگی کمیته امداد شامل حالش بوده است و تسهیلگران این نهاد همواره کنارش بودهاند.
درست است که فاطمه به آرزویش رسیده است و حالا کارگاه خودش را دارد، او اما آرزوی دیگری دارد؛ آرزویی که دعا میکند مانند آن یکی به آن دست پیدا کند. فاطمه میگوید، دوست دارد افراد بیشتری، بیشتر از ۳ نفر را استخدام کند، افرادی را که مانند او سرپرست خانوادهاند و دوست دارند، شغلی داشته باشند و به توانمندی برسند.
انتهای پیام








