ramezav.jpg

«يادمان امدادگران»

  • یادمان امدادگر برجسته حاج عبدالله والی

       مروري كوتاه بر زندگي پرثمر و خدمات با ارزش مرحوم حاج عبدالله والي

      مرحوم حاج عبدالله والي در سال 1327 هجري شمسي در يك خانواده متدين و روحاني و در يكي از محلات قديمي تهران بنام دولاب چشم به جهان گشودند.
      ايشان پس از طي مراحل تحصيلي، در سال 1351 به استخدام بانك صادرات ايران درآمدند و در همان سال ازدواج نمودند كه ثمره آن سه فرزند مي‌باشد.
      آن مرحوم در دوران جواني انساني پاك نهاد و داراي خصلت‌ها و فضايل انساني والا و در ياري‌رساني به مستمندان و محرومان فعال بود در همين ارتباط از سال 1350 با كمك دوستان نيك انديشش فعاليتهاي خود را در اين زمينه منسجم نمود و از طريق بنياد امام جعفر صادق (ع) به حمايت از بينوايان ادامه داد.
      مرحوم والي در جريان مبارزات ملت مسلمان ايران بر عليه رژيم ستم شاهي حضوري مؤثر و نقشي فعالانه داشته و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام (ره) نيز سر از پا نشناخته و بصورتي خستگي ناپذير به فعاليتهاي انقلابي خود در نهادهاي انقلابي، پرشورتر از گذشته ادامه داد.
      ايشان بلحاظ تدين، اخلاص و كفايتي كه در امر خدمت رساني به محرومين داشتند در سال 1360 به اتفاق چند تن از ياران انقلاب طي مأموريتي از سوي نماينده معزز ولي فقيه جناب آقاي عسگراولادي و مقام محترم سرپرستي كميته امداد امام خميني(ره) جناب آقاي سيد رضا نيري جهت محروميت زدايي به ياري مردم محروم هرمزگان شتافته و مدت شش ماه در نقاط محروم اين استان به مردم رنج كشيده و مستضعف آن وادي، عاشقانه خدمت نمودند.
      در جريان همين سفر، ايشان و همراهانش منطقه فراموش شده و فوق العاده محروم بشاگرد (از توابع شهرستان ميناب) كه در يك نظام كاملاً طبقاتي و ظالمانه به گونه‌اي كه روابط اجتماعي حاكم بر آن بصورت سلسله مراتب بين غلام، رئيس و خان بود بسر مي‌برد و هيچگونه آثار تمدني در آن يافت نمي‌شد را كشف و به سرپرستي كميته امداد و حاج آقاي عسگراولادي گزارش نمودند.
      بدنبال اين مسئله در سال 1361 ايشان طي حكمي بصورت رسمي جهت محروميت زدايي از منطقه بشاگرد از سوي نماينده محترم ولي فقيه در كميته امداد مأموريت يافت تا به آن منطقه عزيمت نموده و آنان را از فقر مطلق و زندگي اسف باري كه در آن بسر مي‌بردند نجات دهد.
      براي شناخت عمق محروميت مردم اين منطقه لازم است بدانيم كه اين مردم تا آن زمان اتومبيل را اصلاً نديده بودند، برنج را نديده بودند و نمي شناختند، مالاريا و انواع بيماريهاي عفوني و ميكربي در حد بالايي در بين آنان شايع بود و از ساده ترين امكانات اوليه زندگي نيز بي بهره‌بودند.
      مرحوم حاج عبدالله والي در نهايت ايثار و از خودگذشتگي، آسايش و آرامش و زندگي مرفه را بر خود حرام كرده و عاشقانه خود و خانواده‌اش را وقف خدمت مشفقانه به اين مردم نمودند.
      رشته‌اي بر گردنم افكنده دوست مي‌كشد هر جا كه خاطر خواه اوست
      ايشان طي حدود 22 سال تلاش شبانه روزي و خستگي ناپذير، مردم محروم بشاگرد را از فقر مطلق و ذلت و خواري نجات داد و به مردمي سربلند و با عزت و داراي زندگي معمولي و آبرومندانه مبدل نمود و در اثر اجراي طرحهاي گسترده عمراني، چهره قبلي اين منطقه را بكلي دگرگون ساخت.
      لازم به ذكر است كه اين عزيز سفر كرده بر اثر 12 بار ابتلا به بيماري خطرناك مالاريا سلامتي خود را نيز در اين راه از دست داده و تا پايان عمر از عوارض ناشي از اين بيماري رنج مي‌برد.
      اهم اقدامات و خدمات فوق‌العاده ارزشمندي كه طي اين مدت در پرتو مديريت خردمندانه اين انسان شايسته در منطقه محروم و سنگلاخي و بي آب و علف بشاگرد به مرحله اجرا درآمده به شرح زير است :
      ـ احداث و تعمير بيش از 1100 كيلومتر راه دستيابي و ارتباطي.
      ـ تسطيح صدها هكتار زمين جهت ايجاد باغ و بندآبي، جهت اجراي طرحهاي آبخيزداري.
      ـ اجراي عمليات گسترده در جهت اجراي طرحهاي آبخيزداري.
      ـ ‌احداث 3 سد بند نسبتاً بزرگ جهت ذخيره آب براي مصارف شرب و كشاورزي.
      ـ احداث 34 باب دبستان در سطح منطقه.
      ـ احداث 4 مجتمع شبانه روزي و خوابگاهي راهنمايي و دبيرستان دخترانه و پسرانه.
      ـ احداث حوزه علميه براي برادران.
      ـ احداث حوزه علميه براي خواهران.
      ـ احداث 3 باب مجتمع خوابگاهي دانش آموزي.
      ـ احداث درمانگاه شبانه روزي.
      ـ احداث 23 باب مسجد و حسينيه.
      ـ احداث حداقل 10 باب گرمابه عمومي.
      ـ احداث 2 باغ بزرگ مركبات و نخليات كه مركبات، خرما و ساير محصولات آن از نظر كيفيت در سطح استان و بلكه در سطح كشور بي نظير است.
      ـ تسطيح ‌اراضي ‌و تجهيز آن در سطح وسيع جهت ايجاد باغات و واگذاري آن به محرومان بمنظور خودكفايي آنان.
      ـ ايجاد مركزي براي ارائه خدمات حمايتي و اداري به مردم منطقه بشاگرد بنام خميني شهر.
      ـ تجميع روستائيان از 1150 روستا و اسكان آنان در 430 روستا با هدف آسان سازي و ارتقاء‌سطح خدمات رساني به روستائيان.
      ـ تحت پوشش خدمات حمايتي قرار دادن بيش از 15 هزار نفر از محرومان منطقه در قالب طرح مددجويي و طرح شهيد رجايي و ارائه انواع خدمات خودكفايي، درماني، فرهنگي، آموزشي و پرداخت مستمري ماهانه به آنان و حمايت ويژه از ايتام منطقه.
      سرانجام امدادگر بزرگوار و يار و ياور مخلص محرومان و مستضعفان حاج عبدالله والي پس از عمري خدمت خالصانه و بي منت در سال 1384 و در سن 56 سالگي بر اثر عارضه سكته قلبي دعوت حق را لبيك گفت و روحش به ملكوت اعلي پيوست، روحش شاد و يادش گرامي باد.
      در پايان بنا به توصيه و سفارش أكيد خود آن مرحوم كه همواره در دوران حيات شريفش بر آن تأكيد داشت اين نكته را نيز ياد آور مي‌شويم كه همراهي، كمك، پشتيباني و زحمات مؤثر و چشمگير افراد، اقشار، گروهها و سازمانهاي مختلف در به اجرا درآمدن طرحهاي عمراني در منطقه محروم بشاگرد دخل بوده و اگر اين همكاري‌ها و كمكها نبود هرگز چنين موفقيتهاي بزرگي بدست نمي‌آمد.
      ذيلاً به ذكر نام برخي از اين اقشار و سازمانها مي‌پردازيم :
      ـ شوراي محترم مركزي، سرپرستي، معاونين و مديران كل دفتر مركزي كميته امداد ـ امدادگران متعهد و دلسوز كميته‌هاي امداد امام خميني(ره) ميناب و بشاگرد ـ ساير امدادگران از نقاط مختلف كشور ـ ادارات، نهادها و سازمانهاي استان هرمزگان ـ شركت ملي فولاد ايران ـ دانشگاه تهران ـ دانشگاه اصفهان ـ دانشگاه امام صادق (ع) ـ دانشگاه شهيد بهشتي ـ اصناف و بازاريان متعهد ـ هيئت خدمتگزاران بشاگرد ـ وزارت بازرگاني ـ شبكه برق منطقه‌اي تهران ـ شبكه برق منطقه‌اي اصفهان ـ دفتر مناطق محروم رياست جمهوري ـ صندوق قرض الحسنه الزهرا (س) ـ روزنامه نگاران و خبرنگاران متعهد و ساير اصحاب رسانه‌ها ـ مديران و خبرنگاران صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.

       عبدالله ولي آبادگر بشاگرد به ديار حق شتافت

      عبدالله والي امدادگر نمونه و گمنام كميته امداد امام خميني (ره) در محرومترين نقطه كشور پس از 25 سال تلاش شبانه روزي در منطقه بشاگرد به ديار حق شتافت.

      روابط عمومي كميته امداد امام خميني (ره) اعلام كرد: عبدالله والي مدير كل كميته امدا امام خميني (ره) در بشاگرد در سن 56 سالگي در اثر سكته قلبي جان باخت و پيكر اين امدادگر فداكار و مخلص در بهشت زهرا «س» به خاك سپرده شد.

      مرحوم عبدالله والي از نخستين افرادي بود كه در سال 1360عازم منطقه محروم بشاگرد از توابع شهرستان ميناب در استان هرمزگان شد و كميته امداد امام (ره) را در اين منطقه محروم تاسيس كرد و با دوري از خانواده با جان و دل و همت مردم به زدودن فقر همت گماشت. والي با 25 سال حضور در منطقه، چهره بشاگرد را تغيير داد و با احداث كيلومترها راه ارتباطي،‌ ايجاد شهرك امام خميني (ره) تاسيس دهها مدرسه، مسجد،‌ مركز بهداشتي و آموزشي، فرهنگي، حوزه علميه، گرمابه خورشيدي مجتمع كشاورزي امام علي (ع)، آبخيزداري و حمايت از محرومان و سالخوردگان و ايجاد اشتغال، اقدامات تحسين برانگيزي انجام داد.


       

      انالله و انا اليه راجعون

      پس از يك ربع قرن خدمت صادقانه و بي ادعا در منطقه محروم بشاگرد امدادگر نمونه و گمنام و يكي از فرزندان مومن فداكار و بسيجي امام امت برادر حاج عبدالله والي دارفاني را وداع گفت و به ملكوت اعلي پيوست .

      مديركل كميته امداد امام خميني (ره) بشاگرد از سال 1360 در لبيك به نداي امام بزرگوار (ره) مبني بر سازندگي كشور و رفع محروميت از مناطق دور افتاده به منطقه محروم بشاگرد هجرت نمود و با پايه گذاري كميته امداد خدمت به مردمان معزز آن ديار كه ساليان متمادي فقر مطلق را شاهد و از هيچ يك از امكانات اوليه برخوردار نبودند را آغاز و با حضور مستمر و دور از خانواده خدمت خالصانه و عاشقانه خود را به اولياء نعم تا پايان دوران سرفراز زندگي خود ادامه داد و با جان ودل و تبالش مردم مومن منطقه به زدودن فقر همت گماشت. مرحوم حاج عبدالله والي با حضور 25 سال خود با توكل به خداوند متعال و كمكهاي بي شائبه نيكوكاران و نظام مقدس جمهوري اسلامي چهره بشاگرد را تغيير داد و با احداث كيلومترها راه ارتباطي، ايجاد خميني شهر ،‌دهها مدرسه، خوابگاه، مسجد، مراكز بهداشتي درماني، ‌آموزشي، حوزه علميه برادران و خواهران، مجتمع كشاورزي امام علي (ع) و آبخيزداري و ... حمايت از محرومان و سالخوردگان و ايتام و ايجاد اشتغال اقدامات تحسين برانگيزي انجام داد . شوراي مركزي كميته امداد امام خميني ضايعه در گذشت محب اهل بيت عصمت و طهارت را به محضر مقام معظم ولي عصر (عج)، امدادگران سراسر كشور، خانواده معزز و بازماندگان و اهالي محترم ميناب و بشاگرد تسليت عرض نموده از درگاه خداوند م تعالي باري كليه مصيبت ديدگان صبر جميل و اجر جزيل مسئلت دارد .

      شوراي مركزي كميته امداد امام خميني

       انالله و انا اليه راجعون

      حاج عبدالله والي سرباز پاكباخته انقلاب، امدادگر خدوم، محب اهل بيت عصمت وطهارت (ع) پس از سالها تلاش خستگي ناپذير دعوت حق را لبيك گفت. او در سنگر خدمت به انقلاب، دورترين و محرومترين نقطعه را برگزيد تاخالصانه ترين نيت ها را در موثرترين كارها ارائه دهد.

      هر چند بشاگرد ملجا و محراب او بود، اما سيره امدادگيري او تا عمق روستاهاي كشور ما نشر يافت و يارانش عاشقانه به خدمت به محرومان افتخار مي كردند ، حضور بيست و پنج ساله او در بشاگرد، از آن نقطه محروم، سرزميني پر نشاط ساخت.

      امروز در جاي جاي بشاگرد زندگي جاري است و روح اميد مي دهد، او با توكل بر خدا، عشق به آل الله و كمك مردم نوعدوست و خير و با قدم شوق بر تارك خشك و محروم، سرزميني سرسبز، شادمان و پر افتخار كشيد، امروز دهها اثر به يادماني شاهد تلاش شبانه روزي مردي است كه به « انما نطعمكم لوجه الله» اقتدار كرده بود.

      حوزه علميه،‌مدرسه،‌مراكز بهداشتي،‌راههاي ارتباطي و از همه مهمتر احياء فرهنگ كار و تلاش ميراث گرانبهايي است كه از او به يادگار مانده است.

      اين ضايعه مولمه را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) نائب برحقش حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي، امدادگران خدوم، مردم شريف بشاگرد و به ويژه خانواده محترمشان تسليت عرض نموده، همنشيني و پرواز با صالحان و شهيدان را براي آن مرحوم طلب مي كنيم.

      سيد رضا نيري، ‌سرپرست، ‌معاونين
      و مديران كل كميته امداد امام خميني

      حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي
      رياست جمهوري (وقت):

      نقش كميته امداد و به خصوص نقش

      مرحوم عبدالله والي در پيشرفت امور بشاگرد فوق العاده بالا بود

      حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي رياست محترم جمهوري (وقت) به فاصله 12 روز پس از رحلت مرحوم حاج عبدالله والي با مردم بشاگرد ديدار كرد و با آنان سخن گفت متن زير گوشه اي از سخنان رياست جمهوري با مردم بشاگرد است.

      خداوند به من توفيق داد در سال 1365 هنگامي كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بودم وبه استان هرمزگان سفر كرده بودم،‌سفري را به منطقه بشاگرد داشته باشم كه آنروز اصلا امكان ارتباط زميني نبود و توسط هلي كوپتر در شش هفت نقطه بشاگرد از جمله همين گوهران توقف كردم.

      در كپرها، نزد مردم خوب و در كوچه و بازار با مردم صحبت كردم و واقعا زخمي كه از محروميت آنجا بر روح من نهاده شد همچنان برجاست اما در آن روزگار يك انسان نوراني، يك انسان پر نشاط و پر ايمان ما را در بشاگرد راهنمايي مي كرد، اطلاعات لازم را مي داد، ما را به نقاط مخصوص مي برد ،‌نام او عبدالله والي بود انسان بزرگواري كه بيش از ما دردمندانه براي خدمت به اين مردم خوب و صاحب اين فرهنگ بالا خود را وقف كرده بود.

      عبدالله والي در آن روز جوان بود، انساني كه زندگي را در تهران رها كرده بود درخدمت كميته امداد به اين منطقه آ«ده بند تا در حد توان خود به شما مردم بزرگوار خدمت بكند وانصاب بايد داد كه نقش كميته امداد و بخصوص نقش مرحوم عبدالله والي در پيشرفت امور بشاگرد نقشي فوق العاده بالا بود و امروز هنگامي من خدمت شما هستم كه اين عزيز بزرگوار كه چندين سال در كنار شما بود امروز به جوار رحمت حق رفته است و مطمئن هستم كه نتيجه خدمات و زحمات او را خداون بار رحمت و عنايت واسعه خود به او خواهد داد و نيز تبريك مي گويم به برادر بزرگوارش كه اين توفيق را داشت كه پا در جاي پاي برادر عزيزش بگذارد و خدمت به شما را به نام خاندان والي ادامه بدهد و براي اين برادر عزيز آرزوي موفقيت مي كنم.



      آقاي دكتر حداد عادل
      رييس مجلس شوراي اسلامي(وقت):

      بي گمان بخش عمده تحول در بشاگرد را
      بايد مرهون مديريت و فداكاري والي دانست

      آقاي دكتر حداد عادل رييس مجلس شواري اسلامي در سخناني در جلسه علني 18/2/84 مجلس شواراي اسلامي به مناسبتهاي مختلف اين هفته و در گراميداشت ياد و نام مرحوم حاج عبدالله والي مديركل كميته امداد امام خميني منطقه بشاگرد اظهار داشت: ياد و نام مرحوم عبدالله والي را گرامي مي داريم. والي كه در حدود 10 روز پيش مسئول كميته امداد امام در بشاگرد بود. او از اوايل پيروزي انقلاب اسلامي براي رفع محروميتهاي آن منطقه و خدمت به مردم مقيم آن ديار شده بود و بي هياهو در آبادان ي بشاگرد كوشيد. اگر امروز چهره بشاگرد عوض شده و رنگ شادابي يافته است. بي گمان بخش عمده اين تحول را مي توان مرهون مديريت و فداكاري عبدالله والي دانست ايران اسلامي از اين گونه فرزندان مومن و ايثارگران و خدمتگزار فراوان دارد و ما به اين مردان بي ادعا افتخار مي كنيم و براي مرحوم عبدالله والي از خداوند طلب علو درجات و مغفرت مي كنيم .

       

      پيام تسليت مشاور رييس جمهور و رييس دفتر امور مناطق محروم كشور
      به آقاي نيري سرپرست كميته امداد امام خميني (ره)

      مصيبت درگذشت حاج عبداله والي امدادگر پرتوان و ياور محرومان بشاگرد را كه تاسف و اندوه همه كساني كه از دور و نزديك او را مي شناختند برانگيخت ، به جنابعالي و به خانواده صبور آن مرحوم و هم امدادگران و بشاگردي‌ها تسليم عرض نموده، اينجانب هرگز خاطره خدمات شبانه روزي اين امدادگر كم توقع و خستگي ناپذير را كه در همه سفرها و بازديدهاي مكرر خود در دورترين روستاهاي بشاگرد آثار آن را به چشم ديده ام فراموش نخواهم كرد. اين امدادگر قهرمان ضمن همكاري صميمانه با دفتر مناطق محروم كشور در امور عمراني روستاهاي بشاگرد به مددجويان تحت پوشش امداد در بشاگرد همانند اعضاء اصل خانه خود مي نگريست همواره در فكر تامين شغل آبرومند و افزايش درآمد خانوارها به جاي دريافت كمك هزينه مستمري باري آنان بود. طرحهاي اشتغالزايي در اين خانوارها را پايه گذاري كرد از حصيربافي و سوزن دوزي گرفته تا نهال كاري و يا آبخيزداري و از سوي ديگر محرومترين خانوارها را در احداث سرپناه و يا حمل آرد مصرفي با تمام وجود و با بضاعت امدادياري مي داد و در يك جمله براي آناني كه آهي بر بساط نداشتند كه با آن سودا كنند به معني واقعي تا آخرين نفس، همنوا و همراه بود جايي مثل خميني شهر بشاگرد را به گلوگاه و گذرگاه بارانداز امداد رساني منطقه تبديل كد آنجا (خميني شهر بشاگرد) مشعل خدمت، پناهگاه مددجويان، رواق روحانيون مبلغ دين و دعوت شدگان به صحنه امداد محرومان شد او همواره در همين نقطه از بشاگرد خيرين را به منطقه جذب تا با اين حركت، فقر را دفع كند. باري احداث مدرسه بچه ها ويا مسجد در برخي آبادي ها تلاش مي كرد بالاخره مي توان گفت كه شخص حاج والي حاج فرمان امداد امام را حل را در بشاگرد از سال 1360 به صورت عملي تعريف كرد و از آن سال تا لحظه مرگ در كم رساني و مردم ياري آرام نگرفت به عبارت ديگر حاجي والي يعني امداد و امداد در بشاگرد يعني حاجي والي والسلام .

      جليل بشارتي
      مشاور رييس جمهور و رييس دفتر امور مناطق محروم كشور

      برادر گرامي جناب آقاي نيري
      سرپرست محترم كميته امداد

      سلام عليكم و رحمه الله

      رحلت برادر عزيز و فداكار مرحوم حاج عبدالله والي رضوان الله تعالي عليه كه با مهاجرت الي الله و خدمت به مردم منطقه بشاگرد منشا خدمات فراوان شده از مصاديق حديث شريف بود كه امام عسگري (ع) فرمودند: ‌خصلتان ليس فوقه ما من البر شيئي الايمان بالله و نف الاخوان موجب تاثر و تالم اينجانب شد.

      ضمن تسليت خدمت آن عزيزان و خانواده مكرم و مردم شريف بشاگرد و ميناب و همكاران محترم آن عزيز در كميته امداد،‌ از خداوند متعال براي آن فقيد سعيد رحمت و غفران الهي و براي همكاري محترم آن مرحوم در كميته امداد و بازماندگان آن فقيد سعيد صبر و اجر و حسن توفيق مسئلت مي نمايم .

      ضمنا اينجانب دوسه سال به مناسبت زحمات آن رحيل الي الله نامه اي ارسال نمودم كه يادآوري آن مفيد است.
       

      جزاكم الله خيرالجزا
      دري نجف آبادي
      دادستان كل كشور
       


      آقاي حبيب ا... عسگر اولادي نماينده ولي فقيه
      در كميته امداد امام خميني (ره)

      والي فناي في ا... بود

      آقاي حبيب الله عسگر اولادي نماينده ولي فقيه در كمتيه امداد امام خميني (ره) كه در مسجد قدس بندرعباس و در مراسم ختمي كه از سوي آيت الله نعيم آبادي نماينده ولي فقيه و امام جمعه بندرعباس براي گراميداشت مرحوم حاج عبدالله والي منعقد گرديده بود اظهار داشت:‌

      والي فراموش شده اي بود كه هيچ گاه خدمت به محرومان را فراموش نكرد. او بنده مخلص خدا و پاك باخته اي واقعي نسبت به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي بود.

      والي ذوب به خلق خدا به هر كجا كه گمان مي برد، روي مي آورد. والي فناي في ا... بود. ما بايد كارهاي مرحوم عبدالله والي را تداوم بدهيم و او را سرمشق خود قرار دهيم.

       

      منصور قمشه

      حاج عبدالله والی خادمی مهربان بود که بنا به توصیه ولی، مرجع و مراد خویش، حضرت امام خمینی( ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای خدمت در دورترین و محروم ترین منطقه کشور رابرگزید و نه تنها خادم، بلکه همدرد آنها بود و در نداری آنها، در درد آنها دردمند و در گرسنگی آنها گرسنه بود.

      کلام در رثای عابدی است که همواره با وضو بود، اهل قرآن و زیارت عاشورا و نماز شبش حتی در سخت ترین زمانها و خسته ترین احوال ترک نشد. عارفی اهل ذکر بود و در پی صاحب ذکر، عاشقی که به اهل بیت عشق می ورزید و با اولین ذکر مصائب آل الله، قطرات اشک بر محاسنش جاری می شد. سخن از مسافری است که در زمان حضورش به ما آموخت که با توکل به خداوند و همتی مردانه طلسم بشاگرد شکستنی است.

      والی عمر کوتاه اما پربرکت خود را وقف مردم محروم، نیازمند و سرافراز بشاگرد نمود. او چشمان خود را بر لذت های دنیوی بست تا جاودانه شود و چه زیبا در قلب های رنج کشیده جا گرفت. امروز والی اسطوره جوانانی است که در پی خدمت صادقانه اند.

      مردم بشاگرد هیچ گاه حاج عبدالله والی را از یاد نخواهند برد و داستان ایثار و گذشت آن مرد خدا سینه به سینه در بشاگرد ماندگار خواهد شد.

      دوستی نقل می کرد والی وقتی به بشاگرد آمد هنوز گرد و خاک کردستان روی تنش بود. خستگی در وجودش بود اما خسته نبود. چندین بیماری داشت ولی هیچ وقت او را مریض نمی دیدید. چندین پست مدیریتی در مرکز به او پیشنهاد شد اما حاجی حاضر نبود بشاگرد را رها کند، بیاید تهران در کنار خانه و خانواده، حتی حاضر نشد خانه محقر خود را عوض کند همان گونه که حاضر نشد افکارش را عوض کند. خیلی ها عوض شدند اما حاجی والی همان حاجی والی سال 61 بود که برای اولین بار به بشاگرد آمد. والی انسانی تمام عیار بود و باید به جامعه اسلامی بویژه مدیران معرفی شود.

       

      براي حاج والي

      بشاگرد، اين سرزمين داغ و تفتيده و بي آب و علف، اين سرزمين سوزان و محصور در لا به لاي كوه هاي تمام نشدني است، ‌امروز داغ تازه اي به دل دارد.

      بشاگرد،‌امروز سوگوار مونس دير آشناي خويش است. كوههاي سياه و سوخته از هرم داغ آفتاب بشاگرد، اكنون سياهپوش داغ رفيقي هستند كه سالهاي سال به چشم محبت در آنها نگريسته بود و از كمركش هر كدمشان براي وصل جسته بود تا مگر پيش روي محرومی از یاد رفته، دو زانو بنشیند و دستی بر سر فراموش شدگان این دیار فراموشی بکشد که ای عزیزان، اگر هیچ کس نیست تا بر زخم نداری شمایان مرهم گذارد، من هستم. با دستهایی پر از برکت و چشمانی مشتاق، و سینه ای صبور و قدم هایی استوار. حاج والی در سال1362 وارد بشاگرد شد. یک سال تمام از دور و نزدیک، به شور و اراده او چشم دوختم و خیلی زود، او را و همت والای او را باور کردم. او آمده بود تا شعبه ای از کمیته امداد را در آن سرزمین رنج و درد افتتاح کند، و من، یک سال از حضورم در بشاگرد و در جهاد سازندگی گذشته بود. هر دوی ما را دردی مشترک به جوشش و حرکت فرامی خواند. این که باید کاری کرد و در این محرومستان غم زده، سایبانی از درستی و راستی و امنیت و رفاه و کار و امید پرداخت. یک سال بعد، و بنا به دلایلی، من از بشاگرد کوچیدم و صدها کار انجام شده و نشده را به دوستان جهادی ام سپردم و به سنگری دیگر شتافتم. قصد من علاوه بر ساخت و ساز و ترمیم وضع معیشتی مردمان بشاگرد، بازتاباندن نگاه ها و حساسیت ها و الفت مسوولین وقت به این هیچستان غمبار بود که تا حدودی نیز موفق شدم. ساخت چندین برنامه تلویزیونی در همین زمان ، بشاگرد را ازغربت به در آورد و چشم ها را بدان سو دواند. یک روز در راهی سنگلاخ و رنج آورد، به والی برخوردم. آمده بود تا گوش دل به آلام و آرزوهای مردمان بشاگرد بسپارد. دوستی ما تا مدتها برقرار بود. اگر چیزی لازم داشت و دنیایی به هم زده بود. نام روستای بی نشان « ربیع دان » را به «خمینی شهر» بدل کرده بود و این دهستان تازه را به نور خوبی هایش رنگ زده بود. حاج والی در بشاگرد ماند و این سنگر درد را ترک نکرد. آنقدر که فقر نیز از دست او عاصی شد و حوصله اش سرآمد. این اواخر چندین بار بیماری و کسالت او را به آرامش خوانده بود. موهایش سپید شده بود و همین سپیدی موی، در کنار کوههای سیاه و سوخته بشاگرد چه هیبتی به او بخشیده بود. من بیش از خود والی، از خانواده صبور او در شگفتم. به خصوص همسر شریفش که در این راه پرنشیب و درد، همدوش و همراه و مشوق او بود. برخود لازم می دانم که در برابر صبوری و مردانگی این زن، سر تعظیم فرود آورم که این همه سال ، خودش در تهران بود و خانواده را استحکام می بخشید و همسرش، روزها و شبها در نقطه ای دور که روی نقشه کشور به سادگی پیدا کردن آن ممکن نیست روزگار می گذراند.

      خدای خوب ما، زحمت های والی را توشه فردای بی پایان او قرار دهد و درست در جایی که دست ها از توشه تهی است، او را که موی سپید بود روی سپید گرداند. حاج والی، شاید آخرین نسل از فرزندان بلافصل انقلاب است که پاک باخته دردهای انقلابند و با وجود داشتن فرصت ها و پول های بی زبان و فراوانی که در اختیارشان بود، ذره ای به انقلاب خیانت نکردند و پاک زیستند و پاک نیز رفتند. خداوندا، ما را با آبرو از این دنیا ببر. همان گونه که حاج والی رفت. آبرویی که مقبولیتش را خودت امضا کرده باشی!

      محمد نوري زاده
       

      در رثای والی

      خدایا امروز دلها را سراسر غم است غمی از دلتنگی، دل تنگی بچه های دیاری که چند روزی است غم میهمانی بر دلها کوچکشان گشته و گاهی فقط نسیمی از خاطرات کوچه های دلتنگی شان را نوازش می دهد. خاطراتی که نگارنده اش دل است و جملاتش سخنی است ازعشق، عشق به خوبی ها، خالصی ها ویکرنگی ها دلا دلا امروز تو از که سخن خواهی گفت که عشق خود هنوز در شرح و بیانش معطل مانده و با چه سخن خواهی گفت: از عشق به بشاگرد! که عشق به همهء زندگی گشت ؛ همان عشقی که تو نیز بر آن به نظام ایستادی

      «فتبارک الله احسن الخالقین»

      و یاری ساختی قدم هایی که با هر نفسی توکل بود و امید

      امروز بر بشاگرد دردی است، بزرگ، که تو بر آن خودآگاهی و اما من نمی دانم امروز چگونه تسلی گویم.

      چگونه تسلی گویم دلهای کودکان به سوگ نشسته اش را؛ آخر نمی دانم که او پدر بود یا آموزگار یا پدری آموزگار

      آخر از خروش مردانه اش می گویند که سراسر درس بود، درسی از آزادگی و ایثار از دستان پرمهرش که چون چشمه ای از محبت می‌جوشید و سقای حیات می شد.

      از لبان پرمهرش می گویند که سراسر لبخند و امید بود.

      از حرف ها و رازهایی می گویند که تنها با نگاهی، ناگفته خوانده می شد. و اینکه همه از او می آموختند. و امروز گرد شمع خانه اش، یادش، خاطره هایش، حرمتش جمع شده ایم، هنوز می گویند و ما می شنویم:

      اما کو تا او را دریابیم

      و اما تو ای پدر رفتی و نگفتی بشاگرد بی تو چه خواهد کرد، فرزندان بشاگرد این همه تنهایی را به کجا خواهند برد.

      تو رفتی اما نگفتی که با این دل شکسته چه خواهند کرد.

      تو رفتی اما نگفتی شبها بر بالین کدام غربت خواهند گذاشت. تو رفتی و نگفتی که ایثار از این پس در کجا درس خواهد خواند. اما پدر تو بدان واژه، واژه نگاه و کلامت را به عمق قلبهایمان خواهیم سپرد تا هرگز از یاد نبریم که تو در کویر معنای بهار را به ما آموختی. تو بدان که همیشه برایمان زنده خواهی ماند؛ با یادت زنده و جاوید در جان و دل و روح و روانمان و اینک معبودا از تو می خواهم همهء بزرگ مردانی که قدم در وادی خدمت به ما نهاده اند در پناه لطفت حفظ داری و هر روز بر عزت و سربلندی افتخار و سعادت آنان بیافزایی.

      آمین یا رب العالمین
      اعضای کانون های جوانان پیرو ولایت استان یزد

      حامی مظلوم

      وای که از دست ما، مرد علی وار رفت

      ما همه در ماتمش ، یا به دیدار رفت

      وای که نشناختیم گوهر عالی عشق

      ما همگی باختیم، حضرت والی عشق

      وای سزاوار نیست، گریه رود، غم رود

      در پی مرد خدا، سیرهء او هم رود

      سیرهء او سیرهء مرد خدایی سرشت

      سر ورق سیره اش ، نام رجایی نوشت

      زندگیش درس بود کاخ و ویلا نبود

      اسوهء او هم بجز حضرت مولا نبود

      گشت دگر نام او مشق بشاگردیان

                                                                                                                                               حسین مرادی (قزوین)


      دریایی سرشت

                                     بوسه بر دستان والی می زنم

                                                                             شکر نعمت را چه عالی می زنم

                                     آسمانی مرد و دریایی سرشت

                                                                             گوهری را نقش قالی می زنم

                                                                                                                                                  منوچهر موثقی (تهران)


      تکریم یک امدادگر مخلص

      خبر درگذشت عبدالله والی مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) بشاگرد را درجراید خواندیم. چنین خبری شاید برای کسانی که شناخت نسبی از وضعیت برخی مدیریت ها در کشور و فعالیت های انجام شده توسط مرحوم عبدالله والی نداشتند از حساسیت خاصی برخوردار نباشد، اما این خبر برای آنان که می بینند و درمی یابند که هم اکنون بسیاری از مدیران کشور علی رغم شعارهای مردمی، بیش از خدمت به مردم در پی کسب درآمدهای میلیونی هستند و یا با تمسک به گروهها و احزاب سیاسی و گوش به فرمان آنان بودن به دنبال صعود به طبقات فوقانی مدیریت می باشند، دردی مضاعف در پی دارد. اکنون بسیاری از مدیران سالها در پست مدیریت و تلاش برای رسیده به مطامع شخصی و حزبی و کوتاهی در حق مردم، به ویژه محرومان جامعه تنها سعی در توجیه سوء مدیریت خود دارند و به همین سبب نتیجه آن می شود که هر روز بیش از گذشته شاهد گسترش، معضلات و مشکلات متعدد در جامعه باشیم. این گونه مدیران بودجه های کلان صرف می کنند، با تبلیغات بر روی ناتوانی های خود سرپوش می گذارند، دیگر بخشها را مقصر و کم کاری در حوزه فعالیت خود قلمداد می کنند و در نهایت با ثروتی انباشته از زد و بندهای پنهان و آشکار مردم را با مشکلات رها می سازند. انقلاب اسلامی از بدو پیروزی در پی زدودن چهره فقر از تمامی نقاط محروم کشور بود، اما این مهم میسر نمی شد مگر با فداکاری، توانایی و تدبیر برخی افراد خدای جوی مکتب اسلام و انقلاب. مرحوم حاج عبدالله والی از معدود افرادی بود که در هیاهوی زندگی و در جایی که بسیاری از مدیران جز کسب ثروت و قدرت به چیز دیگری نمی اندیشند، از بدو پیروزی انقلاب به فرمان رهبر خویش لبیک گفت و آبادگری و خدمت به محرومان را به عنوان یک هدف مقدس برگزید و به منطقه محروم بشاگرد از توابع شهرستان میناب در استان هرمزگان هجرت کرد.

      مرحوم والی پس از ورود به محروم ترین دیار کشور که مردمش سالیان سال جز فقر مطلق ندیده بودند و از هیچ امکاناتی برخوردار نبودند، با روحیه ای انقلابی و گامهای استوار در کمترین زمان با مردم رنج دیده منطقه پیوندی عاطفی بست و مردم نیز او را به راحتی در کنار خود پذیرفتند.

      هم او توانست پس از 25 سال تلاش صادقانه و وقف عمر خویش و تفکر آبادگرانه و کمک نیکوکاران با ایجاد دهها مدرسه ، خوابگاه، مسجد، مراکز بهداشتی درمانی، حوزه علمیه، کیلومترها راه ارتباطی و... چهره منطقه را تغییر دهد. مرحوم والی هیچ گاه از کمبودها دچار یاس نشد، مشکلات را به گردن دیگران نینداخت و برای رفع مشکلات تنها توان و وقت بیشتر از خود صرف می کرد. هر چند منطقه بشاگرد اکنون مانند بسیاری دیگر از نقاط کشور دچار کمبودهای اجتماعی و رفاهی است اما اتفاقی که 25 سال گذشته در آن منطقه رخ داد از نظر سازندگی می تواند نمونه ای بی نظیر و الگویی باشد برای آبادگرانی که در پس مشکلات مردم جز به یاری خدا و تلاش
      نمی اندیشند. پیکر مرحوم والی، این امدادگر فداکار و مخلص روز جمعه در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد. مردی که با رفتنش درد عمیقی بردل مردم فقیر و محروم بشاگرد گذاشت. جای این گونه افراد همیشه در همه
      پست های مدیریتی به خصوص در مناطق محروم خالی است روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

      رسول خانی

      والی ولایت دار بشاگرد

                                   یاری اندرکس نمی بینم، یاران را چه شد

                                                                                      دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد

                                   کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

                                                                                     حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد


      مردان آسمانی همیشه منشوری از نور و سرشار از پرواز بوده اند. زمینیان هنوز باید انتظار بکشند تا معنا و مفهوم پرواز را دریابند و موفق به هجی آن شوند تا شاید اگر روزی فراخوانده شدند بال و پر پرواز یافتند آسمانی گردند...

      و چند روز پیش یکی از زیباترین کبوتران آسمانی پروازش تا ملکوت را آغاز کرد و به آسمان و آسمانیان ملحق شد. آن روز همه چیز برای پروازش به سوی خدا آماده بود، قلبی پاک و بی اعتنا به زخارف دنیا، نیتی خالص و حضور معبود در دلش کفایتش کرد. هنگام پرواز بود و زمان اوج گرفتن!

      سالها در وادی ایثار کتاب مردانگی را با جوهر گذشت و قلم سبز امید می نگاشت و این سرمایه را به کودکان، نوجوانان، جوانان، مردان و زنان بشاگرد آموخت، به آنها آموخت که زندگی جز یک اختصار نیست، اختصاری که یک عمر به طول می انجامد و تنها شوق معراج را در ساختمان دل خویش ساکن کرده بود، که این چنین بی تابانه به سوی او شتافت همیشه در نگاهش طیفی از عشق، ایمان و صفا نهفته بود و کلامش همه آسمان بود و پرواز، اوج بود و عروج، آری دلاور دیگری از تبار نور از بین ما رفت. والی با اندیشه آفرینش ایثار و در تلاش برای شنیدن شمارش معکوس به دیار باقی شتافت.

      راستی سر این همه علاقه و اشتیاق به بشاگرد چه بود؟!

      غیر از این که او حقیقتاً مردمی و دلسوز مردم، متواضع و ساده زیست بود و در تمام امور مطیع امرولی فقیه بود. جز این بود که شب زنده داری سیره اش و رسیدگی به محرومان مرامش بود. روزی که او به کمیته امداد آمد همه به عنوان والی امدادگر می شناختیمش و روزی که پرواز کرد با نام ولایت دار بشاگرد وداعش کردیم. حاج عبدالله والی رفت اما آنچه از او مانده یک دوره خدمات شایسته و مجاهدتهای بی دلیل است که امروز امدادگران کمیته امداد امام خمینی (ره) وارثان آن هستند.

      درود بر روح مطهر و منورش
      فرزانه جعفریان


      مردم بشاگرد والی را رئیس جمهور خودشان می دانستند

      آبان ماه سال 79 به همراه تعدادی از روزنامه نگاران سفری به بشاگرد داشتیم. پس از استراحت کوتاهی در دفتر کمیته امداد میناب ، با دو دستگاه خودرو به سوی سرزمین محروم بشاگرد حرکت کردیم پس از طی کیلومترها مسافت در میان پست و بلندی ها شهرکی پدیدار شد که این شهرک به نام حضرت امام خمینی (ره) مزین بود، برق داشت، سیستم مخابراتی و درختان سرسبز پرتقال و در گوشه ای دیگر «کپر»ها خورشید آرام، آرام از پشت صخره پایین می رفت، هوا بسیار ملس بود، نگاه خبرنگاری داشتیم. مردی به پیشواز ما آمد، با رویی گشاده سینه ای فراخ جای مهر بر پیشانی، دستانی قوی و کارگری، گفتند آقای والی است. ما را در آغوش گرفت و خوش آمد گفت به محل استراحت رفتیم، ساعت ها برایمان حرف زد و قول داد از همه اقدامات او و همه همکارانش دیداری داشته باشیم.

      سه روز میهمان مرحوم والی بودیم، از چهره اش عشق به مردم محروم، انقلاب و رهبری می بارید، او خود همانند یک کشاورز جلوتر از دیگران با زمین های گرم بشاگرد آشنایی داشت. روز دوم خیلی با هم گرم شده بودیم، به اراده ایشان غبطه می خوردم فرزند و عیال و خانمان را رها کرده و به عشق خدمت در میان بیابان های بشاگرد برای مردم محروم منطقه، آبادانی فراهم می کرد.

      خاطراتی از بشاگرد سال های 60 تا 79 بیان کرد و ما قول دادیم که بشاگرد را آنچه بود و آنچه شد در کیهان بنگاریم و در 28/8/79 در روزنامه کیهان نگاشتیم، بشاگردی ها حاج والی را رییس جمهور خودشان می دانستند، روحش شاد باد.

      ف _ خوشحال شیرازی

      « سيره والي »

      «حاج عبدا... والي» مردي از تبار بهار بود كه هيچگاه دل به زمستان نبست. آمده بود تا با خرمن خرمن تلاش برود. براي آنانكه او را مي شناختند، تنديسي از صلابت و صبر بود.

      امروز او در دار فنا نيست. آرام و سبكبال در حريم امن دوست، ميهمان سفره كريمانه اوست. اما سيره او به عنوان ارزشمندترين ميراث، همواره زنده و پوياست.

      در ظاهر او براي روستائيان «بشاگرد» جاده مي ساخت تا آنها را به شهر برساند، اما در باطن او از روستايي دو دست تا خدا جاده مي كشيد. در ظاهر او در زمين تفتيده و سنگلاخي بشاگرد چاه مي زد تا زراعت رونق يابد، اما در باطن دلو، دلو، روح اميد بر پيكر مجروح و تبدار بشاگرد پاشيد.

      بشاگرد با همه سختيها برايش بهشت بود حاجي براي انس با خدا و خدمت به محرومترين مردم، جايي كه مي شد نگاه دوست را به خود جلب كرد. بيابانهاي بشاگرد عرفانش بود و آنقدر شادمانه مي رفت كه گويي ميعاد ديدار فرا رسيده است.

      « والي » احرام عشق بسته بود. هيچگاه به مدالهاي درجه يك، دو و سه خدمت نيانديشيد و مدالها و مدال دهنده ها لياقت آن را نيافتند كه به سراغش بروند.

      حتي وقتي چنبره بروكراسي ادارات صدايش را خسته مي كرد، لبخند مي زد، دستهايش آنقدر صميمي بود كه به اطرافيان بركت و حركت مي داد.

      «والي» سردار گمنامي از انقلاب بود كه شنيده بود امام به يارانش توصيه كرده جايي برويد كه كارها زمين مانده است و او نه با پا، كه با دل به بشاگرد رفته شود.

      « والي » در سكوت آمد و در سكوت رفت. خبرنگار هتاكي نبود كه به بهانه اش، روزي نامه ها به زمين و آسمان دخيل ببندند و به بهانه او از هر قلم به مزدي بهره گيرد.

      «والي» نيامده بود تا چشمهاي ما را به خود خيره كند، آمده بود كه چشمهاي دوست را صيد كند ……

      «والي» عارفي بود كه در خدمت به محرومان « سير» را مي جست و در رضايت خاطر امام عصر ارواحنا الفداه سلوك را مي يافت.

      «والي» نه والي بشاگرد ، بلكه والي دلهاي عاشق انقلاب بود والي سيد اهل عمل بود. هيچگاه به تمجيد ديگران نيانديشيد و از حركن باز نماند.

      امروز «والي» ميهمان خداست و از كنار سفره مهرباني امام عصر (عج) ميهمان نگاه پرعاطفه ايشان است. راستي روزي فرا ميرسد كه والي ها در حاليكه هنوز با مايند مدال افتخار بگيرند؟ روزي فرا ميرسد كه تصميم گيرندگان مدالهاي درجه يك و دو و سه دولتي از پشت پنجره هاي تميز و از كنار فن كوئل ها، چشمان را به كويرهاي تشنه و كوچه هاي هنوز زنده بكشانند و به جاي بده بستانهاي سياسي ، امانت را به اهل بسپارند.

      عليرضا فتحيان
       

      «هجرت والي»

      روح بزرگ عبدالله به ملكوت اعلي پيوست

      بشاگرد امروز سياهپوش و سوگوار داغ عزيزي است كه سالها از محبت او سيراب گشته، خدا « ولي»، «‌والي» شد و وجود او را نوراني نموده و از بركت وجود نورانيش ظلمت ها زدوده شد.


      «والله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور»

      «والي» در بلا و گرفتاري چنان بود كه در حال خوشي و آسايش.

      «نزلت انفسهم منهم في البلاء كالتي نزلت في الرخاء»

      خدا در انديشه اش بزرگ و هر آنچه جز او بود در ديده اش كوچك.

      «عظم الخالق في انفسهم، فصغر ما دونه في اعينهم»


      ايام كوتاه عمر را با شكيبايي بسر مي برد. تا آسايشي دراز مدت بدست آورد و از اين تجارت پرسودي كه خدايش براي او فراهم ساخته بود بخوبي بهره گرفت . شبها با تهجد و تلاوت قرآنش اندوهناك و در آن اندوه، داروي دردهاي خود طلب مي نمود. بهنگام روز، خويشتن داري فكور، امدادگري پرهيزكار و خادمي مهربان. از اعمال و تلاش بي وقفه اش راضي نبود، طاعتهاي فراوان را بسيار نمي شمرد و با آنكه نمونه سبقت در خيرات بود، پيوسته خود را متهم مي انگارد و از كردار خود هراسان، هرگاه كسي او را مي ستود از آنچه درباره اش گفته مي شد بيمناك مي شد و مي گفت:

      «انا اعلم بنفسي من غيري» من خود را از ديگران بهتر مي شناسم و «ربي اعلم لي مني بنفسي» و خداي من مرا از خودم بهتر مي شناسد و سپس دست به دعا بلند مي كرد:

      «اللهم لا تؤاخذني بما يقولون» خداوندا براي آنچه ميگويند مرا مؤاخده مكن «واجعلني افضل مما يظنون» و مرا برتر از آنچه مي پندارند قرار مده.

      در كار دين اش نيرومند. در عين نرمش، هوشيار. در ايمان استوار. در عبادت فروتن. در سختي شكيبا. در پيمودن راه راست شادمان. از طمع گريزان. با وجود عمل صالح ، در هراس. روز بـــــه شب ميرساند و قصد او شكر و صبح مي گرد و قصد او ياد خدا. بردباري را با دانش در آميخت و گفتار را با كردار. مردم به خير او دل بسته و از شرش رسته. كسي كه باو بدي و ظلم مي كرد عفو مي نمود. با آنكه او را محروم مي ساخت، عطا مي كرد. از دشنام بدور.

      گفتارش نرم. از بدي و زشتي گريزان، و درخوبي و نيكي پيشتاز. خيرش به همه رسيد و شرش را كسي نديد. در سختي ها با وقار و در ناملايمات صبور. در خوشي ها سپاسگزار. آنچه به او سپرده شده تباه نكرد. كسي را بلقب زشت نخواند. در مصائب مردم را شماتت نكرد. در راه باطل قدم نگذاشت و از راه حق عدول نكرد. نفسش از او در رنج بود و مردم از عمل او در آسايش.

      «والي» نمونه اي برجسته از صدها امدادگر مخلص در خدمت محرومان شد. كه چگونه ريستن را به ما آموخت و همچنان چگونه رفتن را خدايا، تلاش و خدمت «والي» را توشه زندگي ابديش قرار بده خدايا، همه امدادگران را كه جز كسب رضاي تو نمي انديشند از همزات شياطين مصون و محفوظ بدار و در صراط ملغزان. خدايا، همه را از شاكرين، ذاكرين و صابرين درگاهت قرار بده.

      « الهي انت العظيم و انا الحقير و هل يرحم الحقير العظيم »

      ارديبهشت 84
      حسين انواري


      « …… و او مجاهدي در خدمت به محرومين بود »

      سالها بود كه وصل « حاج عبدا... والي » را شنيده بودم. براساس آنچه از ايثارگريها و خدمات ارزنده و بدون ريا و خودنمايي اش به تفصيل و البته به تحقيق دريافته بودم، همواره او را مصداق بارز يك « دولتمرد جمهوري اسلامي » مي دانستم. پيش خود فكري كردم چه مي شد همه مديران اجرايي ما در همه سطوح چنين بودند.

      اين اواخر به واسطه دوستان عزيزم « حاج امير والي » برادر « حاج عبدالله » كه او نيز دست كمي از « حاج عبدالله » در پايمردي خدمت رساني به محرومين ندارد و « جعفري » قاضي فرهيخته دادگستري كه سالها پيش به عنوان قاضي دادگاه بشاگرد شاهد مجاهدت ها و ايثارگريهاي « حاج عبدالله » در منطقه بشاگرد بوده است، خيلي مصمم بودم كه او را زيارت كنم اما قسمت نشد.

      وقتي جمعه شب در اخبار ساعت 30/22 خبر درگذشت « حاج عبدالله والي » را شنيدم، بي اختيار قطرات اشك از چشمانم سرازير شد. بعد از دقايقي تلفني خبر را به آقاي « جعفري » دادم و او نيز بيش از من متأثر و اندوهگين كه طبيعي هم بود.

      شنيده ام اهالي منطقه « بشاگرد » اين منطقه محروم و عقب مانده چون كساني كه « پدر» از دست داده اند ضجه سر دادند. آنها 25 سال است كه « حاج عبدالله » را هر روز ديده اند كه براي آباداني اين منطقه محروم كه حتي «آب آشاميدني» تا چند سال پيش به سختي در آن يافت مي شد، تلاش مي كند و حالا بايد « حاج عبدالله » را نه فقط با خاطراتش كه با آثار ارزشمندي كه در آباداني نسبي اين منطقه سراسر فقر از خود به جاي گذارده است، ياد كنند.

      يقيناً « مرحوم حاج عبدالله والي » مديركل كميته امداد امام خميني (ره) بشاگرد كه از سال 1360 تا پريروز لاينقطع با حضور در اين منطقه محروم به خلق خدا و محرومان و مستضعفان اين جامعه خدمت كرده، تنها نيست و هستند مردان بي ادعا و پركاري كه در ديگر بخشهاي مديريتي و اجرايي كشور مشغول به كارند اما در اين قيل و قال سياست و سياست بازي نامي و يادي از آنها نيست پس تا هستند قدردان آنها باشيم.

      مراسم ترحيم زنده ياد « حاج عبدالله والي » امروز يكشنبه 11/2/84 از ساعت 5 تا 7 عصر در حسينيه بني فاطمه در خيابان اميركبير نرسيده به سرچشمه برگزار مي شود كه حضور دوستداران آن مرحوم فقط ارزش نهادن به شخصيت آن فقيد سعيد نيست بلكه تجليل از ايثارگري هاي و خدمت رساني يك مجاهد في سبيل الله است.

      و در آخر به ياد جمله اي افتادم كه قاضي « جعفري » پس از شنيدن خبر در گذشت مرحوم والي گفت، او گفت كه همسر و فرزندان مرحوم والي به من مي گفتند كه با «حاج عبدالله» صحبت كنم و بگويم حاجي ديگر بس است و شما به اندازه سهم خود و بيشتر از آن خدمت كرده ايد. كمي هم به فكر بچه هاي خود باشيد اما حاجي همواره با تبسمي بر لب مي گفت انشاء ا... درست ميشود.

      نشريه اميد جوان

      دكتر احمدي، معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي:

      درهمايش مهر باران، ياد ياران گفتند: يكي از اهداف مهم جهاد دانشگاهي خدمت به مستضعفان است و جهاد دانشگاهي نيز با همه امكاناتي كه داشته، سعي كرده اين اهداف را محقق كند. وي با اشاره به برگزاري همايش دانشجويي «حمايت از محرومان» بر لزوم حمايت از اين اقدامات تأكيد كرد و گفت: يكي از وظايف دانشگاهها، شناسايي و رفع نيازهاي جامعه است كه اين امر نيازمند كمك و حمايت است.

      معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي در ادامه با اشاره خدمات نيكوكارانه مرحوم والي افزود: در صورتي كه فردي به دنبال معني خدمت به محرومين است، قطعاً مي تواند به الگوي بزرگ مرحوم والي برسد. وي بيان كرد: مرحوم والي فردي است كه بي محابا جانش را صرف فقرزدايي و آباداني يك منطقه محروم به نام بشاگرد كرد.

      احمدي گفت: والي ذره اي از عمر خود را در غير از كمك به محرومين صرف نكرد و نامش در تاريخ كشور جاودانه خواهد ماند.

      وي در پايان با بيان اينكه بحث پرداختن به محرومين نيز خودش محروم است و خيلي طرفدار ندارد. ابراز اميدواري كرد كه با پشتوانه دانشجويان نگاه به محرومين پر شورتر و گسترده تر شود.


      آقاي قبادي معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي واحد علوم پزشكي تهران:

      در سخناني گفتند: گروههاي دانشجويي حامي محرومين نيازمند حمايت و كمك هم از لحاظ نرم افزاري و هم سخت افزاري هستند. وي با اشاره به خدمت نيكوكارانه مرحوم والي در بشاگرد، اظهار كرد: مرحوم والي به اين فكر بود كه محرومان از لحاظ فرهنگي و مالي به جايگاه بالايي برسند.


  • یادمان امدادگر دلسوز جاج حبیب الله شفیق

       حبيب ا… شفيق يار ديرينه امام در گذشت

      حبيب ا… شفيق يار ديرينه امام و رهبري و از مبارزين دوران ستم شاهي، پس از طي يك دوره سخت بيماري سرطان كبد در منزل در گذشت .

      به گزارش خبرگزاري فارس، وي با حكم حضرت امام از مؤسسين و اعضاي شوراي مركزي كميته امداد حضرت امام خميني (ره) و با حكم مقام معظم رهبري عضو هيئت امناي بنياد مستضعفان و جانبازان بود .

      مراسم تشييع آن مرحوم فردا دوشنبه سوم بهمن ماه رأس ساعت 30 : 8 از محل خيابان مجاهدين اسلام روبروي مجلس شوراي اسلامي و از مقابل دفتر حزب مؤتلفه برگزار مي شود .

      مرحوم حبيب ا… شفيق در سال 1310 شمسي در تهران متولد شد . پس از پايان تحصيلات ابتدايي ، به فراگيري علوم اسلامي پرداخت . از سال 1325 در كنار تحصيل علوم ديني به كاسبي در بازار مشغول شد .

      شفيق پس از در گذشت آيت ا… بروجردي به همراه جمعي از دوستان هياتهاي مؤتلفه اسلامي را بنا گذارد و در شوراي مركزي آن عضويت يافت . او در جريان مبارزه با رژيم طاغوت چند مرتبه توسط عوامل رژيم بازداشت شد ، آخرين دفعه اي كه روانه زندان شد ، پس از ماجراي ترور حسنعلي منصور ، نخست وزير وقت رژيم بود . او پس از تحمل دو سال حبس ، در سال 1346 آزاد شد . از آن پس در پوشش كار فرهنگي به فعاليت سياسي ادامه داد .

      از جمله كارهايي كه آن مرحوم در آن مشاركت داشت ، تأسيس و توسعه مدرسه رفاه بود . در كميته استقبال از امام با حكم آيت ا… مرتضي مطهري مسئوليت امور مالي را بر عهده داشت . پس از تأسيس كميته امداد امام خميني (ره) ، با حكم حضرت امام به عضويت شوراي مركزي آن منصوب شد .

      در حكم امام به ايشان و جمعي ديگر مأموريت داده شده بود « در تشكيل كميته هاي امداد در تهران و شهرستانها اقدام لازم را نموده و حسابي تحت همين عنوان امداد باز كرده و وجوهي كه تعيين شده ، در حساب مزبور واريز نموده و با حسن تدبير كميته هاي مزبور را سرپرستي كنيد . »


      پيام مقام معظم رهبر ی به مناسبت در گذشت مرحوم حاج حبيب ا…شفيق
      مرحوم شفيق عمر خود را در راه خدمت به مردم و انقلاب سپري كرد

      بسم الله الرحمن الرحيم

      خانواده محترم مرحوم آقاي حبيب ا… شفيق

      فقدان تأثر انگيز مرحوم آقاي شفيق را كه عمر پربركت خود را در راه خدمت به مردم و انقلاب اسلامي سپري كرد ، به شما و همه دوستان و ياران ايشان تسليت مي گويم و براي ايشان در پيشگاه الهي رحمت و غفران واسعه مسئلت مي نمايم .

      سيد علي خامنه اي
      3/11/1384


      در اين مراسم كه دكتر حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي هيأت رييسه و جمعي از نمايندگان مجلس، پورمحمدي وزير كشور و شخصيتهاي سياسي و مذهبي ، همراهان دوران مبارزات عليه رژيم طاغوت و آحاد مردم حضور داشتند پس از مديحه سرايي يكي از مداحان اهل بيت (ع) حبيب ا… عسگر اولادي نماينده ولي فقيه در كميته امداد امام خميني (ره) طي سخناني ضمن تسليت در گذشت مرحوم شفيق به بيان ويژگيهاي آن مرحوم پرداخت و گفت : بنده 60 سال پيش با مرحوم شفيق آشنا شدم ، ايشان در دوره هاي گوناگون و در مسئوليتهاي مختلف هميشه منشاء اثر بود و هيچ وقت از انجام خدمت و پذيرش مسئوليت رويگردان نبود .

      وي گفت : مرحوم شفيق در مؤتلفه اسلامي يكي از مقاوم ترين چهره ها بود و رژيم طاغوت حتي با شكنجه هاي غير انساني خود نتوانست حرفي از آن مبارز خستگي ناپذير بگيرد .

      عسگر اولادي ياد آور شد : مرحوم شفيق خادم دين ، اهل بيت (ع) و روحانيت بود و هيچ چيزي نمي توانست مانع خدمت او شود . آن مرحوم از اين که خدمتگزار يك مسجد يا در خدمت امام راحل و روحانيت باشد رويگردان نبود .

      وي يكي از ويژگيهاي مرحوم شفيق را خدمتگزاري به محرومين و مستضعفين ياد كرد و اظهار داشت : مرحوم شفيق در خدمتگزاري به محرومين مي سوخت و مي ساخت و هميشه يار و ياور محرومان و مستضعفان بود .

      عسگر اولادي همچنين از پيام مقام معظم رهبري و حضور مردم و مسئولان در مراسم تشييع پيكر مرحوم شفيق قدرداني كرد .


      انا الله و انااليه راجعون

      با تأثر و تألم در گذشت فقيد سعيد جناب آقاي حاج حبيب ا… شفيق ، نماينده ولي فقيه و عضو شوراي مركزي كميته امداد امام خميني (ره) را به شما و خانواده محترم تسليت مي گويم .

      از خداوند متعال براي آن مرحوم كه عمرش را قبل از پيروزي انقلاب در راه مبارزه با مستكبران و بعد از پيروزي انقلاب در راه همياري با مستضعفان طي كرده ، علو درجات و براي بازماندگان صبر و اجر مسألت مي نمايم .

      اكبر هاشمي رفسنجاني
      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام

      انا الله و انااليه راجعون

      در گذشت يار ديرين امام راحل و مقام معظم رهبري مدظله العالي نماينده محترم ولي فقيه و عضو شوراي مركزي كميته امداد امام خميني (ره) مرحوم مغفور جناب آقاي حاج حبيب اله شفيق يادگار نهضت 15 خرداد 42 ، كه عمر پر بركت خويش را در راه خدمت به اسلام و مسلمين و اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران گذراند و در راه استقرار اسلام ناب محمدي و استمرار ولايت مطلقه ولي فقيه از هيچ كوششي فروگذار نكرد موجب تأثر و تالم فراوان گرديد . اين ضايعه مولمه را به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (عج) ، محضر ولي امر مسلمين حضرت آيت ا… العظمي خامنه اي مدظله العالي ، ملت رشيد و سرافراز ايران اسلامي ، خانواده محترم و ديگر بازماندگان آن فقيد سعيد تسليت عرض مي نمايد . حضور امت قدرشناس و ولايتمدار كشورمان در مراسم بزرگداشت آن فقيد سعيد موجب تسلي خاطر بازماندگان و تسكين بخش آلام خادمين بيت ولايت خواهد بود .

      شوراي مركزي كميته امداد امام خميني (ره)


      انا الله و انااليه راجعون

      در گذشت يار ديرين امام راحل و مقام معظم رهبري مدظله العالي نماينده محترم ولي فقيه و عضو شوراي مركزي كميته امداد امام خميني (ره) مرحوم مغفور جناب آقاي حاج حبيب اله شفيق يادگار نهضت 15 خرداد 42 ، كه عمر پر بركت خويش را در راه خدمت به اسلام و مسلمين و اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران گذراند و در راه استقرار اسلام ناب محمدي و استمرار ولايت مطلقه ولي فقيه از هيچ كوششي فروگذار نكرد موجب تأثر و تالم فراوان گرديد .

      اين ضايعه مولمه را به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (عج) ، محضر ولي امر مسلمين حضرت آيت ا… العظمي خامنه اي مدظله العالي ، ملت رشيد و سرافراز ايران اسلامي ، خانواده محترم و ديگر بازماندگان آن فقيد سعيد تسليت عرض مي نمايد .

      حضور امت قدرشناس و ولايتمدار كشورمان در مراسم بزرگداشت آن فقيد سعيد موجب تسلي خاطر بازماندگان و تسكين بخش آلام خادمين بيت ولايت خواهد بود .

      سيد رضا نيري سرپرست ، معاونين ، مديران كل و امدادگران كميته امداد امام خميني (ره)


      هو الباقي

      درگذشت همسنگر ديرين ، صديق مبارزان و حميم محرومان

      " حاج حبيب الله شفيق "

      را به خاندان ، دوستان و همكاران آن مرحوم در كميته امداد حضرت امام (ره) تسليت مي گويم و دوام خدمات و خيرات و علو درجات آن فقيد سعيد را از خداوند متعال مسألت مي نمايم.

      مهدي كروبي


      يار ديرين امام و رهبري
      (محمد كاظم انبارلويي)

      در ميان چهره هاي درخشان تاريخ نهضت اسلامي امام خميني (ره) كه پايه گذار حركت هاي مردمي و نيز زمينه ساز قيام تاريخي 15 خرداد بودند همواره در كنار نام هايي چون حاج مهدي عراقي، عسگر اولادي و … نام حاج حبيب اله شفيق نيز ديده مي شود .

      او يار و امين امام و رهبري بود و در مأموريت هايي كه نياز به مردان امين و صادق حس مي شد گوشه اي از ذهن رهبري نظام به او معطوف بود . او يكي از سه بنيانگذار كميته امداد امـام خمينـي (ره) است كه مورد توجه امام (ره) بود و خدمات وي در اين نهاد مردمي بر احدي پوشيده نيست .

      شفيق مردي آرام، پركار، مقاوم، بي ادعا ، متواضع، باهوش و صاحب فكر و تحليل بود. او بيش از نيم قرن به اسلام ، انقلاب و مردم خدمت كرد و در پرخطرترين صحنه هاي انقلاب حضوري مداوم داشت .

      فداكاري او در آغاز نهضت اسلامي آن هم در روزهاي سخت مبارزه زينت بخش صفحاتي از تاريخ معاصر است . او بارها به زندان افتاد و رنج زندان ، شكنجه ، تحقير و تبعيد را به جان خريد . او از معدود مرداني بود كه در راه قم و تهران در تدارك قيام تاريخي 15 خرداد و رويدادهاي غرور انگيز پس از آن، از جان مايه گذاشت .

      در و ديوار مسجد امين الدوله بازار ، مسجد ارك ، مسجد حاج عزيز اله كه در آغاز نهضت امام خميني (ره) كانون اصلي مبارزه عليه شاه بود از حضور او در تمام صحنه ها خاطره ها دارد . حاج حبيب اله شفيق از بنيانگذاران حزب مؤتلفه اسلامي و از كادرهاي ثابت آن بود . وي در اعدام انقلابي حسنعلي منصور نقش كليدي داشت تلاش هاي فرهنگي او در كنار شهيد بهشتي و تأسيس مدرسه رفاه و حضور در كنار بزرگاني چون شهيد باهنر و شهيد رجايي گوشه اي ديگر از زندگي سراسر عزت ، افتخار و نيز پرماجراي اوست .

      74 سال از بهار زندگي او گذشت و او در زمستاني اين چنين در حالي كه طي چند ماه گذشته از يك بيماري جانكاه و سخت رنج مي برد ، جان به جان آفرين داد .

      هر كه با او در اين روزهاي آخر مانوس بود او را بسيار شاكـر ، قانـع و راضـي بـه رضـاي خـدا مي يافـت . اصراري براي معالجه خود نداشت ، بي آنكه بگويد چشم و دلش فرياد مي زد ؛

      " اي دل به درد خو كن و نام دوا مپرس "

      هر كس كه با او ملاقات مي كرد اين عرض حال را به خوبي با گوش جان مي شنيد .

      غم و دلسوزي او نسبت به محرومين و مستضعفين او را وادار مي كرد بيشترين وقت خود را به خدمت در كميته امداد اختصاص دهد . امروز خانواده كميته امداد با پدر پير و زحمت كش خود وداع گفت .

      امروز حزب مؤتلفه اسلامي يكي از وفادارترين و مقاوم ترين ياران خود را از دست داد و روزنامه رسالت يكي از مخلص ترين و پاك ترين همكاران خود را ديگر در ميان خود نمي بيند .

      تكريم شخصت حاج حبيب ا… (مهدي) شفيق، تكريم شخصيت يك مرد بزرگ تاريخ معاصر است . ضايعه عظيم در گذشت حاج حبيب اله شفيق را به رهبر معظم انقلاب و دوست داران ولايت تسليت مي گوييم . براي او علو درجات و براي بازماندگان و به ويژه خانواده محترم ايشان صبر و اجر مسئلت داريم. از خداوند متعال مي خواهيم او را با اولياي خود و امام عظيم الشان انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) و شهداي گرانقدر انقلاب محشور بگرداند .

      آمين


      با صدور پيامي، رئيس دانشگاه آزاد اسلامي در گذشت شفيق را تسليت گفت

      خبرگزاري فارس: رئيس دانشگاه آزاد اسلامي با صدور پيامي درگذشت مرحوم حبيب ا… شفيق را تسليت گفت .

      به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي، عبد اله جاسبي با صدور پيامي در گذشت مرحوم حبيب ا… شفيق يادگار نهضت 15 خرداد را تسليت گفت .

      در اين پيام آمده است: مرحوم حاج حبيب ا… شفيق يادگار نهضت 15 خرداد مرد تقوي و خلـوص، مجاهد خستگي ناپذير و يار وفادار سالهاي هجرت حضرت امام (ره) كه عمري را در راه خدمتگزاري صادقانه و متواضعانه به ولي نعمتان انقلاب سپري كرده به ديار معبود شتافت وي كه همواره يار امين و مورد وثوق معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) بود بخش عمـده اي از عمر افتخار آميز و پربركت خود را با تلاشي راسخ و همتي منيع در راه خدمت به آرمانهاي حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبري، نظام و ميهن اسلامي مان گذراند .

      بخش ديگري از اين پيام حاكي است: دلسوزي نسبت به محرومان و مستضعفان و حمايت هميشگي از آنان، پايه گذاري هيئت هاي مؤتلفه اسلامي، تأسيس و توسعه مدرسه رفاه و عضويت در شوراي مركزي كميته امداد امام خميني (ره) و تشكيل هسته هاي مبارز در مساجد ارك، حاج عزيز اله و مسجد بازار كه كانونهاي اصلي مبارزه عليه رژيم شاهنشاهـي محسـوب مـي شد تنها بخشي از فعاليتهاي ارزشمند مرحوم شفيق بود .

      در پايان اين پيام آمده است: ضايعه درگذشت اين عزيز به ساحل نشسته را به رهبر فرزانـه انقـلاب ، ملت شريف ايران و همرزمان مجاهدش به ويژه خانواده معززش تسليت گفته براي آن فقيد سعيد رحمت واسعه الهي و علو درجات و براي بازماندگان صبر و شكيبايي و طول عمر از درگاه ايزد متعال مسئلت مي كنم .


      « شفيق مردم »

      من المومنين رجال صدوقوا ما عاهدو الله عليه
      "هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق"

      عشق به خدا و اسلام ، عشق به امامت و ولايت و عشق خدمت به مردم از ويژگيهاي چهره اي دوست داشتني بود که اخيراً رخ در نقاب خاک کشيد و روحش به سراي باقي شتافت . متأسفانه حجاب معاصرت در دوران حضور چهره هاي موثر، مانع از شناخت سرمايه هاي ارزشمندي مي شود که اندوختـه هاي گرانقدرشان نتيجه يک عمر استقامت و عمل خالصانه و تجربه هاي تکرار ناشدني بوده است .

      مرحوم حاج حبيب ا… شفيق از جمله مردان نيکنام و آراسته به اين ارزشها بود . توفيق مراوده طولاني با آن مرحوم را نداشتم اما عواملي چند سبب شدند تا ارادتم به اين چهره مومن و خدوم انقلاب اسلامي دو چندان شود . آگاهي بر سوابق تشکلها و سهم جريانات سياسي و مذهبي در همسويي با نهضت امام خميني (ره) گواه اين حقيقت است که تشکلهاي ديني است که به طور طبيعي از متن قيام 15 خرداد در سال 1342 پديد آمد و در سالهاي سخت مبارزه سهمي بسزا در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي ايفا کرد . نقش اصناف و بازاريان متدين در ماجراي انجمنهاي ايالتي و ولايتي و حوادث سالهاي 1340-1342 و خصوصاً قيام پانزده خرداد و به طور کلي در پروسه پيروزي انقلاب اسلامي به مراتب گسترده تر از نقش قيام اصناف در جنبش مشروطيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت بود و مرحوم شفيق در متن اين حوادث سهمي در خور داشت . جمع ايشان و ياران همرزمش را بايد بحق در زمره نخستين حلقه هاي سازمان يافته خالص ديني در قيام امام خميني دانست که همدوش با دو قشر پيشگام انقلاب اسلامي – روحانيون و دانشگاهيان ، در پيروزي انقلاب نقش بي بديل ايفا کرده است .

      چندي قبل توفيق مرور اسناد منتشر نشده مبارزات پس از قيام پانزده خرداد را يافتم . حقيقتاً نام مرحوم شفيق در کنار نام فعالترين چهره هاي ديني و ملي مبارز ، در اکثر محافل و تجمعات مبارزاتي به چشم مي خورد و نشان مي داد که مأمورين ساواک با چه حساسيتي فعاليتها و حضور وي در جلسات عليه رژيم شاه را دايماً گزارش کرده اند . زندانهاي مکرر و شکنجه هاي طاقت فرساي آن مرحوم هرگز از خاطره همرزمانش محو نخواهد شد . گذشته از اسناد ، در جريان مبارزات قبل از پيروزي انقلاب تأثير تعيين کننده فعاليت هيأتهاي مذهبي اصناف و موتلفه اسلامي در حمايت مادي و معنوي از مبارزه و مبارزين و در ساماندهي اعتصابهاي سراسري بازارهاي تهران و ايران در سال 1356-1357 و مشارکت فعال در تنظيم تظاهرات ميليوني و تشکيل ستاد استقبال از امام با هدايت روحانيت مبارز را شاهد بوديم . مرحوم شفيق به همراه تني چند از انقلابيون متدين و با سابقه اصناف تهران و چهره هايي همچون شهيد عراقي و مبارز خستگي ناپذير مرحوم حاج سعيد اماني در اين امور فعالانه مشارکت داشت .

      صرف نظر از اختلاف سليقه هاي سياسي و تفاوت ديدگاهها که طبيعي يک انقلاب سالم فرهنگي و اسلامي و نشانه بالندگي آن است که چه بسا نيروهاي فعال و وفا دار به آرمانهاي انقلاب را به تناسب ديدگاههاي متنوع در درون خانواده بزرگ انقلاب در گروه بنديهاي سياسي متفاوت و به ظاهر رقيب قرار مي دهد . منصفانه بايد گفت خلوص ديني ، تبعيت از مرجعيت و رهبري ، کم ادعايي و خدمتگزاري خالصانه ، استواري در مواضع و داشتن شور انقلابي با هدفهاي معنوي و اسلامي و عشق به اهل بيت (ع) از ويژگيهاي جرياني بود که مرحوم شفيق بخش اعظم عمر خود را در مسير اهداف آن سپري کرد . اگر روزي قرار باشد فهرستي از ياران نزديک و با وفاي امام که فراتر از حمايت معنوي ، در ميدان عمل نيز براي تحقق آرمانهاي امام مبارزه و فداکاري کرده اند ، منتشر شود قطعاً نام مرحوم شفيق و همفکران ايشان در جايگاهي شايسته قرار دارد .

      تشکيل کميته امداد امام خميني (ره) اين ميراث ماندگار امام با همت چهره هايي همچون مرحوم شفيق و همرزمانش به جايگاه ارزشمند کنوني رسيده است. در برخي ديدارهاي اعضاي شوراي مرکزي کميته امداد با يادگار امام عزيز حضور داشتم . بخشي از اسناد و سوابق خدمات اين نهاد انقلابي که با حکم مبارک حضرت امام براي خدمت رساني به محرومين و مستضعفين تأسيس شده است را در موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام ملاحظه کرده ام و دو سال قبل در بازديد از کميته امداد در خدمت حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج حسن آقاي خميني از فعاليتهاي حقيقتاً گسترده اين نهاد پربرکت قرار گرفتم – که همين امر بهانه اي شد براي توليد فيلمي مستند در موسسه در بازگويي گوشه هايي از خدمات کميته امداد امام – صادقانه و بدون اغراق آنچه را که يافتم جز اين نبود که کميته امداد امام، آيينه اي است شفاف از اعتقاد عميق امام و ياران ايشان به اولويت وجوب خدمت رساني واقعي و بي منت به صاحبان اصلي انقلاب يعني محرومين و مستضعفين جامعه . حجم و ابعاد وسيع خدمات کميته امداد حتي بر مسئولين و خواص نيز ناشناخته مانده است. بعيد مي دانم حتي در مقياس جهانـي سازمانـي عـام المنفعه و خيريه اي تا اين حد گسترده و با خدمات متنوع آن هم با انگيزه هاي خالصانه ديني وجود داشته باشد . تحت پوشش قرار دادن چندين ميليون نفر از شريفترين قشرهاي جامعه و خدمت رساني در امور فرهنگي ، معيشتي و پزشکي و امدادرساني در حوادث غيرمترقبه در سطح وسيع از دور افتاده ترين نقاط روستايي تا تمامي شهرها و حتي فعاليت خيريه در برخي کشورهاي اسلامي و خدمت صادقانه و بدون سروصدا به محرومين در همه زمينه ها از آموزش و تحصيل و اشتغال و مسکن و ازدواج گرفته تا خدمات حقوقي و رفاهي متنوع از افتخارات کميته امداد امام خميني (ره) است که مطمئناً در اين همه توفيق، تلاشهاي شبانه روزي عزيزاني همچون مرحوم شفيق و ديگر اعضاي موثر اين نهاد انقلابي، عاملي تعيين کننده بوده است. از نکات ارزشمندي که قبل از بازديد تصور آن را نداشتم، ايجاد سيستم مديريتي مکانيزه با استانداردهاي بالاي علمي و مجموعه نظام مديريت مرکزي کميته امداد بود .

      سال قبل در معيت فرزند برومند يادگار امام ميهمان مرحوم حاج آقا شفيق در منزلشان بودم. فرصتي بود براي نقل خاطرات و حقايقي ناگفته از دوران مبارزه و نهضت. اکنون که مباحث آن جلسه و چند جلسه مشابه ديگر را مرور مي کنم ، چهره خندان و شاداب مرحوم شفيق با همان صداقت و اعتماد توأم با فروتني خاص ايشان و ايمان راسخ وي به راه طي شده و اميد به آينده روشن و باور عميق به اصالت راه امام و رهبري در ذهنم تداعي مي شود .

      به صدا و سيما و مراکزي که به اقدام ارزنده نکوداشت چهره هاي ماندگار پرداخته اند، پيشنهاد مي کنم افزون بر معرفي مفاخر علمي و هنري، در برنامه هاي ويژه به بزرگداشت چهره هاي اصيل، متدين و خدومي که با اعمال صالح و خدمات خالصانه شان در حساسترين مقاطع تاريخ انقلاب اسلامي منشأ آثار و برکات هميشه ساري و ماندگار شده اند، نيز بپردازند. چرا که نسل جوان فعال در جامعه خصوصاً در فعاليتهاي صنفي، تجاري و بازار، اکنون به لحاظ هجوم فرهنگهاي بيگانه و خصلتهاي وارداتي تجدد و مدرنيسم بيش از هر زمان ديگر نيازمند آشنايي با سنتهاي اصيل ديني و ايرانيمان است که بستر پرورش چهره هايي همانند مرحوم شفيق و هم نسلهاي وي از جمع ياران امام و انقلاب را فراهم ساخته است.

      روانش شاد و روحش در جوار امام و مقتدايش بر سرخوان شفاعت ابا عبد ا… الحسين (ع) از رحمت الهي متنعم باد.
       


  • یادمان امدادگر محرومان حاج حسین بحیرایی

      حسين انوارى

      ارتحال امدادگر مخلص و خادم وارسته محرومين (حاج حسين بحيرايي) را به حضور خانواده گرامى ايشان، امدادگران عزيز سراسر کشور، شوراى محترم مرکزي، معاونين و مديران گرانقدر کميته امداد حضرت امام خميني(ره) تسليت عرض مى‌کنم و علو درجه آن فقيد سعيد و اجر صابران را براى تمامى علاقه‌مندان، همکاران و بويژه همسر گرامى و فرزندان محترم و بازماندگان آن مرحوم از درگاه الهى مسئلت دارم. مرحوم بحيرايى از فرزندان انقلاب بود و عمر با برکت خود را در امتثال وظايف الهى در خدمت به محرومين و نيازمندان سپرى کرد و در ايام الله دهه فجر انقلاب اسلامى به ديار باقى شتافت و به دار القرار رسيد. رحمت الله عليه

      حريم حيات هر کس را هدف او تامين مى‌کند و مرگ عصاره زندگى است که چشيده مى‌شود. تلخى و شيرينى آن در گرو کيفيت حيات آدمى است و مرگ براى مومن متعهد تحفه‌ زيباى الهى است. لذا راه بهتر رفتن همان بهتر زيستن است.

      هرگونه کوشش انسانى محصول انديشه‌اى است که در جان او جلوه مى‌نمايد و زشتى يا زيبايى کار هر کس ثمره‌ درخت فکرى اوست. دنيا جاى تحصيل کمالات علمى و عملى است، تا ره‌توشه سفر آخرت تهيه گردد و بهترين زاد راه، «تقوا» است.

      مرحوم بحيرايى
      نسبت به احياى حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان سر از پا نمى‌شناخت. خدمتگزارى به مردم بويژه محرومان و مستضعفان در وجودش عميقا به باور نشسته بود و بدان افتخار مى‌کرد. مسئوليت را امانت الهى مى دانست و همه همتش آن بود که بار مسئوليت سالم به مقصد برسد و در اين مسير خستگى و افسردگى در او راه نداشت. مسئوليت‌هاى خود را هرگز طعمه و سرمايه کاسبى نمى‌پنداشت. لحظه‌اى از صراط مستقيم و نظارت خداوند متعال غفلت ننمود. مرکز ثقل موفقيت‌هايش محاسبه و مراقبه در اعمال و رفتارش بود. از خوشحالى‌ محرومين و تامين رضايت آنها، لذت مى‌برد و شاد مى‌گشت. توفيق خدمتگزارى به محرومين را از پايبندى به «بايدها» و «نبايدهاي» انقلاب اسلامى کسب کرده بود. وفاى به عهدش در خدمت آن بود که چهره جان خود را در فکر و عمل متوجه خدا کند و اميد به تحقق وعده‌ الهى (او فوابعهدى و اوف بعهدکم) داشته باشد. خدمت به محرومين را ابزارى براى خودسازي، رشد و تعالى و حاکميت ارزش‌هاى الهى و فرصتى براى توسعه سعه صدر، مهرورزى و تمرينى براى گسترش حلم و بردبارى خود مى‌دانست.

      مرحوم بحيرايي
      نمونه برجسته سبقت در خيرات از صدها امدادگر مخلص در خدمت به محرومان بود. در سختى‌‌ها شکيبا و باوقار، در ناملايمات صبور، در خوشى‌ها سپاسگزار بود.

      در بلا و گرفتارى‌ چنان بود که در حال خوشى و آسايش. خدا در انديشه‌اش به عظمت نشسته و هر آنچه جز او بود در ديده‌اش کوچک بود. در ايمان استوار و از بدى و زشتى گريزان و در خوبى و نيکى پيشتاز بود. ايام کوتاه عمر را با شکيبايى به سر برد تا آسايشى درازمدت را به دست آورد و از اين تجارب پر سودى که خدايش براى او فراهم ساخته بود به خوبى بهره گرفت. روانش شاد باد. خداوندا! خدمات خالصانه حسين بحيرايى را به شايستگى پذيرا باش و آن را توشه زندگى ابديش قرار بده.

      خداوندا! هر که تو را ياد کند، از يادش نبرى و هر که تو را بخواند نوميدش نسازي

      پس بارالها: ما را تا زنده‌ايم در دين‌ات ثابت قدم بدار و دل ما را پس از آنکه هدايتمان نمودى منحرف مساز. خداوندا! از تو عاجزانه درخواست مى‌کنيم که: سختى‌ها را بر ما هموار گردانى

      و تنگناها را آسان نمايى و گرفتارى‌ها را گشايش دهي. خداى بزرگ از تو استدعا داريم که به ما ثبات قدم، هدايت، و آمرزش دنيا و آخرت عطا فرمايي. بارالها: ما به تو و به رسولانت و آنچه آنها آورده‌اند و بدان دعوت نموده و بدان راهنمايى کرده‌اند ايمان داريم.

      خداوندا: فاکتبا مع الشاهدين

      الهي! دست ما را از دامن پر شرف و فضيلت محمد (ص) و اهل بيت (ع) او کوتاه نفرما و شفاعت آنها را مرزوق‌مان فرما.

      سرپرست کميته امداد امام خمينى (ره)

      منصور قمشه

      حاج حسین بحیرایی که الحق شیرینی حیات خود را فدای تسلیم آلام نیازمندان نموده بود و جبهه ها و ارتفاعات کردستان و خاک گرم هرمزگان ، تندیس سبز مازندران و خانه های گِلی اما عرش نیازمندان در هر جای ایران گواه صفای دل و رأفت روح ملکوتی بود. سفر كرده دیگری از تبار امدادگران کمیته امداد است.

      حاج حسین که سرمایه جسم خود را اندک اندک به پای عشق و وظیفه الهی اش به تأسی از امیر ایمانش علی (ع) ریخت سرباز شجاعت ولایت و پیرو راستین بیت امامت بود. باشد که اکنون ضمیر زیبایش قرین و همراه ارواح مطهر خوبان انبیاء و اولیاء باشد.

      مرحوم حاج حسین بحیرایی فروردین سال 1334 در روستای کوهانی از توابع نهاوند استان همدان متولد شد. خانواده وی به فعالیت در امور کشاورزی و دامپروری اشتغال داشتند.

      به علت نبود امکانات برای ادامه تحصیل و امرار معاش به تهران عزیمت نمود. همزمان با تحصیل و آشنایی با روحانیت مبارز و آگاه منطقه شمیران توفیق شاگردی اساتیدی چون حضرت آیت الله ملکی (ره) و شهید بزرگوار شاه آبادی و ... را پیدا کرد .

      سپس به کانون مبارزه علیه نظام ستمشاهی پیوست و نقش بارز خود را با چاپ و توزیع سخنرانی های بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به خوبی ایفا نمود. ایشان با اعتقادی راسخ به گسترش مبانی و تفکرات دینی امام راحل فعالیت های فرهنگی هنری در دوران خفقان و اختناق با کمک روحانیون و نیروهای انقلابی در مساجد و تکایا سامان بخشید.

      عزم قاطع ایشان در پیگیری آرمان های امام امت باشناسایی مردم محروم مناطق مختلف بویژه عشایر استان لرستان چشم گیر بود و با کمک افراد خیّر به طور ناشناس به یاری ایشان  می شتافت.

      در جریان زلزله طبس، عملیات امداد رسانی به مردم محروم روستاهای دیهوک و شهر طبس را به عهده گرفت. ایشان خدمت رسانی به محرومان و مستضعفان را راه و رسم خود قرارداد که این افتخار در نهاد مقدس کمیته امداد امام خمینی(ره) از 28 سال گذشته شروع و در بیست و دوم بهمن ماه سال 86 با فوت ایشان پایان یافت.


  • یادمان امدادگر صادق حاج علیرضا عطایی نژاد

      مرحوم حاج علیرضا عطایی نژاد استادی بصیر، خطیبی شهیر، خادمی صادق، مدیری خلاق، شاعری عارف و مردی خدایی بود که عروجش رزمندگان، آزادگان، خانواده شهدا و در یک کلام عموم مردم شهید پرور گتوند را غرق در ماتم و حسرت و عزا کرد.

      او که نور ایمان در قلب پرمهرش تابیده بود و چشم بصیرتش را به حقایق جهان هستی گشوده بود با پیروزی از امام و معشوق خود، خمینی کبیر و فرزند خلفش رهبر معظم انقلاب در نشر معارف اسلامی و انقلابی قولاً و عملاً سخت کوشید و همواره امر به معروف و نهی از منکر را سرلوحه وظایف خود می دانست و در هر فرصتی به آن می پرداخت. به راستی حاج علی عطایی نژاد (گتوندی) که بود و چه کرد؟

                  از شمار دو چشم یک تن کم                    وز شمار خرد هزاران بیش

      علی در سال 1336 در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. ذهن و تیزهوشی او در کودکی زبانزد بود، دروان طفولیت و تحصیلات را در آبادان گذراند و در کنار فعالیتهای دینی و مذهبی با تشکیل هسته های حمایتی و مردمی به دلجویی و توزیع مایحتاج عمومی در بین فقرا مبادرت می نمود. هنوز جوانی دبیرستانی بود که قصیده ای در باره اوضاع اجتماعی و اقتصادی آن زمان سرود که منجربه برخورد شدید مدرسه و مسئولین امنیتی رژیم شاه با او و دبیر مربوطه گردید و در حالی که شاگرد ممتاز مدرسه بود او را در سال سوم دبیرستان مردود نمودند.

      درزمان اوج گیری انقلاب اسلامی، انقلابی در او ایجاد و با پیوستن به گروه های مسلمان خط امام به فعالیت های سیاسی و مذهبی شدت بخشید که در نهایت مورد تعقیب ساواک قرار گرفته و به موطن خویش برگشت.

      ورود او به گتوند، موجی از شور انقلابی را در شهر به وجود آورد. با پیروزی انقلاب اسلامی با خدمت در پایگاه ها و کمیته های انقلاب به حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی پرداخت و سپس در هیئت واگذاری زمین در آبادان و خرمشهر به خدمت خود ادامه داد.

      با شروع جنگ تحمیلی با حضور در جبهه های جنگ آبادان و خرمشهر به دفاع از کشور پرداخت که نقطه نقطه آبادان دلاوری ها و شجاعت های وی را هرگز از یاد نخواهد برد.

      باحضور مؤثر خود در گتوند و سخنرانی های بی نظیر و جذاب، فعالیت های خود را در این شهر توسعه بخشید و با جمعی از دوستان صندوق قرض الحسنه امام صادق (ع) را ایجاد نمود و کمیته امداد گتوند را در سال 59 پایه گذاری نمود و به عنوان رییس، خدمت به محرومین را ادامه داد. در سال 61 به اهواز منتقل و مسئولیت خطیر ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ کمیته امداد استان خوزستان را بر عهده گرفته و همزمان عضو شورای مرکزی کمیته امداد استان گردید که خدمات شایان و به یاد ماندنی از نامبرده به ثبت رسیده است.

      او مدیری توانا و خلاق، مسئولی خادم و صادق و سخنوری توانا و با تقوا بود که فقط و فقط رضا خدا و خدمت به خلق  را مدّ نظر داشت و هیچ چشمداشتی به مال و ثروت دنیا نداشت.

      به طوری که با 27 سال سابقه خدمت و مسئولیت، کوچکترین سرمایه گذاری برای خود نکرده و مالی را برای خود به جا نگذاشت و علیرغم پیشنهاد پست و مقام های نام و نشان دار از پذیرش آنها امتناع کرد و به شایستگی میتواند الگوی مدیران نظام اسلامی قرار گیرد.

      سرانجام حاج علی عطایی نژاد پس از سالها مجاهدت و فداکاری در کنار مرقد مطهر مولا و مقتدای خویش حضرت اباعبدالله الحسین جان به جان آفرین تسلیم کرد.

      منصور قمشه


  • یادمان امدادگر مخلص حاج سيد مرتضي نیری

       

       زنده یاد حاج سید مرتضی نیّری رحمه الله علیه اسوه و الگوی صداقت، عارفی وارسته و امدادگری خستگی ناپذیر بود و شاگردان صدیقی در خدمتگزاری و خدمت رسانی به خانواده های معزز تحت حمایت با کلاس های عملی اخلاق و امداد خویش تربیت کرد.

      حاج سید مرتضی نیری نمونه ای از رهپویان راه ولایت و امامت بود که به فرموده شهید مظلوم بهشتی در طول عمر بابرکتش شیفتگی خدمت را ارائه و همواره یار و یاور محرومان و نیازمندان بود.

      تلاش هاي خستگي ناپذير و خداپسندانه مرحوم حاج سيد مرتضي نيري در كمك و مساعدت به مردم نيازمند و خانواده هاي محروم آبرومند به سالهاي قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي بر مي گردد. او در كنار فعاليت هاي اجتماعي و خيرخواهانه خويش به فعاليت هاي سياسي نيز علاقه مند بود و در معيشت همراهان خويش در مبارزات عليه رژيم طاغوت حضوري فعال داشت. اين سيد بزرگوار ارادت خالصانه به حضرت امام خميني(ره) داشت و از اعضاي ستاد استقبال حضرت امام خميني(ره) بود.

      پس از تشكيل كميته امداد به فرمان امام خميني (ره) به عشق خدمت به نيازمندان كسب و كار خود را در بازار تهران رها كرده و در سنگر كميته امداد به ياري محرومان و نيازمندان شتافت و مسئوليت اجراي طرح شهيد رجايي (حمايت از سالمندان روستايي) در طول ساليان متمادي را عهده دار بود. وي با ساماندهي تشكيلاتي و ارائه راهكارهاي سهل در خدمت به سالمندان بالاي شصت سال زمينه بهره مندي قريب به يك ميليون و چهارصدهزار نفر از سالمندان روستايي و خانواده هاي آنان را از عنايات نظام مقدس جمهوري اسلامي فراهم آورد.

      مرحوم حاج مرتضي نيري يار و غمخوار محرومان و نيازمندان بود و رسيدگي به مشكلات آنان از اولويت هاي كاري او بود به گونه اي كه درب اتاقش همواره بر روي همگان باز بود و با روي گشاده به شنيدن مشكلات مردم و حل و فصل آن مي پرداخت.

      علاقه ويژه مرحوم به قرآن كريم و سنت نبي و خاندان عصمت و طهارت از وي چهره اي شاخص در علاقه به آل رسول (ص) ساخته بود. توجه به مسائل شرعي و تشويق و ترغيب همگان به حضور در نماز جماعت و انجام ساير امور مستحبي و سبقت در انجام سنت هاي حسنه اسلامي، شخصيتي معنوي و دوست داشتني وي را در اذهان بر جاي گذاشته است.

      در پايان جا دارد تلاش هاي شبانه روزي همه مددكاران اجتماعي بويژه امدادگران كميته امداد  امام خميني(ره) را كه در راه اعتلاي ارزش هاي اسلامي و مقام والاي انسانيت شبانه روز تلاش مي كنند ارج نهيم.

      منصور قمشه

  • تصاویر شهدای امداد
    • اردبیل
        شهید درجزی
    • آذربایجان غربی
        شهید عبدالله نژاد شهید افتخاری شهید حضرتی شهید محمدیان
    • آذربایجان شرقی
        شهید شکرالله امانی
    • اصفهان
        شهید ملکوتی
    • گیلان
        شهید آقایی زاده شهید عسگری شهید بیانی فر شهید قناد; شهید حقیقی;
        شهید خوش سیرت; شهید زبابز;
    • گلستان
        شهید عبدالحسین منوچهری;
    • همدان
        شهید جوادی شهید قربانی; شهید خضریان شهید میرزایی; شهید صفوتی;;
    • ایلام
        شهید غفاری; شهید زینی وند;
    • کرمانشاه
        شهید حیراتی;; شهید صادقی;
    • خراسان جنوبی
        شهید جامی پور;;;
    • خراسان رضوی
        شهید کرابی;;; شهید خطیبی;;
    • خوزستان
        شهید قبیتی زاده; شهید کاهو کار;; شهید لیاقت مهر شهید رشاد;; شهید تقی زاده;;;
    • کهکیلویه و بویر احمد
        شهید خیراندیش;;;
    • کردستان
        شهید آرامش; شهید بلوری;; شهید حیدری شهید هوشیاری;; شهید نازنین پور;;;
    • لرستان
        شهید غفروش;;;
    • استان مرکزی
        شهید آشتیانی;;;
    • مازندران
        شهید محمدرضا بندری;;;;
    • فارس
        نبی الله راهپیما ابراهیم فرجام رمضان کوردانی اسماعیل درودگر جهانمیر فرهمند
        محمدحسن ترابیخواه حاج محمدرضا نیری فرامرز رجایی احمد لطف الهی عباسقلی نوابی


مشارکتهای مردمی


آسيبهای اجتماعی


فقر و محروميت


جستجو

  تمامی حقوق برای کميته امداد امام خمينی(ره) محفوظ مي باشد.
Designed by DICTme ©2007-2008