|
تاريخچه و ريشه هاي فرهنگي مشاركت مردم در
جامعه ايراني:
پيشينه ياري رساني و كمك به ديگر همنوعان
در جوامع بشري خصوصاً ايران باستان به
زمانهاي دورتر از آنچه در اسناد و مدارك
برجاي مانده است باز ميگردد.
زيرا ريشه هاي اينگونه همياريها به سابقه
ناملايمات و دشواريهاي زندگي اوليه انسان
در طبيعت خشن و طاقت فرساي آن زمان سرزمين
ما مربوط ميشود.
كمبود دائمي آب در برخي نقاط ايران،
تابستانهاي داغ كوير و بخشهاي جنوبي كشور،
زمستانهاي سخت مناطق كوهستاني و حوادث و
بلاياي طبيعي همچون طوفانهاي سهمگين و
ويرانگر، سيل، زلزله و ديگر نا امني هاي
اجتماعي و سياسي ناشي از تهديد كانونهاي
متعدد قدرت منطقه اي ازجمله عواملي بوده
اند كه همواره مردم اين سرزمين كهن و
پهناور را به تعاون و دستگيري از يكديگر
رهنمون و تشويق نموده است به گونه اي كه
تكرار اين حوادث و بلايا و احساس همنوعي
مردم درگذر زمان موجب تحكيم و ترغيب
بنيانهاي فرهنگي انگيزشي اينگونه مساعدت
ها گرديده اند.
آئين زرتشت انسانها را به «نيكي» دعوت
نموده و از «شرو بديها» باز مي داشته و
مردم را به سوي همدستي در نيكي ها كه
خوشايند اهورا مزدا باشد. فرا مي خوانده
است و اينها فقط نمونه هايي از درك نياز
جامعه ايراني به احساس همدلي و ياريگري و
مددرساني در جامعه انساني به يكديگرميباشد
كه در زمانهاي قديم و روشهاي مختلف مورد
عمل قرار گرفته است.
ريشه هاي فرهنگ تعاون و مددكاري در فرهنگ
اسلامي:
موضوع تعاون و همياري يكي از موضوعات اصيل
و آرماني در فرهنگ قرآني جامعه اسلامي به
حساب مي آيد كه جايگاه معنوي رفيع و دامنه
بسيار وسيعي در جهان بيني اسلامي دارد كه
پرداختن به آن سزاوار وقت گزاري بيشتر و
بحث و بررسيهاي دقيق و جامع تري دارد.
رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: هيچ يك
از شما ايمان نخواهد داشت مگر آنكه آنچه
را براي خود مي خواهد براي برادرمسلمانش
نيز خواسته باشد. اشاره اي مستقيم به اصل
برابري و برادري درفرهنگ اسلامي دارد و
بعنوان يكي از آرمانهاي اسلام است كه در
سايه تعاون و همكاري و اخوت و برادري خود
را حفظ مي نمايند. اسلام در آيات متعددي
تعاون را بعنوان بهترين شيوة ر وابط
انساني به پيروان خود گوش زد مي نمايد و
تاكيد فراوان دارد كه روح تعاون و رسيدگي
به امور ديگران در هر فردي وجود داشته
باشد.
تعاون ضد
انحصار:
انحصارطلبي يكي از موارد بسيار مهمي است
كه اسلام در مقابل آن اصل تعاون را مطرح
نموده است، چرا كه بدون ترديد هرجا
انحصارطلبي و انحصارگري حاكم باشد، پي آمد
آن فقر و محروميت براي قشر مقابل آن خواهد
بود.
انحصار طلبان بدليل استفاده شخصي و برتر
بودن موقعيت اجتماعي و اقتصادي خود هميشه
سعي ميكنند بصورت تك بعدي حركت نموده و از
روند جريان هم سو و تعاملي جامعه جلوگيري
نمايند چرا كه جريان يك سويه و هم جهت كه
در اثرتعاون بوجود مي آيد موقعيت آنان را
متزلزل نموده و يافته هاي آنان را در بين
افراد جامعه بالسويه تقسيم مي نمايد اين
تقسيم قدرت اقتصادي و اجتماعي باعث ميشود
جريان انحصارگري افراد افزون طلب از بين
رفته و آنان نتوانند به اهداف فاسد و
نامشروع خود دست يابند.
قرآن مجيد با صراحت انحصارطلبي را محكوم
نموده و عواقب ناخوشايند آن را هشدار داده
است، چنانكه در قبل از اسلام قوم ثمود كه
انحصارطلبي وزياده خواهي را به حد اعلا
رسانده بود، قرباني اهداف پليد خود گرديد
و از بين رفتند.
آثار جانبي تعاون در جامعه:
1-
برادري و برابري
2-
از بين رفتن انحصار طلبي و كارتلهاي قدرت
نامشروع
3-
يگانگي و معاضدت در جامعه
4-
دمكراسي
5-
آزادي
تمام موارد ذكر شده فوق جزؤ آرمانهاي اصيل
اسلامي در يك جامعه است كه همه اميدوارند
بتوانند به آن دست يابند.
موضوع تعاون و همياري و مددرساني به فقرا
و مستمندان جامعه بويژه فعاليتهاي جمعي و
گروهي از جمله اقدامات اصيل و آرماني در
فرهنگ قرآني اسلام به شمار ميرود كه
جايگاه معنوي و دامنه وسيعي از ديدگاه
جهان بيني اسلامي دارد، كه در اين نوشتار
مترادف و هم معني و يا قصد فرامرتبه
اصطلاح امروزي مشاركت مردمي تلقي شده كه
اهميت جايگاه و نقش مؤثر آن در مددرساني
متعاقباً مورد بحث و بررسي مفصل تر قرار
خواهد گرفت.
وظايف اقتصادي مسلمانان:
نظام مقدس اسلام «فردگرايي مطلق» را محكوم
نموده و هيچگاه آن را توصيه نفرموده است
بلكه هميشه پيروان خود را به ارتباط
مستقيم دائمي با همنوعان و ديگر برادران
ديني خود فرا ميخواند.
توجه به روابط اجتماعي افراد در اسلام در
قالب امر به معروف و نهي از منكر و تولّي
و تبرّا به خوبي ترسيم و تشريح گرديده
است.
بديهي است به دليل وسيع بودن دامنة بحث
امر به معروف و نهي از منكر موضوع اقتصاد
نيز از جمله مواردي است كه مشمول اين بحث
قرار گرفته و رابطة مستقيمي با آن پيدا مي
نمايد.
تكافل اجتماعي:
جامعه اسلامي براين بنا شده است كه مردم
بايد خود را مسئول بدانند و نسبت به امور
جاري جامعه احساس تكليف نمايند، و به اين
اميد كه تمام امور را دولت انجام خواهد
داد مهار جامعه را رها نكنند. در صورتيكه
كوچكترين مشكلي براي جامعه پيش بيايد خود
را مقصر داشته و در برابر آن مسئول نمايد.
آنچه فرد در مقابل كار و تلاش حاصل مي
نمايد از مال و ملك و دارايي همه امانتي
است كه از سوي خداوند به او سپرده شده است
و او در قبال آن در پيشگاه خداوند بايد
پاسخگو باشد.
مثلاً آنچه ما هم اكنون در جامعه با عنوان
دانشگاه، كتابخانه و مسجد و بيمارستان و
... استفاده مي كنيم اموال و املاكي است
كه با شرايط وقف، هبه، نذورات و وصيت از
مشكل انحصار آن خارج شده و در اختيار
عموم جامعه قرار گرفته است به همين جهت
است كه اسلام ضمن تاكيد فراوان بر تامين
معاش افراد و تلاش بيشتر آنان هنگامي كه
ثروت فزوني يافت ضمن اينكه اين ثروت فساد
را بدنبال نداشته باشد شرايط مصرف عمومي
ثروت را به شكل كاملاً منطقي آن تجويز و
تعيين مي نمايد.
قوانين اسلام براي حمايت از محرومين:
قوانين مختلف اسلامي جهت رسيدگي به حال
محرومان و مستضعفان به دو دسته تقسيم
ميگردد.
دسته اول:
وضعيت افراد و شرايط كمك كردن را معرفي مي
نمايد.
دسته دوم:
به معرفي منابعي مي پردا زد كه در اين راه
بايد مورد استفاده قرار گيرد.
1- قانون مشاركت:
قانون مشاركت چنين بيان شده است كه
محرومان و مستضعفاني كه استطاعت آن را
ندارند كه خود محصول و ميوه داشته باشند و
در عين حال به آن احتياج دارندبتوانند از
محصول ديگران (فقط به مقدار احتياج)
استفاده نموده و پس از آن بهاي آن را
بپردازند.
2- قانون ماعون:
ماعون با آنكه به معناي بسياري آمده است
ولي تماماً يك هدف را دارا ميباشد و آن
نيكي كردن و احسان و خوبي است و در قرآن
كريم كمك كردن مسلمانان و برادران ديني
به ديگران را به نام ماعون مورد تاكيد و
سفارش قرارد داده.
امدادهاي اجتماعي:
امدادهاي اجتماعي شامل آن است كه اگر فردي
گرسنه يا تشنه و يا درمانده باشد بدان
صورت كه اگر آن را برطرف ننمايد اين عامل
ميتواند باعث مرگ وي شود ميتواند بدون جلب
رضايت صاحب مال و دارايي از اجزاي آن
استفاده نموده و خود را از اين وضع نجات
دهد.
انفاق و صدقه:
انفاق و صدقات از جمله مسائلي است كه در
جاي جاي آيات قرآن كريم بدان اشاره زيادي
شده است و براي بيان كردن ميزان اهميت
جايگاه رسيدگي به امور فقرا و مستمندان
جامعه از ديدگاه جهان بيني اسلام همان بس
كه دعوت عمومي آحاد مردم جامعه به انواع
انفاق و صدقات و مشاركت دادن مردم در
انجام اعمال خيرخواهانه و احسان و نيكي
نمودن نسبت به محرومان را يك فريضه عبادي
قرارداده، به نحوي كه شارع مقدس اسلام
اهتمام جدي نسبت به تكريم نوعدوستي و
فقيرنوازي و اداي دين اغنيا به فقرا و
مساكين را براي مومنان يك تكليف ديني و
عمل به انجام فريضه الهي قلمداد نموده
است. و به همين خاطر است كه در قرآن كريم
73 مرتبه كلمه انفاق، 14 مرتبه صدقه، 32
مرتبه زكات و 149 مرتبه واژه احسان و
مشتقات آن مورد استفاده قرار گرفته است و
قرار گرفتن 31 مرتبه عنوان زكات و انفاق
در كنار فريضه نماز در قرآن كريم اهميت
فوق العاده و جايگاه ويژه احسان گري و
نيكي ورزيدن نسبت به فقرا و مستمندان را
آشكار ميسازد كه 28 بار عنوان زكات و 3
بار از واژه انفاق به همراه امر مقدس نماز
در آيات قرآن ذكر گرديده و در مجموع
واژه هاي صدقه، انفاق، زكات و احسان با
تمام مشتقات آن در قرآن كريم 313 مرتبه
مقارن با تعداد ياوران خاص حضرت بقيه
ا...(عج) به هنگام ظهور مباركشان مورد
سفارش و تاكيد قرار گرفته است.
بلكه اسلام با صراحت تمام مي گويد كه
مسلمانان موظف هستند از آنچه برخوردارند و
استفاده مي نمايند. جهت رفاه حال ديگران
سهمي را به آنان و اگذار نمايند تا
بدينوسيله چهره فقر و محروميت از جامعه
اسلامي برطرف شده ريشه كن گردد.
زكات:
يكي ديگر از مصاديق مهم توجه اسلام به
فقرا و مساكين موضوع زكات است و اهميت آن
از نظر خداوند متعال به حدي زياد است كه
28 بار در آيات مختلفي از قرآن كريم توجه
به اهميت زكات را همرديف و دوش به دوش
فريضه نماز مطرح و مورد تاكيد قرار گرفته
است.
علاوه بر آنچه ذكر گرديد قوانين بسيار
ديگري همانند طواري، هبه، زكات فطريه، نذر
و... نيز وجود دارد كه در تمامي آنها كمك
به همنوعان سفارش شده است و اينكه فرد
بايد خود را مكلف بداند كه در قبال افراد
ديگر جامعه احساس مسئوليت نمايد.
آثار تعاون مالي:
مسئوليت رسيدگي به دغدغه هاي مالي افراد
در جامعه از جمله مسائلي است كه اگر
بدرستي به آن پرداخته شود سامان بخشيدن به
بسياري از مشكلات مهم اقتصادي جامعه از
جمله مسائلي مانند شكاف طبقاتي، تمركز
ثروت و انحصارطلبي و بيكاري، فقر عمومي و
... تحت تاثير قرارداده و از بين خواهد
برد، و در نقطة مقابل آن و دوستي و برابري
در بين افراد جامعه را جايگزين آن خواهد
نمود.
البته با توجه به سخنان فوق نبايد به ذهن
خطور كند كه اسلام با مال دوستي و كار و
كوشش زياد براي كسب مال حلال و اموال
بيشتر مخالف است بلكه بايد گفت اسلام
هميشه تشويق مي نمايد كه در راه رسيدن به
اهداف خود تلاش كنيد، اما زراندوزي و مال
پرستي نكنيد كه خود گناهي بزرگ محسوب
ميگردد. بخشش مال و ثروت با آنكه در ظاهر
يك عمل يك طرفه است اما بخوبي نمايش دهنده
نوعي همياري و تعاون است.
چرا كه يك فرد هيچگاه قادر نيست تمامي
مشكلات خود را به تنهايي برطرف نمايد و
خود را تافته جدا بافته اي از جامعه
بداندزيرا بدون ترديد هر فردي در طول ايام
زندگي اجتماعي خويش به همكاري ديگران نيز
احتياج خواهد داشت.
آنچه تاكنون گفته شد وظايف افراد نسبت به
يكديگر در سطح جامعه ميباشد كه در جريان
تعاملات و تماسهاي اجتماعي افراد بوجود
آمده است و به اصطلاح وظايف فردي افراد در
مقابل جامعه بود، اما در ادامه بحث به
وظايف دولت پيرامون اهميت همياري و تعاون
در جامعه و چگونگي نقش دولت در اين زمينه
پرداخته ميشود.
وظايف دولت در همياري و تعاون:
در جامعه اي كه فرد مسلمان موظف است از
همنوع خود با خبرباشد واز هيچگونه همياري
و كمكي دريغ نورزد علاوه برمسائل خوب و
مثبتي كه پيامد آن محسوب ميگردد. مشكلاتي
نيز به همراه خواهد داشت كه دولت بعنوان
سرآمد افراد جامعه موظف است بعنوان يك
هدايتگر و خدمتگذار در راه كمك به آنان
پيشقدم شود و افراد ياري طلب مشاركت جو و
مشاركت پذير را مساعدت و همراهي نمايد.
با آنكه اسلام در همه جا از صلح و سازگاري
و صفا و صميميت و همزيستي مسالمت آميز سخن
گفته است. و جنگ و خونريزي را ناپسند مي
شمارد اما امر مهم تعاون و همياري آنقدر
اهميت دارد كه اسلام را برآن داشته است،
تا در چندين آيه به جهت تقدم داشتن امر
تعاون به هرچيز ديگري، افراد را به جنگ با
ظالمان و ... ترغيب نمايد.
ديدگاه نهج البلاغه پيرامون وظايف دولت:
امام اول شيعيان امير مؤمنان حضرت علي (ع)
خود بعنوان يكي از دولتمردان نمونه تاريخ
اسلام در نهج البلاغه دولت اسلامي را ضامن
تامين احتياجات اوليه و ضروري افرادي
ميداند كه به دلايل بسياري قادر به رفع
احتياجات خود نميباشند.
حضرت علي (ع) در نامه اي به مالك اشتر ضمن
تاكيد بر رسيدگي به حال مستضعفان مي
فرمايد آن حقي كه خداوند براي ايشان تعيين
نموده است و از تو حفظ آن را خواسته است
رعايت كن! چرا كه اداي حق فردفرد آنان
از تو طلب شده است.
دولت اسلامي موظف است مسئوليت ايجاد و
استمرار يك سيستم سالم اقتصادي را برعهده
بگيرد. و بر وضع اقتصادي جامعه احاطه كامل
داشته باشد، جهت بالابردن رفاه جامعه
قوانيني وضع نمايد كه اصحاب زروزور
نتوانند از مال و دارائي خود جهت حكومت بر
ديگر افراد جامعه استفاده نمايند.
كارگزاران حكومت در اين مسير بايد خود را
چون خادمان و خدمتگزاران مملكت بدانند، نه
اينكه بعنوان مقام بالاتر به آنان ظلم و
ستم نموده و آنها را به استثمار بكشانند.
|