روايت مادرانی كه در مقابل چشم ایتام تکثیر شدند

کد :
59398
آخرین به روزرسانی :
1 مرداد 1402 - 16:12

از پیشنهاد صفحه «روايت مادرانی كه در مقابل چشم ایتام تکثیر شدند» به دیگران متشکریم.

Enter the email address of the recipient.
HTML is not allowed in this field.
دسته بندی
مشارکت‌های مردمی

روايت مادرانی كه در مقابل چشم ایتام تکثیر شدند

آسمان ابری است؛ چشم‌ها مي‌بارند و بيش از هر چيز در سياهی چادرها، پيراهن‌های سبز شيرخواران است كه به چشم مي‌آيد. یک سو نذری پخش مي‌كنند و سوی دیگر مادرانی که تکثیر می‌شوند در مقابل تصاویر ایتام نیازمند.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني كميته امداد، نواي يا حسين(ع) فضاي همایش شیرخورگاان حسینی را پر كرده است. با اينكه ساعت هفت و سي صبح را نشان مي‌دهد و حدود دو ساعت تا برگزاري مراسم باقي است، امدادگران در حال تدارك ميزباني شايسته از حاميان جديد هستند.

با نواي يا علي اصغر(ع)، گام‌هاي كودكانه به اين نوا گره مي‌خورد و برخي نوزادان خواب هستند و بعضي بيدار. خيلي‌ها سر روي شانه مادر گذاشته و خوابي عميق را تجربه مي‌كنند و چه جايي بهتر از آغوش گرم مادر؟

هر لحظه‌ای كه مي‌گذرد، تعداد مادران بيشتر مي‌شود و زمزمه‌ «يا علي اصغر(ع)» به گلوگاه مي‌رسد آنجا كه از مادر خبري نيست و كودك تشنه لب بر دستان پدر بی‌قراری می‌کند.

اينجا هم پدر نيست و اگر هست، بيمار و زمين‌گير است و مادران چشم در چشم ايتام و محسنين دوخته و دست نوازش بر سر فرزند خود مي‌كشند.

چهره‌ علي اصغرها و رقیه‌هایی كه منتظر لبخند نگاه مادر است كه زير بال و پر آنها را هم بگيرند و كمك‌شان كنند براي پريدن!

پريدني كه سرشار از اميد باشد و آرزو. جايي كه بتوانند بر بلندي بنشينند و با تحصيل، گام در دانشگاه گذاشته و موجب شادماني خانواده‌شان شده و از سوي ديگر، افراد بسيار مفيدي براي جامعه باشند.

كودكي در مقابل ميز مي‌ايستد. خيالش تا كربلا مي‌رود. عالم بچگي، روياهاي خاص خودش را دارد و ايتام و محسنين را در خیمهها مي‌يابد در كنار امام حسين(ع) و يارانش كه شهيد شده‌اند. شايد ذهنش مي‌رود تا كنار رود فرات و آب آوردن براي رفع تشنگي ساير كودكان و شايد.

در يكي از عكس‌ها، تصوير دختري است كه نمي‌تواند از او چشم بردارد. دستش را روي شناسنامه او گذاشته و باز خيال‌پردازي مي‌كند. انگار او را بارها ديده است. ميان انبوه ابرها و در باران با هم قدم زده‌اند؛ در میان بازی‌های کودکانه.

چادر مادر را مي‌گيرد و او را مي‌كشد تا پاي ميز. دختربچه را به مادر نشان مي‌دهد. نوزادي سبز پوش كه سربند يا علي اصغر(ع) بر پيشاني بسته، در آغوش مادر جابه جا مي‌شود.

مادر محو تماشاي نگاه معصوم معصومه دست دخترش را محكم مي‌فشارد. نواي مداح كه مي‌گويد: «آنا جان يا زهرا(س)» مي‌پيچد و مادر زير لب زمزمه مي‌كند: «اي مادر... يا فاطمه(س).

نوجواني پرچم بلندي را مي‌چرخاند. زني بسته شكلات را گشوده و به سمت مادر مي‌گيرد. كسي آب پخش مي‌كند. مداح از همه مي‌خواهد بلند بگويند: يا حسين(ع)

مادر رخ در رخ دختربچه یتیم فرو مي‌رود در خيالاتش. اينكه او را كجا ديده، با او هم كلام شده، موهايش را بافته، برايش جشن تولد گرفته، مريض كه شده كنارش نشسته و... .

- چطور مي‌تونم كمكش كنم؟

قلم روي كاغذ مي‌چرخد و به «عشق علي اصغر(ع)»، مادر حامی معصومه خواهد شد تا شيرين‌‌كام باشد و در زندگي‌اش احساس شادي كند.

سالن شش هزار نفردي اردبيل پر شده است. مراسم شيرخوارگان با شكوه بسيار در حال برگزاري است. مادران و كودكان‌شان سينه مي‌زنند.

ابرها مي‌بارند و مادران براي ثبت نام در طرح اكرام ايتام و محسنين صف كشيده‌اند. ماه محرم، شورآفريني مي‌كند در بين عزاداران كه وقت مهربانی است.

انتهاي پيام

X
برای دریافت اپلیکیشن صدقه من از طریق این لینک اقدام نمایید
X