روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

کد :
76889
آخرین به روزرسانی :
24 تیر 1404 - 14:22

از پیشنهاد صفحه «روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر» به دیگران متشکریم.

Enter the email address of the recipient.
HTML is not allowed in this field.
دسته بندی
برگزیده
تصویرگردان بزرگ
مشارکت‌های مردمی
فرهنگی و تربیتی
رویداد

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

اما آنچه زیباست، وقتی است که مادر تابلو را به دست می‌گیرد. خیره به چشمانِ معصومِ پسرش که در بالای تابلو خودنمایی می‌کند، می‌ماند و بعد سرش را به زیر می‌اندازد و چشمانش را می‌بندد. در این لحظات، کسی نمی‌داند که مادر به چه فکر می‌کند یا در دنیای او ساعت چند است!!

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی کمیته امداد، ساعت هشت و پانزده دقیقه صبح، راهی بخش کوراییم از توابع شهرستان نیر می‌شویم. قرار است با خانواده شهید «محمدرضا نوروزی» که پدرش عامل زکات استان اردبیل است، دیدار کنیم. هوا گرم است. هر از گاهی نسیمی می‌گذرد و شاخ و برگِ درختان را تکان می‌دهد. ریشه‌ها در خاک مستحکم و برگ‌ها لرزان اما چه می‌شود کرد وقتی باد زورش می‌چربد و برگی فرو می‌افتد؟! برگ، هنگام جدایی می‌خندد و شاید سقوطش را جشن می‌گیرد که ناخواسته جدا شد و افتاد.

حکایتِ «محمدرضا» است...

چشم که باز شود، دیده گریان می‌شود. راه کوتاه گشته و دل، لرزه می‌گیرد که چه جوانِ رعنایی بود «محمدرضا»! این «بود» هم حکایت عجیبی دارد که یعنی دیگر نیست؟ اما شاید در بین ما نیست اما به همین خاطر آنها را «شاهد» نامیده‌اند که یعنی هستند و ما نمی‌بینیم‌شان.

به سه راهی که می‌رسیم و باید به سمت راست بپیچیم تا وارد جاده کورایم شویم، عکس شهدا خود را نمایان می‌کنند؛ ترکیبی از شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم و حالا باید «محمدرضا نوروزی» هم به این لیست اضافه شود و او را هم قهرمان بنامند و پهلوان!

شهرستان نیر زیباست. هر دو طرف جاده را زمین‌های کشاورزیِ سرسبز پر کرده است و گاهی آبیاری صنعتی و سنتی را می‌توان دید که عطرِ خاک را در هوا می‌چرخانند و برای لحظاتی چشم بسته می‌شود و فقط استشمامِ این بو، آرامش می‌دهد.

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

حدود ساعت 9 و سی دقیقه به آرامگاه می‌رسیم. در فاصله اندکی از قبرستان، چند بنر بزرگ، خود را مزین به چهره «محمدرضا» کرده‌اند و بر خود می‌بالند که همچون او، ایستاده‌اند محکم.

مدیرکل کمیته امداد استان اردبیل همراه با معاون توسعه مشارکت‌های مردمی و رئیس اداره زکات، وارد مزارستان می‌شوند که پرچم‌های ایران، خود یادآور محلِ دفنِ «محمدرضا» هستند. می‌نشینند برای فاتحه و او، چه خوش در عکسش می‌درخشد و لبخندی بر لب دارد و بی‌شک، همچنان می‌خندد.

با اینکه دیدار با خانواده‌اش و جلسه‌ای در محل بخشداری کوراییم در پیش است اما کسی دلش نمی‌خواهد از کنار مزار «محمدرضا» برخیزد. فاتحه به خاتمه رسیده و انگشت همچنان روی قبر مانور می‌دهد که پرچمِ ایران او را به آغوش کشیده است. گویی صدای قرآن می‌پیچد و دین و وطن را آغشته به عطرِ «محمدرضا»، می‌پراکند.

برمی‌خیزند اما همچنان نگاه‌ها به صورتِ معصوم او دوخته شده و آرام آرام بیرون می‌روند. پیاده سوی بنرها حرکت می‌کنند. چقدر عجیب است؟!! چه حیرت انگیز!! او در فاصله اندکی از خانه‌شان به خوابی عمیق فرو رفته و شاید اینگونه مادر کمتر دلتنگش شود که جوانش فقط چند متری با او فاصله دارد و خیالش راحت باشد که سردش نخواهد شد و در گرما، نسیمی گذران او را همراه با درختان خنک خواهد کرد و ریشه‌ها در زیرِ خاک...

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

امام جمعه و فرمانده سپاه شهرستان نیر و بخشدار کوراییم از راه می‌رسند. پدرش درِ سپید را می‌گشاید و یکی یکی از مهمانان استقبال می‌کند. کمرش خم نشده و همچون همان درختان، محکم و استوار است. چقدر در آغوش گرفتنش قشنگ و دلچسب است، از همان آغوش‌ها که گویی خیلی وقت است دلتنگِ کسی هستی و وقتی او را می‌یابی، دلت نمی‌خواهد رهایش کنی.

وارد منزل می‌شوند. عکسِ او همه‌جا هست. اصلا نیازی به عکس نیست، می‌توان حضورِ «محمدرضا» را در جای جای خانه حس کرد. می‌توان بو کشید و عطرش را چشید. حتی می‌توان با او سخن گفت! قطعا خواهد شنید.

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

علیرضا حسین‌نژاد، مدیرکل کمیته امداد استان اردبیل پس از حمد و فاتحه، می‌گوید: «وقتی خانواده‌ای با زکات رشد یافته و مال خود را پاک کرده و در راهِ احیای این فریضه الهی کوشیده است، انتظار غیر از این نیست و این شهید هم سرسفره چنین خانواده‌ای بزرگ شده و با تقدیم جانش، پَر کشیده است».

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

جمعِ مردانه با ورودِ مادر می‌شکند. بی‌اشک، استوار، محکم، حتی با صلابت‌تر از درخت می‌آید. همه برمی‌خیزند. گوشه‌ای می‌نشیند. متنِ پیامِ حاج سیدمرتضی بختیاری، رئیس کمیته امداد امام خمینی(ره) را که در همان روز تدفین و تشییع پیکر «محمدرضا» صادر شده است، می‌خوانند:

«بسمه تعالی

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

برادر ارجمند جناب آقای عدالت نوروزی

عامل محترم زکات شهرستان نیر

        پس از حمد خدا و صلوات بر محمد و آل محمد(ص)، شهادت سرباز وطن، شهید سرافراز «محمدرضا نوروزی» در راه دفاع از دین و میهن، مایه مباهات و افتخار برای تمام دلدادگان آب و خاک ایران اسلامی است. رجای واثق دارم خون پاک آن شهید بزرگوار و شهدای والامقام که دست پرورده مکتب حضرت روح الله(ره) و اندیشه‌های نورانی حضرت امام خامنه‌ای(مد ظله العالی) بودند، علاوه بر تقویت بنیه‌های اعتقادی و ایمانی جامعه، پایه‌های لرزان رژیم منحوس صهیونی را بیش از پیش سست کرده و زمینه‌ساز فتحالفتوح آزادی قدس شریف از چنگال پلید صهیونیست‌ها خواهد شد.

اینجانب به نمایندگی از خانواده بزرگ کمیته امداد امام خمینی(ره)، شهادت سرباز سرافراز وطن، شهید والامقام «محمدرضا نوروزی» را به حضور جناب‌عالی و خانواده محترم تبریک و تسلیت عرض نموده و برای رزمندگان راه مقاومت در نبرد با دشمن صهیونی آرزوی توفیق و تداوم راه پر افتخار آن شهید گران‌قدر را دارم.»

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

به همین مناسبت، تابلویی حاوی پیامِ رییس کمیته امداد کشور آماده شده تا با حضور مسئولین تقدیم این خانواده شود. دوباره همه بلند می‌شوند. فرمانده سپاه از رشادت و معصومیت این سربازِ وطن چند کلامی نطق می‌کند و آن را به پدر تحویل می‌دهد.

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

اما آنچه زیباست، وقتی است که مادر تابلو را به دست می‌گیرد. خیره به چشمانِ معصومِ پسرش که در بالای تابلو خودنمایی می‌کند، می‌ماند و بعد سرش را به زیر می‌اندازد و چشمانش را می‌بندد. در این لحظات، کسی نمی‌داند که مادر به چه فکر می‌کند یا در دنیای او ساعت چند است!! شاید چند دقیقه است که منتظر اوست تا از مرخصی برگردد، با چشمانِ بسته با فرزندش قدم می‌زند، نوازشش می‌کند، می‌خواهد برایش آستین بالا بزند و... .

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

بیرون می‌آییم. نگاه‌های پدر و مادرِ «محمدرضا» لحظه‌ای از خاطرمان نمی‌رود. مقابل درِ خانه‌شان بار دیگر می‌ایستیم به تماشای نگاهِ مهربانش.

روایت اهدای پیام رئیس کمیته امداد در پی شهادت فرزند عامل زکات شهرستان نیر

ساعت از 10 صبح گذشته که به سمت بخشداری کوراییم حرکت می‌کنیم. دل‌ها در همان خانه و شاید کنار مزار او جامانده‌اند و با بغضی سنگین می‌رویم.

با حضور امام جمعه، بخشدار و عاملین و زکات‌دهندگان بخش کوراییم شهرستان نیر، جلسه شورای زکات این بخش برگزار می‌شود. بعد از قرائت قرآن، همه به یاد شهدای جنگ تحمیلی اخیر و به خصوص یاد و خاطر شهید «محمدرضا نوروزی» که پدرش یکی از عامین زکات برجسته است، فاتحه خوانده و یادش را گرامی می‌دارند.

در این نشست، حجت‌الاسلام آیت‌الله نعمتی، امام جمعه شهرستان نیر طی سخنانی گفت: «در خاطره‌ای شنیدم که خانواده شهید محمدرضا نوروزی به او می‌گویند وقت مرخصی‌ات رسیده و چه خوب است برگردی و او پاسخ می‌دهد وقت جنگ است! من باید بمانم و بجنگم.»

با شنیدن این جملات، بغض و گاهی اشک جلسه را فرا می‌گیرد. او ادامه می‌دهد: «ما هم به مانند این شهید، وظیفه داریم که به وظایف خود عمل کنیم و ان‌شالله به برکت خون این شهید بزرگوار، با پرداخت زکات یاریگر محرومان و اقشار آسیب‌پذیر در این دوره حساس باشیم»

جلسه پایان یافته و برمی‌گردیم اما همچنان دل‌های‌مان در حوالی خانه و مزار «محمدرضا» در گردش است.

انتهای پیام  

X
می‌خواهم کمک کنم (واریز آنلاین)
X