کارگاه کوچکآ اشتغال بزرگ؛ روایت موفقیت محمد امیری در تربتحیدریه
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، در شهر تربتحیدریه، در یکی از کارگاههای صنعتی کوچک اما پرتلاش، صدای مداوم دستگاهها و حرکت پیوسته کارگران نشان از تپش امید دارد. خبرنگار ما به دیدار او رفته تا از نزدیک از مسیر شکلگیری و چالشهای این فعالیت بشنود.
از بیرون، تابلوی سادهای بر سردر نصب شده و صدای دستگاههای در حال کار از همان ابتدا توجه را جلب میکند. در فضای داخلی، پنج دستگاه صنعتی بهطور همزمان مشغول تولیدند. بوی فلز داغ و روغن صنعتی در فضا پیچیده و چند کارگر با دقت در حال مونتاژ قطعات هستند.
در میان آنها، مردی آرام و متمرکز بر فرآیند کار نظارت میکند؛ محمد امیری، مدیر این واحد تولیدی.
در ابتدای گفتوگو، امیری از علاقهاش به حوزه برق و صنعت سخن میگوید. او میگوید: «از دوران نوجوانی به ساخت و ترکیب قطعات الکتریکی علاقهمند بودم. همین علاقه موجب شد رشته تحصیلی مرتبطی انتخاب کنم و از همان زمان هدفم این بود که روزی کارگاه تولیدی خود را راهاندازی کنم.»
او توضیح میدهد: « پس از پایان تحصیلات و چند سال کار در واحدهای مختلف صنعتی کار می کردم اما تصمیم گرفتم مستقل شوم،
سال ۱۳۹۶ شروع کار حرفهای من بود. ابتدا در کارگاههای دیگر فعالیت داشتم تا تجربه کافی به دست آورم. بهتدریج با شناخت بهتر بازار و فرآیند تولید، به فکر راهاندازی کارگاه شخصی افتادم.»
در میانه گفتوگو، به یکی از مهمترین نقاط عطف فعالیتش یعنی دریافت تسهیلات از کمیته امداد امام خمینی (ره).اشاره می کند.
امیری میگوید: «در سال ۱۴۰۰، با راهنمایی یکی از آشنایان، به کمیته امداد مراجعه کردم تا در جریان طرحهای اشتغالزایی قرار بگیرم. طرح تولید قطعات الکتریکی موتور را ارائه دادم و پس از بررسی، دو فقره وام اشتغالزایی با مجموع ۱۰۰ میلیون تومان دریافت کردم.»
او ادامه میدهد: «این تسهیلات نقش کلیدی در شروع کار داشت. مبلغ وام را صرف خرید مواد اولیه و بخشی از تجهیزات کردم. در کنار آن، حدود ۶۰۰ میلیون تومان نیز سرمایه شخصی وارد کار شد و توانستم پایههای کارگاه را مستحکمتر کنم.»
نگاه امیری هنگام بیان این بخش از گفتوگو جدی میشود؛ مشخص است که به آن مرحله از زندگی بهعنوان نقطه آغاز واقعی کارآفرینی خود مینگرد.
در ادامه صحبت، از او میپرسم که ارزیابیاش از نحوه همکاری کمیته امداد چیست؟ امیری پاسخ میدهد: «نقش کمیته امداد فقط به پرداخت تسهیلات محدود نیست. حضور کارشناسان و بازدیدهای میدانیشان تأثیر مثبتی در انگیزه تولیدکننده دارد. در یکی از بازدیدها، کارشناسان عنوان کردند که نمونه مشابهی از فعالیت ما در مجموعه وجود ندارد. این جمله برای من ارزشمند بود، چون احساس کردم تلاشم دیده شده است.»
او تأکید میکند: ادامه این نوع نظارتها و ارتباط مستقیم با کارآفرینان، میتواند پایداری مشاغل را تضمین کند.
امیری با افتخار از نیروی انسانی کارگاه خود سخن میگوید: «در حال حاضر ۹ نفر بهصورت مستقیم در این کارگاه مشغول کار هستند. چند نفر از آنان از مددجویان کمیته امداد هستند که پس از آموزش وارد مجموعه شدهاند. علاوه بر این، افراد دیگری نیز بهصورت غیرمستقیم در زمینه فروش، تأمین مواد اولیه و بستهبندی با ما همکاری دارند.»
او معتقد است ایجاد چنین فرصتهایی نهتنها به بهبود معیشت خانوادهها کمک میکند، بلکه موجب افزایش انگیزه در خود کارآفرین نیز میشود.
در گوشه کارگاه، چند کارگر جوان مشغول مونتاژ قطعات فلزی هستند. نظم و دقت در کارشان، تأیید گفتههای اوست.
سرمایه در گردش؛ چالش همیشگی تولید
وقتی از مشکلات سخن به میان میآید، چهره امیری اندکی جدیتر میشود.
او با لحنی سنجیده میگوید: «یکی از اصلیترین چالشهای ما کمبود سرمایه در گردش است. در تولید، مواد اولیه را باید نقدی خرید اما فروش معمولاً بهصورت چکهای سهماهه انجام میشود. همین فاصله زمانی باعث ایجاد فشار مالی بر مجموعه میشود.»
به گفته او، در صورت دسترسی به سرمایه کافی، میتواند ظرفیت تولید را افزایش دهد و نیروی کار بیشتری جذب کند.
«اگر حمایت مالی مجدد صورت گیرد، امکان گسترش فعالیت در حوزههای مرتبط با برق صنعتی وجود دارد. اما بدون سرمایه در گردش، توسعه عملاً دشوار است.»
امیری در ادامه گفتوگو، از نیاز به سیاستهای حمایتی دقیقتر سخن میگوید: «واحدهای تولیدی کوچک که واقعاً فعال هستند، باید در اولویت دریافت تسهیلات توسعهای قرار گیرند. در بسیاری از موارد، کارگاههایی که بهصورت واقعی تولید میکنند، برای دریافت وامهای جدید با محدودیت مواجهاند. در حالیکه حمایت از این گروه، بازدهی اقتصادی بالایی دارد.»
او تأکید میکند که برخی از طرحهای اشتغالزایی در سطح ایده باقی میمانند، اما کارگاههای فعال مانند مجموعه او، میتوانند با تزریق سرمایه اندک، اشتغال واقعی ایجاد کنند.
به گفته وی، اگر نظام حمایتی بر مبنای عملکرد و بازده تنظیم شود، نهتنها منابع بهتر تخصیص مییابد بلکه انگیزه کارآفرینان نیز افزایش پیدا میکند.
او درباره چشمانداز آینده کاری خود میگوید: «هدف من توسعه کارگاه و تبدیل آن به کارخانهای است که حداقل برای ۳۰۰ نفر اشتغال ایجاد کند. این هدف بهظاهر بزرگ است، اما با برنامهریزی دقیق و حمایت مناسب، دستیافتنی است.»
او توضیح میدهد: با ارتقای تجهیزات، امکان تولید محصولات متنوعتر وجود دارد و در صورت اتصال مستقیم به بازار مصرف، میتوان بخشی از وابستگی به واسطهها را کاهش داد.
در چشمانش برق امید دیده میشود، گویی رؤیای بزرگتری را در ذهن پرورانده که هنوز زمان تحققش نرسیده است.
در بخش پایانی گفتوگو، امیری ضمن قدردانی از حمایت اولیه کمیته امداد میگوید: «اگرچه امکان دریافت وام جدید برای من فراهم نشده، اما همان حمایت اولیه، مسیر را برای شروع هموار کرد. به باور من، این تسهیلات زمانی بیشترین اثر را دارد که با نظارت، آموزش و پیگیری مستمر همراه باشد.»
او بر ضرورت ارتباط مداوم میان کارآفرین و نهاد حمایتی تأکید دارد و میگوید: «وقتی مسئولان به کارگاه سر میزنند و از نزدیک وضعیت را میبینند، تولیدکننده احساس میکند دیده میشود. همین احساس توجه، نیروی محرکهای برای ادامه مسیر است.»
نقش خانواده در ثبات و موفقیت
در گوشهای از گفتوگو، سخن به خانواده میرسد. امیری با لبخندی کوتاه میگوید: «موفقیت در کار تولید بدون حمایت خانواده دشوار است. همسرم در تمامی مراحل کنار من بوده است. در دورههایی که مشکلات مالی فشار میآورد، صبوری و همراهی ایشان کمک بزرگی بود.»
او باور دارد که کارآفرینی صرفاً فعالیت اقتصادی نیست، بلکه شیوهای از زندگی است که نیازمند حمایت عاطفی و پایداری درونی است.
امیری در پایان، توصیهای برای جوانان علاقهمند به کارآفرینی دارد: «ورود به عرصه تولید نیازمند علاقه، تفکر و پشتکار است. اگر علاقه واقعی وجود نداشته باشد، در مواجهه با سختیها ادامه مسیر ممکن نیست. از سوی دیگر، تصمیمهای هیجانی و بدون تحلیل دقیق بازار میتواند موجب شکست شود. باید با مطالعه و برنامه وارد کار شد.»
او تأکید میکند که هرچند مسیر تولید دشوار است، اما نتیجه آن ارزشمندتر از هر پاداش مادی خواهد بود. «وقتی میبینم چند خانواده از طریق همین کارگاه امرارمعاش میکنند، تمام سختیها برایم معنا پیدا میکند.»
در حالی که آماده خروج از کارگاه میشوم، صدای یکنواخت دستگاهها همچنان ادامه دارد. امیری به سوی یکی از دستگاهها میرود، عملکرد آن را بررسی میکند و میگوید: «هر بار که این صدا را میشنوم، احساس میکنم نتیجه تلاشهایم زنده است. این کارگاه برای من تنها محل کار نیست، نماد اراده و تلاشی است که از حمایتهای کمیته امداد آغاز شد.»
در مسیر بازگشت، صدای موتورهای کوچک هنوز از دور شنیده میشود؛ صدایی از جنس امید و خودباوری، که یادآور نقش تسهیلات حمایتی در شکوفایی استعدادهای جوانان این سرزمین است.
انتهای پیام








