
بانوی نیشابوری که سنگ را به صنعت تبدیل کرد؛ روایت کارآفرینی فاطمه سلطان رستمی در تولید سنگ مصنوعی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، هوا هنوز بوی صبح میدهد. از دور، صدای برخورد قطعات سنگ با قالبهای فلزی به گوش میرسد. در میان سولهای بزرگ، زنی با لباس کار روشن و چهرهای مصمم مشغول بررسی قالبهای خشکشده است. اینجا کارگاه سنگ مصنوعی خانم فاطمه سلطان رستمی است؛ جایی که تلاش و خلاقیت با صنعت تلفیق شده و محصولاتی کاربردی و هنری از دل آن بیرون میآید.
وارد کارگاه می شوم به استفبالم می آید؛ خانم رستمی، متولد سال ۱۳۵۹، پیش از ورود به عرصه تولید، در رشته طراحی معماری تحصیل کرده است. او میگوید: «همیشه به دنبال متریالی بودم که هم از لحاظ بصری زیبا باشد و هم از لحاظ اقتصادی مقرونبهصرفه. سنگ مصنوعی این ویژگیها را داشت و همین باعث شد مسیر تولید را آغاز کنم.»
او توضیح میدهد: نخستین کارگاه خود را در سال ۱۳۹۸ با فضایی محدود راهاندازی کردم و به مرور، تجربههای عملی و آزمونوخطاهای متعدد، من را برای گسترش فعالیت آماده کرد. در سال ۱۴۰۱، با انتقال کارگاه به سولهای ۴۰۰ متری، روند تولید حرفهایتر و سیستماتیکتر شد.
رستمی درباره چگونگی تأمین منابع مالی میگوید: «سرمایه اولیه من حدود ۵۰ میلیون تومان بود، اما برای خرید تجهیزات، دستگاهها و مواد اولیه نیاز به منابع بیشتری داشتم. در سال ۱۴۰۰ از تسهیلات اشتغالزایی کمیته امداد به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بهرهمند شدم. این وام به من امکان داد تا تجهیزات اصلی تولید، قالبها و مواد اولیه را تهیه کنم و فرآیند تولید را به شکل مستمر دنبال کنم.»
او اضافه میکند: «حمایت کمیته امداد فقط یک تأمین مالی نبود؛ این حمایت نوعی اعتماد و پشتیبانی معنوی بود که انگیزه و روحیهام را تقویت کرد.»
در بازدید از کارگاه متوجه میشوم که بخشی از تجهیزات و ابزارها با دستان خود خانم رستمی ساخته شدهاند. او توضیح میدهد: «دو دستگاه اصلی تولید سنگ را خریداری کردم، اما سایر ابزارها مانند قفسههای خشککن، قالبهای سفارشی و گرمخانه را خودم طراحی و ساختهام. این اقدام علاوه بر کاهش هزینهها، باعث افزایش انعطاف و امکان تولید انواع طرحها شد.»
فرآیند تولید به گفته او شامل مخلوط کردن رزین و مواد معدنی، ریختهگری در قالبها، خشککردن و پرداخت نهایی است. هر مرحله نیازمند دقت، صبر و توان بدنی است تا محصول نهایی کیفیت مطلوب داشته باشد.
رستمی درباره ایجاد فرصت شغلی توضیح میدهد: «در دوره فعالیت کارگاه، بین دو تا چهار نفر بهطور مستقیم مشغول بودند، که دو نفر از آنان از خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد بودند. تلاش کردم محیط کارگاه علاوه بر محل اشتغال، محلی برای یادگیری و رشد نیروی انسانی باشد.»
او با اشاره به اهمیت آموزش نیروی جوان میگوید: «دو نفر از نیروهای جوان من همزمان با کار، تحصیل میکردند. همیشه تأکید داشتم که درس اولویت دارد و در زمان امتحانات اجازه حضورشان در کارگاه داده نمیشد. آموزش و پرورش علمی و عملی باید همزمان اتفاق بیفتد.»
این رویکرد نشاندهنده نگاه انسانی و اجتماعی رستمی در مدیریت کارگاه است که فراتر از صرفاً تولید، به تربیت نسل جوان نیز اهمیت میدهد.
در بخش دیگری از گفتوگو، خانم رستمی درباره بازار فروش توضیح میدهد: «محصولات عمدتاً به صورت عمده به دفاتر دکوراسیون داخلی فروخته میشد و بخشی نیز از طریق سفارش مستقیم مشتریان دریافت میشد. کیفیت، تنوع و انعطاف در طرحها باعث شد بازار ثابتی برای محصولات ایجاد شود.»
او تأکید میکند که ورود یک زن به بازاری عمدتاً مردانه آسان نیست، اما رعایت اصول حرفهای و کیفیت محصولات، اعتماد مشتریان را جلب کرده است.
رستمی درباره مشکلاتی که در مسیر فعالیت با آن مواجه بود، میگوید: «تولید سنگ مصنوعی به ظاهر ساده است، اما عملیاتی پیچیده و سخت دارد. فشار جسمی کار، حمل قالبهای سنگین، مخلوط کردن مواد و خشککردن، همه نیازمند توان بدنی بالا است. همچنین افزایش بیرویه قیمت مواد اولیه، اجاره بالای کارگاه و محدودیتهای سرمایه در گردش، چالشهای جدی تولید بودند.»
او اضافه میکند: «با وجود علاقه فراوان و انگیزه، شرایط اقتصادی باعث شد در نهایت کارگاه را به دو نفر از شاگردانم واگذار کنم. این تصمیم بسیار سخت بود، اما برای پایداری کسبوکار ضروری بود.»
خانم رستمی معتقد است که تجربه تولید برایش دستاوردی فراتر از سود مالی داشته است: «کار در این حوزه، مهارت، خلاقیت و مدیریت زمان را به من آموخت. یاد گرفتم که برای موفقیت در تولید، باید همزمان به کیفیت محصول، رضایت مشتری و رشد نیروی انسانی توجه کرد.»
او از مهارتهای فنی و ابتکاری خود نیز میگوید: «ساخت قالبهای جدید، خشککنها و گرمخانه توسط خودم باعث شد تولید انعطاف بیشتری داشته باشد و طرحهای متنوعتری ارائه دهم. این نوآوریها نهتنها هزینهها را کاهش داد، بلکه کیفیت محصول را ارتقا داد.»
پس از واگذاری کارگاه، خانم رستمی به حوزه مشاوره املاک وارد شد. او میگوید: «دفتر املاک متعلق به من نیست، اما توانستم با تجربه مدیریتی و اجتماعی که در کارگاه کسب کرده بودم، در خرید و فروش ملک فعالیت حرفهای داشته باشم. این شغل جدید فرصت تعامل با مردم را فراهم میکند، اما هنوز تولید و صنعت در ذهنم زنده است.»
او معتقد است که در صورت دریافت تسهیلات و حمایتهای مناسب، امکان بازگشت به تولید و راهاندازی مجدد کارگاه فراهم خواهد بود.
رستمی درباره نحوه حمایت کمیته امداد و پیشنهادات خود میگوید: «حمایتهای کمیته امداد نقطه عطف مسیر من بود. اگر تسهیلات به شکل متناسب با هزینههای واقعی بازار و با امکان سرمایه در گردش کافی ارائه شود، تولیدکنندگان کوچک بهویژه بانوان سرپرست خانوار میتوانند پایدارتر فعالیت کنند.»
او همچنین پیشنهاد میکند که کمیته امداد در تأمین نیروی کار آموزشدیده و متعهد نیز مشارکت داشته باشد تا تولیدکنندگان با اطمینان بیشتری فعالیت کنند.
خانم رستمی در پایان گفتوگو درباره چشمانداز خود میگوید: «تولید همیشه بخشی از هویت من بوده است. اگر شرایط مناسب فراهم شود، آماده بازگشت به عرصه تولید و راهاندازی دوباره کارگاه هستم. باور دارم که تجربه و مهارتهای کسبشده، نقطه قوتی برای موفقیت دوباره است.»
او معتقد است که فعالیت زنان در حوزه تولید و اشتغال، میتواند هم به توسعه اقتصادی و هم به خودکفایی خانوارها کمک کند.
انتهای پیام








