مهندس جوان جغتایی با بتن، بنای اشتغال را ساخت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، در گوشهای از شهرستان جغتای، کارگاهی ساده اما پرجنبوجوش قرار دارد؛ کارگاهی که صدای دستگاههایش با ریتمی منظم شنیده میشود و نشانهای از تلاش، امید و پویایی است. مدیر این کارگاه، ایمان منوچهری، متولد سال ۱۳۷۲، فارغالتحصیل مهندسی عمران است. کسی که برخلاف بسیاری از همدورهایهایش مسیر دفتر و پشتمیزنشینی را انتخاب نکرد و تصمیم گرفت «خودش بسازد» — نه فقط ساختمان، بلکه آیندهاش را.
ایمان میگوید: «از همان دوران دانشگاه، همیشه فکر میکردم باید کاری انجام دهم که نتیجهاش را با چشم ببینم. کار تولید برایم جذاب بود؛ چون هر آجر و قطعهای که میسازی، حاصل تلاش خودت است. همین باعث شد وارد تولید قطعات بتنی شوم.»
در سال ۱۳۹۸، ایمان با دریافت تسهیلات ۵۰ میلیون تومانی از کمیته امداد امام خمینی(ره) و سرمایه شخصی حدود ۳۰ میلیون تومانی، اولین قدم جدی خود را برداشت. او با این مبلغ توانست دو دستگاه بتونساز و همزن بلوک خریداری کند و وسایل ابتدایی کارگاه را فراهم آورد.
او لبخند میزند و میگوید: «وقتی شروع کردم، فقط دو دستگاه داشتم و خودم هم کارگر بودم! روزی ۱۲ ساعت کار میکردم. گاهی خسته میشدم، اما انگیزهام بیشتر از خستگی بود. من باور داشتم که این کار میتواند آیندهام را بسازد.»
در ابتدا، تولید محدود بود و بازار فروش هنوز شکل نگرفته بود. اما ایمان با تلاش فراوان و بازاریابی در روستاهای اطراف توانست اعتماد مشتریان را جلب کند. رفتهرفته تعداد دستگاهها به چهار عدد افزایش یافت و کارگاه او رنگ و بوی حرفهایتری گرفت.
کارگاه تولید قطعات بتنی ایمان منوچهری امروز برای چهار نفر بهصورت مستقیم و چهار نفر دیگر بهصورت غیرمستقیم اشتغال ایجاد کرده است. برخی از کارگران از خانوادههای کمبرخوردار هستند و حتی یکی از آنان تحت پوشش کمیته امداد است.
ایمان میگوید: «وقتی کسی را سر کار میآوری، فقط به او حقوق نمیدهی، به خانوادهاش هم امید میدهی. حس خیلی خوبی دارد وقتی میدانم کار من باعث شده چند نفر در این شرایط سخت اقتصادی نان در سفرهشان داشته باشند.»
او از این بابت به خود میبالد که توانسته در شرایطی که بسیاری از جوانان جغتای برای کار به شهرهای بزرگ مهاجرت کردهاند، چند فرصت شغلی پایدار در زادگاهش ایجاد کند.
اما مسیر تولید همیشه هموار نیست. تولید قطعات بتنی بهویژه برای کارگاههای کوچک، با مشکلات زیادی همراه است. از افزایش سرسامآور قیمت مواد اولیه و هزینه حملونقل گرفته تا کمبود نقدینگی و نبود حمایت بانکی.
ایمان منوچهری با نگاهی جدی میگوید:
«هر بار که قیمت سیمان یا مصالح بالا میرود، باید دوباره حساب و کتاب کنم که چطور ادامه بدهم. بعضی روزها واقعاً ادامهدادن سخت میشود. اما یاد گرفتهام همیشه راهی برای جلو رفتن پیدا کنم.»
او توضیح میدهد که نوسانات شدید بازار باعث شده است گاهی قیمت تمامشده کالاها از قیمت فروش هم بالاتر برود، اما با مدیریت دقیق و صرفهجویی توانسته است چرخه کارگاه را حفظ کند.
با وجود همه دشواریها، ایمان هنوز به آینده امیدوار است. او میگوید: «تولید فقط پول درآوردن نیست. تولید یعنی خلق ارزش. یعنی اینکه در همین شهرستان خودت کاری بسازی که دیگران هم از آن بهره ببرند.»
ایمان حالا اهداف بلندتری دارد. او به دنبال راهاندازی یک کارخانه بزرگتر است که بتواند ظرفیت اشتغال حداقل ۵۰۰ نفر را فراهم کند. همچنین قصد دارد در کنار تولید قطعات بتنی، یک مرکز پخش آهنآلات راهاندازی کند تا دامنه فعالیتش گستردهتر شود.
او با اعتماد به نفس میگوید: «ما جوانها اگر بخواهیم، میتوانیم کارهای بزرگی انجام دهیم. فقط باید باور کنیم. من میخواهم کارخانهای بسازم که اسمش با جغتای گره بخورد؛ جایی که همه بدانند یک جوان بومی توانست از صفر شروع کند و به اینجا برسد.»
یکی از اقدامات نوآورانه منوچهری، استفاده از فضای مجازی برای معرفی محصولات است. او میگوید: «قبلاً فقط فروش حضوری داشتیم، اما الان از طریق اینستاگرام و کانالهای محلی هم سفارش میگیریم. این کار باعث شده مشتریان جدیدی از شهرستانهای دیگر هم پیدا کنیم.»
دفتر فروش در محل کارگاه قرار دارد، اما برنامههایی برای راهاندازی سایت و فروش آنلاین در دست اقدام است. او معتقد است که دنیای امروز بدون بازاریابی دیجیتال ناقص است و تولیدکنندگان باید خود را با فناوری روز وفق دهند.
منوچهری با قدردانی از کمیته امداد میگوید: «وامی که از کمیته گرفتم، شاید رقم بالایی نبود، اما برای شروع خیلی مهم بود. همین کمک باعث شد جرقه کار زده شود. اگر آن حمایت اولیه نبود، شاید هیچوقت به مرحله تولید نمیرسیدم.»
او پیشنهاد میکند که در تخصیص تسهیلات، نوع فعالیت و حجم سرمایهگذاری در نظر گرفته شود: «برای مشاغل کوچک مثل دامداری یا پنل خورشیدی، وامهای خرد مفید است، اما تولید صنعتی نیاز به حمایت مالی بیشتری دارد. اگر این حمایتها هدفمندتر شود، اشتغال پایدار زیادی ایجاد خواهد شد.»
در بخش پایانی گفتوگو، وقتی از ایمان میپرسم رمز موفقیتش چیست، کمی مکث میکند و سپس میگوید: «شاید تنها فرمول موفقیت، استمرار است. باید هر روز ادامه بدهی، حتی اگر نتیجه را نبینی. من بارها شکست خوردم، اما هیچوقت نایستادم. هر بار زمین خوردم، تجربهام بیشتر شد.»
او میافزاید: «برای شروع کار نباید فقط منتظر وام باشیم. باید یاد بگیریم با هر امکاناتی که داریم حرکت کنیم. حمایتها لازماند، اما تلاش شخصی مهمتر است.»
داستان ایمان منوچهری، فقط روایت یک تولیدکننده نیست؛ حکایت جوانی است که میان سختیها ایستاد، از علم خود استفاده کرد و با دستهای خودش، مسیر رشد را هموار ساخت. او نشان داد که با ایمان، پشتکار و حمایت هدفمند میتوان حتی در شهرستانهای کوچک نیز چرخه تولید را به حرکت درآورد.
کارگاه کوچک او در جغتای شاید هنوز به کارخانه رؤیاییاش نرسیده باشد، اما هر قطعه بتنی که در آن ساخته میشود، نشانهای از ساختن آیندهای محکمتر برای خودش و همولایتیهایش است.
انتهای پیام








