روایتی از تلاش و خودباوری؛ کارآفرینی که با دستان خالی صنعتگر شد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، در دل یکی از مناطق صنعتی شهرستان جوین، در کارگاهی کوچک اما پُررفتوآمد، صدای یکنواخت تراشفلز و جرقههای جوشکاری، موسیقی روزهای کاری اسماعیل جعفرآبادی است. نور از پنجرههای نیمهگشوده روی میزهای چرب از روغن دستگاهها میتابد و ابزارها با نظم و دقت چیده شدهاند. در همین محیط ساده اما پرتلاش، مردی با دستان پینهبسته مشغول ساخت وسایلی است که قرار است کار کشاورزان را آسانتر کند.
جعفرآبادی متولد ۱۳۶۱ است؛ مردی آرام، دقیق و پرانرژی که سالها پیش با تغییر مسیر شغلیاش، راه تازهای در تولید ادوات کشاورزی گشود. او پیشتر در حرفه جوشکاری در و پنجره فعالیت میکرد، اما در سال ۱۳۹۴ با دریافت تسهیلات خوداشتغالی از کمیته امداد، تصمیم گرفت مسیر تازهای را آغاز کند و به حوزه ساخت ابزارهای کشاورزی وارد شود.
او در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «در آغاز تنها یک دستگاه تراش کوچک داشتم و بیشتر کارها را دستی انجام میدادم. اما با گذشت زمان و افزایش سفارشها، توانستم تجهیزات بیشتری تهیه کنم. حالا در کارگاهم حدود دوازده دستگاه مختلف فعال است و بیشتر قطعات مورد نیاز کشاورزان را خودم طراحی و میسازم.»
یکی از ویژگیهای کار او، نوآوری در طراحی وسایل کاربردی کشاورزی است. جعفرآبادی میگوید: «هدفم همیشه این بوده که وسایلی بسازم که هم کار کشاورز را سادهتر کند و هم نیاز به نیروی انسانی را کاهش دهد. برای مثال، دستگاه سمپاشی طراحی کردهام که با برق تراکتور کار میکند و بدون نیاز به کارگر، در ساعات اولیه صبح بهطور خودکار باغ را سمپاشی میکند. همینطور دستگاهی برای علفزنی طراحی کردهام که با بازوی متحرک، اطراف درختان را تمیز میکند.»
اما مسیر رشد همیشه هموار نبوده است. کمبود سرمایه برای توسعه تولید، یکی از چالشهای اصلی اوست.
او می گوید: «برای ورود به بازارهای صادراتی، باید بتوانم تولید را افزایش دهم. فعالان اقتصادی در کشورهای همسایه مثل عراق و افغانستان علاقه زیادی به محصولاتم نشان دادهاند، اما برای تأمین سفارشهای بزرگ، به سرمایهای نیاز دارم که فعلاً در توانم نیست.»
جعفرآبادی با اشاره به نقش کمیته امداد در آغاز کارش میگوید: «وام اولیهای که از کمیته امداد گرفتم، نقطه شروع کارم بود. اگر این حمایت نبود، شاید هیچوقت به فکر تولید مستقل نمیافتادم. اما پس از آن دیگر تسهیلاتی دریافت نکردم و امیدوارم دوباره از چنین حمایتهایی برای توسعه کارگاه استفاده کنم.»
او از سختیهای این حرفه هم میگوید: «کار صنعتی خستهکننده است؛ گرمای بالا، سر و صدای زیاد و فشار کاری، گاهی توان را میگیرد. اما وقتی نتیجه کار را میبینی و میدانی محصولی ساختهای که به درد مردم میخورد، خستگی از یاد میرود.»
جعفرآبادی توصیهای هم برای جوانان دارد: «اگر کسی میخواهد کارآفرین شود، باید مسیرش را انتخاب کند و با پشتکار ادامه دهد. از این شاخه به آن شاخه پریدن فایدهای ندارد. اگر علاقه و صبر باشد، موفقیت هم بهدنبالش میآید.»
امروز، کارگاه کوچک او در حاشیه جوین، نشانهای از امید، خودباوری و تلاش است؛ جایی که صدای دستگاهها تنها صدای تولید نیست، بلکه پژواک ایمان مردی است که با دستان خالی، صنعتگر شد.
او تأکید میکند: «وام اولیه کمک بزرگی است، اما برای تداوم کار باید حمایتهای بعدی هم باشد. چون بعد از چند سال هزینهها بالا میرود و اگر نقدینگی نداشته باشی، نمیتوانی رقابت کنی.»
در پایان گفتوگو، زرینپور از روزهایی میگوید که تازه کار را شروع کرده بود: «آن زمان فقط یک اتاق کوچک داشتم و رویایم این بود که بتوانم روزی چند دستگاه داشته باشم و چند نفر را سرِ کار بیاورم. الان وقتی به کارگاه نگاه میکنم، حس خوبی دارم. هنوز به سقف آرزوهایم نرسیدهام، اما باور دارم با تلاش و حمایت، میشود از هیچ، به همهچیز رسید.»








