از روزهای ناامیدی تا رویاهای آرایشگری: داستان عبدالرحیم علیپور و تسهیلات اشتغال کمیته امداد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، عبدالرحیم علیپور داستان پرفراز و نشیب خود را از روزهای ناامیدی تا لحظه تحقق رویاهایش تعریف میکند.
او در حالی که مشغول مرتب کردن ابزار آرایشگریاش است، لبخندی گرم بر لب دارد. مغازه کوچکش در یکی از محلههای پر رفتوآمد مشهد واقع شده و بوی خوش مواد شوینده و ادکلن با هم ترکیب شدهاند.
این کارآفرین میگوید: راستش را بخواهید، هنوز هم باورم نمیشود این مغازه مال خودم شده. سالها فکر میکردم هیچ شانسی برای داشتن یک کار خوب و مستقل ندارم.
او ادامه می دهد: من در سال ۱۳۷۶ در مشهد به دنیا آمدم. دوران کودکیام مثل همه بچههای دیگر بود، اما از همان ابتدا آرزو داشتم یک کار خوب پیدا کنم و بتوانم از پس هزینههای زندگی برآیم. بعد از اینکه از مدرسه فارغالتحصیل شدم، چند سال در یک شرکت کار کردم. کار بدی نبود، اما حقوقش خیلی کم بود و نمیتوانستم به فکر تشکیل خانواده باشم.
عبدالرحیم می گوید: یک روز به این فکر افتادم که باید یک کار جدید یاد بگیرم. کاري که خودم به آن علاقه داشته باشم و بتوانم در آن موفق شوم. همیشه به حرفه آرایشگری علاقه داشتم. فکر میکردم یک هنر زیباست و می شود با آن مردم را خوشحال کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتم که دورههای آموزشی آرایشگری را شروع کنم.
او ادامه می دهد: شرکت در دوره های آموزشی آرایشگری هزینه بر بود و از طرفی برای شروع کار سرمایه لازم بود که من سرمایه اندکی داشتم و به تنهایی نمی توانستم با آن سرمایه هم دوره های آموزشی را ببینم و هم برای خودم مغازه ای دست و پاکنم.
این کارآفرین ادامه می دهد: از طریق یکی از دوستانم با کمیته امداد آشنا شدم و از طریق این نهاد کلاسهای آموزشی را گذراندم. گرفتن تسهیلات اشتغال از کمیته امداد، مثل یک معجزه بود. ۲ سال پیش من این نعمات رو دریافت کردم. خیلی خوشحال شدم که بالاخره یک راهی برای رسیدن به آرزویم پیدا کردم. با کمک این نهاد، توانستم دورههای آموزشی آرایشگری رو با موفقیت به پایان برسانم.
او می گوید: بعد از اتمام دورههای آموزشی، تصمیم گرفتم که مغازه آرایشگری داشته باشم . اما باز هم با یک مشکل بزرگ روبرو شدم: سرمایه اولیه. من فقط ۳۰ میلیون تومان پسانداز بود که برای راهاندازی یک مغازه آرایشگری کافی نبود. با مراجعه به کمیته امداد و ارائه طرح کسبوکارم، توانستم مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان وام بگیرم. این وام، آرزوهای من را به واقعیت تبدیل کرد.
عبدالرحیم ادامه می دهد: راستش را بخواهید، راهاندازی یک مغازه آرایشگری کار سختی بود. من باید تمام کارها ا خودم انجام میدادم: از خرید مواد اولیه گرفته تا تبلیغات و پیدا کردن مشتری. حتی نیروی کار هم نداشتم. اما با وجود تمام این سختیها، از این کار لذت میبردم. هر روز با خوشحالی مشتریانم، انگیزه میگرفتم.
او می گوید: خدا را شکر، امروز مغازه من به یک مکان شناخته شده در محله تبدیل شده. خیلی از مشتریان ثابت دارم و همیشه در حال یادگیری تکنیکهای جدید هستم تا بتوانم خدمات بهتری ارائه بدم. با اینکه مغازه من اجارهای است، اما از شروع این کار خیلی راضی هستم.
او توصیه ای به جوانان دارد و می گوید: من به همه جوانان توصیه میکنم، قبل از شروع هر کاری، به خوبی آموزش ببینند. علم و تجربه، رمز موفقیت در هر حرفهای است. همچنین، به هیچ وجه نباید از تلاش و پشتکار دست بکشید. با تلاش و پشتکار، می توان هر آرزویی را به واقعیت تبدیل کرد.
او ادامه می دهد: من از همه دستاندرکاران کمیته امداد تشکر میکنم که به من کمک کردند تا به آرزویم برسم. این وام، فقط یک وام نبود، بلکه یک فرصت بود، فرصتی برای تغییر زندگی من و خانوادهام. بدون کمک کمیته امداد، من امروز این شرایط را نداشتم.
عبدالرحیم از آرزوهایش می گوید: من آرزو دارم مغازه من به یک برند شناخته شده در سطح شهر تبدیل شود. میخواهم یک تیم حرفهای از آرایشگران داشته باشم و به همه مردم خدمات باکیفیت ارائه بدم. همچنین، امیدوارم که بتوانم با درآمد حاصل از این مغازه، یک زندگی خوب و آرام برای همسرم و فرزندم فراهم کنم.
او با نگاهی امیدوارانه به آینده، لبخندی دوباره بر لب میزند. چشمهایش پر از شور و اشتیاق است. او نمونهای روشن از موفقیت یک کارآفرین جوان با کمک تسهیلات اشتغال کمیته امداد است.








