شعلۀ کارآفرینی در آشپزخانه: از عشق به طبخ تا خلق اشتغال

کد :
81317
آخرین به روزرسانی :
25 اسفند 1404 - 13:01

از پیشنهاد صفحه «شعلۀ کارآفرینی در آشپزخانه: از عشق به طبخ تا خلق اشتغال» به دیگران متشکریم.

Enter the email address of the recipient.
HTML is not allowed in this field.
دسته بندی
برگزیده
اشتغال و خودکفایی

شعلۀ کارآفرینی در آشپزخانه: از عشق به طبخ تا خلق اشتغال

محمدرضا دولت‌آبادی، آشپزی که سال‌ها طعم غذاهای دیگران را چشید، گرسنه نماند و با وام اشتغال، شعله‌ی کارگاه خود را برافروخت و طعم فرصت را به سفره دیگران نیز بخشید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، فضای کارگاه، مملو از بوی خوش نان سنگکی و صدای خوشحال‌کننده چرخیدن دستگاه‌هاست؛ جایی که خلاقیت به عینیت می‌پیوندد. در گوشه‌ای از این هیاهوی پرنشاط، محمدرضا دولت‌آبادی، کارآفرین مشهدی، با چهره‌ای آفتاب‌سوخته از تلاش و شور زندگی، به چرخاندن چرخ‌های روزگار مشغول است. او نمادی از اراده‌ای است که با اندکی حمایت، می‌تواند کوهی از مشکلات را از پیش رو بردارد و مسیری روشن برای خود و دیگران بسازد.

محمدرضا دولت‌آبادی، متولد ۱۳۷۱ در شهر مشهد، مردی متأهل و پدر سه فرزند است. او، برخلاف تصور اولیه، از پوشش مستقیم کمیته امداد بهره‌مند نیست، اما این دلیل بر عدم ارتباط او با تسهیلات اشتغال‌زایی این نهاد حمایتی نیست. داستان محمدرضا، قصه‌ای است از صبر، پشتکار و بهره‌گیری هوشمندانه از فرصت‌ها. وی پس از دوازده سال تجربه در حرفه آشپزی و پنج سال شاگردی در این شغل، تصمیم گرفت تا مسیری نو را آغاز کند و چرخ‌های تولید و کارگاه خود را بچرخاند. این نقطه عطف شغلی، نیازمند سرمایه اولیه و حمایت بود؛ حمایتی که از سوی کمیته امداد امام خمینی (ره) در شهر مشهد، به شکل وام اشتغال، به او ارزانی شد.

در سال ۱۴۰۲، محمدرضا وامی به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان از کمیته امداد در بخش رضویه مشهد دریافت کرد. این وام، آغازگر فصل جدیدی در زندگی و حرفه او بود و او توانست با این تسهیلات، کارگاه خود را افتتاح کند. اما واقعیت اعداد و ارقام وام‌های اشتغال، گاه با هزینه‌های واقعی راه‌اندازی یک کسب‌وکار، فاصله‌ای چشمگیر دارد. محمدرضا با دریافت این وام، موفق به خرید دو دستگاه سنگ‌بری از استاد قبلی خود شد و مبلغی حدود ۱۵ میلیون تومان از وام در پایان معامله باقی ماند که برای پوشش دادن هزینه‌های جانبی، خرید مواد اولیه و هزینه‌های جاری هزینه شد. بقيه این سرمایه‌گذاری، حاصل تلاش و سرمایه شخصی خود او بود. حدود ۲۰۰ میلیون تومان از سرمایه شخصی‌اش را به خرید سنگ و مواد اولیه اختصاص داد تا چرخه تولید را به حرکت درآورد.

 محمدرضا در کارگاهی که اجاره کرده است، فعالیت می‌کند. در کنار او، یک نیروی کار جوان نیز مشغول به کار است که در پشت دستگاه دیگری، وظایف خود را انجام می‌دهد. این دو نفر، ستون اصلی تولید در این کارگاه کوچک هستند. اما اگر بخواهیم نگاهی جامع‌تر به مفهوم اشتغال‌زایی داشته باشیم، محمدرضا به طور غیرمستقیم نیز برای افراد دیگری اشتغال ایجاد کرده است. افرادی چون خریداران مواد اولیه، رانندگان حمل‌ونقل سنگ و مصالح، و حتی کارگرانی که در مراحل ابتدایی آماده‌سازی مواد اولیه نقش دارند، همه به نوعی زیر چتر کسب‌وکار او فعالیت می‌کنند.

با وجود چالش‌های موجود، محمدرضا از فروش محصولات خود رضایت نسبی دارد، البته اگر شرایط اقتصادی کشور در حالت ثبات باشد. 

گستره فعالیت محمدرضا تا به امروز به شهرهای بزرگی چون همدان، اصفهان و تبریز رسیده و حتی یک مشتری در تهران نیز دارد. این نشان‌دهنده کیفیت مطلوب محصولات او و توانایی‌اش در رقابت در بازارهای دورتر است. نکته جالبی که محمدرضا به آن اشاره می‌کند، ارتباط او با یکی از مشتریان مشهدی‌اش است که خودش صادرات به خارج از کشور انجام می‌دهد. اما محمدرضا به دلیل محدودیت در تعداد دستگاه‌ها و ناتوانی در تولید انبوه، فعلاً توانایی صادرات مستقیم به خارج از کشور را ندارد. این موضوع، پتانسیل بالای توسعه و نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر را نمایان می‌سازد.

مسائل مالی و هزینه‌ها، بزرگترین چالش پیش روی محمدرضا و امثال اوست. او عنوان می‌کند که در حال حاضر، هر دو دستگاه سنگ‌بری او، در هر دو ماه، نیازمند تعویض یا تعمیر سنگ‌های دستگاه هستند. این کار، هزینه‌ای حدود ۴۰۰ میلیون تومان در سال را به خود اختصاص می‌دهد. با توجه به گرانی روزافزون قیمت سنگ‌ها و مواد اولیه، این موضوع به یکی از مشکلات اساسی او تبدیل شده است. خرابی سنگ‌ها و نیاز به تعویض مداوم، علاوه بر هزینه سنگین، باعث توقف خط تولید و کند شدن روند کار نیز می‌شود.

مشکل دیگری که محمدرضا به آن اشاره می‌کند، وضعیت اقتصادی مشتریان است. گاهی ممکن است مشتریان، به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، توانایی خرید محصولات با کیفیت مد نظر او را نداشته باشند، که این امر خود منجر به کاهش فروش و یا مجبور شدن به تعدیل کیفیت محصولات می‌شود.

آنچه محمدرضا را در این مسیر دشوار موفق کرده است، اول از همه، هدف‌گذاری روشن اوست. وی با شعار "بودن دستم در جیب خودم" و "ایجاد اشتغال برای خانوارها"، به دل کار زده است. علاقه، مهمترین موتور محرک او در این حرفه است. او باور دارد که علاقه به کار، هرچند با مشکلات مالی همراه باشد، می‌تواند کلید موفقیت باشد.

محمدرضا در تلاش است تا کسب‌وکار خود را گسترش دهد. اهداف او شامل افزایش تعداد دستگاه‌ها و کارگران، تولید دکوری‌جات و اجناس کوچک‌تر است که می‌تواند تنوع محصولات او را افزایش داده و بازار فروش را وسیع‌تر کند. این رویکرد، نشان‌دهنده نگاه بلندمدت و نوآورانه او به کسب‌وکارش است.

محمدرضا دولت‌آبادی توصیه‌های مهمی برای جوانان جویای کار دارد: کارگری سودی ندارد: او معتقد است که محدود شدن به موقعیت کارگری، تنها نفع آن برای صاحب کار است. تلاش کنید تا اشتغال را برای خودتان و دیگران ایجاد کنید.

او می گوید: با علاقه شروع کنید پیش از هر کاری از علاقه خود به آن شغل مطمئن شوید. علاقه، سوخت موتور تلاش شما در مواجهه با سختی‌ها خواهد بود.

X
برای دریافت اپلیکیشن صدقه من از طریق این لینک اقدام نمایید
X