از وام‌های کوچک تا رؤیای بزرگ؛ سمیه عشقی، کارآفرینی که با چرم، آینده می‌سازد

کد :
81701
آخرین به روزرسانی :
31 فروردین 1405 - 14:51

از پیشنهاد صفحه «از وام‌های کوچک تا رؤیای بزرگ؛ سمیه عشقی، کارآفرینی که با چرم، آینده می‌سازد» به دیگران متشکریم.

Enter the email address of the recipient.
HTML is not allowed in this field.
دسته بندی
برگزیده
اشتغال و خودکفایی

از وام‌های کوچک تا رؤیای بزرگ؛ سمیه عشقی، کارآفرینی که با چرم، آینده می‌سازد

در شهر تربت حیدریه، جایی که کوچه‌ها با خاطرات دیرین و مردمانش با امیدهای فراوان روزگار می‌گذرانند، سمیه عشقی، زنی جوان و پرتلاش، داستانی از عشق به هنر، تلاش برای استقلال و مواجهه با چالش‌های اقتصادی را در سینه دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، تربت حیدریه، شهری با ریشه‌های فرهنگی غنی و مردمی که هنر در تار و پود زندگی‌شان تنیده شده است. در همین شهر، خانه‌ای کوچک که امروز محل تلاش‌های پیگیرانه زنی به نام سمیه عشقی است. زنی که در سال ۱۳۶۳ متولد شده، متاهل است اما هنوز طعم شیرین مادر شدن را نچشیده. زندگی او، روایتی است از وابستگی و تلاش برای رهایی، از عشق به هنر و مواجهه با تلخی‌های اقتصادی.

 او تصمیم گرفت مسیر خود را به گونه ای ادامه دهد که ایتقلال اقتثادی داشته باشد. انگیزه‌اش، نه فقط اثبات توانایی‌های خود، بلکه شاید میل به ساختن جهانی کوچک و زیبا با دستان خودش بود.

عشق به چرم‌دوزی، جایی در دل سمیه جوانه زد. او حدود یک سال را صرف یادگیری این هنر کرد و پس از آن، با دستانی خالی اما ذهنی پر از طرح و ایده، قدم در راهی گذاشت که سودای استقلال را در سر می‌پروراند. پنج سال اول کار او، سال‌هایی از تلاش بی‌وقفه و بدون سرمایه اولیه بود. هر طرح، هر برش و هر دوخت، تلاشی بود برای اثبات خود و ساختن آینده‌ای روشن.

پس از این دوره پرفراز و نشیب، سمیه توانست اولین وام خود را از کمیته امداد دریافت کند. این وام، نه یکباره، بلکه در سه مرحله؛ ابتدا ۷ میلیون تومان، سپس ۱۰ میلیون و در نهایت ۱۰۰ میلیون تومان. این مبالغ، همانند اکسیری بود که به کالبد کسب‌وکار او روح دمید. سرمایه‌ای که با دقت صرف خرید مواد اولیه مرغوب، از جمله چرم طبیعی، یراق‌آلات با کیفیت و سایر ملزومات مورد نیاز شد.

محصولات سمیه، خلاقیت و ظرافت او را به نمایش می‌گذاشتند. کیف‌های "کیهان" و "البرز"، کمربندهای دست‌دوز، جاکارتی‌های شیک، جاسوئیچی‌های خاص، آینه‌های تزئینی و کیف‌های موبایل زنانه در طرح‌های متنوع، تنها بخشی از گنجینه هنری او بودند. همه این‌ها، با چرم طبیعی و با بهترین کیفیت ساخته می‌شدند؛ محصولاتی که هر کدام داستانی از عشق و دقت را در خود داشتند.

اما دنیای واقعی، همیشه به اندازه رویاهای ما رنگارنگ نیست. سمیه با تلخی از اوضاع نابسامان اقتصادی گله می‌کند: فروش چندانی نداریم. او می‌گوید که نزدیک به یک سال است با وجود تمام تلاش‌هایش، فروش چشمگیری نداشته و این حرفه را که با عشق آغاز کرده بود، کنار گذاشته است. حتی شرکت در نمایشگاه تربت جام نیز سودی برای او به همراه نداشت و تنها هزینه‌ها را افزایش داد.

این روزها، چرخ کارگاه کوچک او در خانه‌ای که متعلق به کمیته امداد و به صورت موقت در اختیارشان است، می‌چرخد. فعالیت او در یک سال گذشته، بیشتر به کمک پدرش ادامه یافته است. پدری که گویا علاقه به این هنر، ناخودآگاه به دخترش نیز منتقل شده بود. فروش‌های او نیز تنها از طریق بازارچه‌های محلی، نمایشگاه‌های کوچک و فروش‌های موردی به آشنایان صورت می‌گرفت. نکته جالب اینجاست که تمام محصولات او دست‌دوز بوده و بدون استفاده از هیچ دستگاه صنعتی ساخته می‌شدند؛ امری که نشان از ظرافت و دقت بی‌نهایت او دارد.

با وجود همه سختی‌ها و موانعی که بر سر راه پیشرفتش قرار داشت، سمیه هرگز امیدش را از دست نداد. توکل به خداوند متعال، توسل به ائمه اطهار، حمایت‌های بی‌دریغ اطرافیان، به‌ویژه پدر و مادرش، او را در این مسیر یاری رساند. او اکنون با وجود همه مشکلات و تعطیلی نسبی کارش، همچنان امیدوار است که با دریافت کمک‌ها و حمایت‌های لازم از سوی ارگان‌های دولتی و خصوصی، بتواند دوباره این حرفه را راه‌اندازی کرده و به اوج موفقیت برساند.

چشم‌انداز آینده او، محدود به راه‌اندازی مجدد کارگاهش نیست. سمیه به تازگی قصد دارد تا پا به دنیای مجازی بگذارد و در پلتفرم‌هایی مانند "باسلام" فعالیت کند. او امیدوار است از این طریق بتواند محصولاتش را به دست مشتریان بیشتری برساند و منبع درآمدی پایدار برای خود و خانواده‌اش ایجاد کند.

زندگی سمیه، تنها داستان تلاش او برای استقلال حرفه‌ای نیست. او در کنار خانه داری و فعالیت‌های هنری‌اش، بار سنگین مراقبت از پدر و مادر بیمار خود را نیز بر دوش دارد. پدرش از ناحیه گردن دچار آرتروز و دیسک کمر است و مادرش حدود سه سال است که با بیماری سرطان سینه دست و پنجه نرم می‌کند. هزینه‌های زندگی این پدر و مادر، از طریق یارانه و کمک‌های ماهانه کمیته امداد، به عنوان تحت پوشش، تأمین می‌شود و سمیه در حال حاضر هیچ درآمد مستقلی ندارد.با این حال، آرزوهای سمیه فراتر از تأمین نیازهای فعلی خانواده‌اش است. او در آینده‌ای نه چندان دور، خود را در اوج موفقیت می‌بیند؛ موفقیتی که نه تنها به خانواده‌اش کمک کند، بلکه او را قادر سازد تا دست نیازمندان بیشتری را بگیرد و تعداد زیادی را به اشتغال گمارد. او می‌خواهد با تکیه بر هنری که انتخاب کرده، مانند پدرش، الگویی برای تلاش و موفقیت باشد.

توصیه سمیه به جوانان، برگرفته از تجربه زیسته‌اش است: هنری را انتخاب کنید که در هر شرایطی بتوانید ادامه دهید. با توکل به خدا و امیدواری پیش بروید. استقامت داشته باشید و دعای خیر پدر و مادرتان را همیشه پشت و پناه خود بدانید.

اما در کنار همه این امیدها و تلاش‌ها، انتقاداتی نیز بر زبان سمیه جاری می‌شود. او از کمیته امداد و دیگر ارگان‌ها درخواست حمایت جدی دارد تا بتواند محصولاتش را به فروش برساند و درآمدی حاصل کند. او می‌گوید که خرید مجدد مواد اولیه، پرداخت هزینه‌های لیزر (احتمالاً منظور حکاکی یا برش با لیزر است) و راه‌اندازی مجدد حرفه‌اش، بدون حمایت خارجی، برایش مقدور نیست. این درخواست، فریادی است از سوی هنرمندی که در آستانه از دست دادن سرمایه‌ای از جنس هنر، تلاش و امید ایستاده است.

X
برای دریافت اپلیکیشن صدقه من از طریق این لینک اقدام نمایید
X