روایت دختران یاس بوشهری که در روزهای سخت، امید را زنده نگه داشتند
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کمیته امداد، در میان صدای آژیرها، نگرانی خانوادهها و التهاب فضای عمومی، جمعی از مردم بهویژه زنان فعال اجتماعی و فرهنگی تلاش کردند فضای شهر را به سمت همدلی، آگاهی و آرامش سوق دهند. سمیه آشوری، از فعالان فرهنگی و اجتماعی استان بوشهر، از جمله دختران یاسی است که در این روزها در کنار گروهی از بانوان حوزه علمیه و نیروهای مردمی نقش فعالی در ساماندهی برنامههای فرهنگی و اجتماعی با حضور بیش از 100 دختریاسی ایفا کرده است. او در ابتدای گفتوگو خود را اینگونه معرفی میکند: «من اهل جنوبم؛ جایی که بوی دریا با بوی مقاومت در هم آمیخته است.
شهری که در لحظههای سخت کنار هم ایستاد
به گفته آشوری، جنوب ایران سالهاست که با مفهوم مقاومت آشناست. موقعیت جغرافیایی این منطقه، حضور صنایع مهم و پایگاههای استراتژیک باعث شده مردم این خطه همواره خود را در خط مقدم دفاع از کشور ببینند. او درباره روزهای آغازین جنگ میگوید «شهر انگار ضربان قلبش تندتر شده بود. مردم همزمان هم نگران بودند و هم آماده. همه میدانستند شرایط عادی نیست.» با این حال، واکنش مردم چیزی فراتر از اضطراب بود. به گفته او، مردم جنوب مانند نخلهای بلندی هستند که در طوفان خم میشوند اما هرگز نمیشکنند. همین روحیه باعث شد حتی در نخستین روزهای بحران، بسیاری از شهروندان به جای عقبنشینی، حضور فعالتری در صحنه داشته باشند. یکی از مهمترین جلوههای این حضور، تجمع خودجوش مردم در میدان امام بوشهر بود؛ میدانی که در آن روزها به قلب تپنده شهر تبدیل شد. آشوری میگوید: «هیچ فراخوان رسمی وجود نداشت. مردم خودشان آمدند. از صبح زود میدان پر شد. چشمها پر از اشک بود، اما قدمها محکم بود.» این حضور مردمی بهتدریج به فضایی برای گفتوگو، همدلی و تبادل نظر تبدیل شد؛ فضایی که در آن مردم سعی میکردند نگرانیها را با هم تقسیم کنند و راهی برای آرامتر کردن جامعه پیدا کنند.
شکلگیری یک موکب دختران یاس
در دل همین تجمعهای مردمی، جمعی ازدختران یاسی استان بوشهر در کنار بانوان حوزه علمیه و فعالان فرهنگی تصمیم گرفتند موکبی فرهنگی برپا کنند؛ مکانی که بهتدریج به پایگاهی برای گفتوگوهای اجتماعی و پاسخ به پرسشهای مردم تبدیل شد. به گفته آشوری، در این موکب ابتدا بیانات رهبر انقلاب بررسی میشد و سپس درباره مسائل روز کشور و منطقه با مردم گفتوگو صورت میگرفت. او میگوید: «هدف ما این بود که فضای میدان فقط محل تجمع نباشد؛ بلکه تبدیل شود به جایی برای فهم بهتر اتفاقات.» هر شب بر جمعیت افزوده میشد و حلقههای گفتوگو گستردهتر میشد. بسیاری از مردم با پرسشها و دغدغههای مختلف به این جمع میآمدند و تلاش میشد پاسخها با زبانی ساده و مستند ارائه شود. یکی از ابتکارهای جالب این موکب دختران یاس، استفاده از نقشههای جغرافیایی برای توضیح مسائل تاریخی و سیاسی بود. نقشههای ایران و جهان روی میزها قرار داده میشد و روند شکلگیری رژیم صهیونیستی، تحولات منطقه و جایگاه ایران در معادلات جهانی برای مردم توضیح داده میشد. این روش ساده اما خلاقانه باعث شد حتی کسانی که پیشزمینه سیاسی نداشتند نیز بتوانند موضوعات پیچیده را بهتر درک کنند.
گفتوگوهایی که فراتر از مرزهای فکری بود
نکته جالب توجه در این تجمعها، تنوع افرادی بود که در آن شرکت میکردند. به گفته مدیر تشکل دختران یاس استان بوشهر، شرکتکنندگان فقط از یک طیف خاص نبودند. برخی از آنها افراد مذهبی بودند، برخی صرفاً دغدغه اجتماعی داشتند و برخی دیگر خود را فقط وطندوست معرفی میکردند. با این حال، همه در یک نقطه مشترک بودند: نگرانی برای آینده کشور و تمایل به ایستادگی در کنار یکدیگر. آشوری می گوید، همین همدلی باعث شد فضای میدان به محیطی صمیمی تبدیل شود؛ محیطی که در آن اختلاف سلیقهها مانع گفتوگو نمیشد. او این وضعیت را با تشبیهی ساده توضیح «مثل موجهایی که کنار هم یک دریا را میسازند.»
دیدار با خانوادههای شهدا؛ تجربهای که روحیه میبخشد
در کنار فعالیتهای فرهنگی، دیدار با خانوادههای شهدا نیز بخش مهمی از برنامههای این گروه از دختران یاس بود. یکی از این دیدارها، دیدار با خانواده شهیدی بوشهری بود؛ جوانی که به تازگی به شهادت رسیده بود. این دیدار برای بسیاری از حاضران تجربهای عاطفی و در عین حال الهامبخش بود. همسر شهید که باردار بود، در کنار دو کودک خردسال خود با صبری قابل توجه از مهمانان استقبال کرد.
آشوری میگوید:«دیدن چنین خانوادههایی برما دختران یاسی سخت است، اما در عین حال ایمان و آرامش آنها به آدم قوت قلب میدهد.» به گفته او، این دیدارها به دختران یاسی یادآوری میکند که مسئولیتشان در حفظ روحیه جامعه چقدر مهم است.
آموزشهایی برای روزهای بحران
یکی از نیازهای جدی مردم در روزهای بحران، آگاهی از نحوه برخورد با شرایط اضطراری است. به همین دلیل، کلاسهای آموزشی با همکاری جمعیت هلالاحمر در مساجد برگزار شد. در این کلاسها، شرکتکنندگان با اصول اولیه امداد و نجات آشنا شدند؛ از نحوه برخورد با مصدومان گرفته تا مدیریت استرس در شرایط بحرانی. به گفته برگزارکنندگان، استقبال مردم از این دورهها بسیار خوب بود و بسیاری از خانوادهها احساس کردند پس از این آموزشها اعتمادبهنفس بیشتری برای مواجهه با شرایط دشوار دارند.
بدرقهای که شهر را تکان داد
یکی از تأثیرگذارترین لحظات این روزها، تشییع پیکر شهید تنگسیری بود؛ مراسمی که با حضور گسترده مردم برگزار شد. جمعیت حاضر در این مراسم به حدی بود که بسیاری آن را یکی از بزرگترین تجمعهای مردمی سالهای اخیر شهر توصیف کردند. سخنان فرزندان شهید نیز فضای مراسم را عاطفیتر کرد و بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داد. در میان سخنرانیها و شعارهای مردم، نامی بارها تکرار میشد: رئیسعلی دلواری؛ قهرمان مبارزه مردم جنوب با استعمار. برای بسیاری از شهروندان، این یادآوری تاریخی نشان میداد که روحیه مقاومت در جنوب ریشهای عمیق دارد.
از اضطراب تا حضور در میدان
در روزهای ابتدایی بحران، بسیاری از خانوادهها با اضطراب و نگرانی شدید روبهرو بودند. تماسهای زیادی برای دریافت مشاوره برقرار میشد؛ تماسهایی که اغلب از بیخوابی، ترس و نگرانی درباره آینده حکایت داشت. اما به مرور زمان، با گفتگوها و حمایتهای اجتماعی، وضعیت بسیاری از این افراد تغییر کرد. آشوری میگوید برخی از کسانی که در ابتدا حتی از خانه خارج نمیشدند، امروز خودشان در برنامههای مردمی حضور دارند و به دیگران روحیه میدهند. او این تغییر را یکی از شیرینترین تجربههای این روزها میداند و از آن به عنوان «معجزه روحیه جمعی» یاد میکند.
کودکان؛ قهرمانان کوچک امید
در کنار بزرگسالان، کودکان نیز سهمی در این فضای امیدبخش داشتند. برای آنها برنامههای متنوعی طراحی شد؛ از مسابقات و نمایشهای کودکانه گرفته تا فعالیتهای هنری و نقاشی.هدف از این برنامهها این بود که کودکان علاوه بر سرگرمی، احساس امنیت و آرامش داشته باشند.به گفته برگزارکنندگان، وقتی کودکان با شادی در این برنامهها شرکت میکردند، نگرانی خانوادهها نیز کمتر میشد.
امیدی که از ایمان و مردم میجوشد
وقتی از سمیه آشوری درباره منبع امید در این روزها سؤال میشود، او پاسخ را در ایمان و همدلی مردم میداند. او معتقد است یاد خدا، وعدههای الهی و سخنان رهبر انقلاب برای بسیاری از مردم الهامبخش بوده است. به باور او، سختیها بخشی از مسیر رسیدن به آیندهای روشنتر هستند.آشوری با اشاره به تجربههای تاریخی میگوید ظلم و ستم هیچگاه ماندگار نبوده و در نهایت حقیقت باقی میماند.
روایتی که فردا در تاریخ نوشته خواهد شد
او در پایان تأکید میکند که روزی این روزها در کتابهای تاریخ روایت خواهد شد؛ روزهایی که مردم با وجود نگرانیها، کنار هم ایستادند و اجازه ندادند امید خاموش شود. به گفته او، ایران امروز برای بسیاری از کشورها به نمونهای از مقاومت و همبستگی تبدیل شده است. و شاید مهمترین پیام این روزها همین باشد: در سرزمینی که مردمش در سختترین شرایط کنار هم میایستند، امید هیچگاه خاموش نمیشود.
انتهای پیام








