کارآفرینی که با تسهیلات کمیته امداد، صنعت بستسازی نیشابور را زنده کرد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، در ابتدای جاده صنعتی نیشابور، صدای منظم دستگاههای فلزکاری فضا را پر کرده است. داوود چنارانی، مردی ۳۹ ساله با دستانی آشنا به کار و چشمانی پر از انرژی، در میان دستگاههای پرس و ورقهای فولادی قدم میزند. او یکی از چهرههای موفق کارآفرینی در حوزه تولید قطعات فلزی بستهبندی است؛ حرفهای که از دوران کودکی در خانوادهاش ریشه داشته است.
او با لبخندی آرام میگوید: «پدرم سالها قبل همین کار را با تیراژ پایین انجام میداد. من از نوجوانی در کنار او یاد گرفتم چطور ورق را به قطعهای دقیق تبدیل کنیم. بعدها با گذشت زمان، تصمیم گرفتم این کار را گسترش دهم و آن را از یک شغل خانوادگی به یک تولید واقعی تبدیل کنم.»
اکنون کارگاه داوود چنارانی با پنج نیروی انسانی فعال و چند نیروی غیرمستقیم، یکی از واحدهای کوچک اما تأثیرگذار در تولید قطعات فلزی در نیشابور محسوب میشود. محصول اصلی کارگاه، بستهای فلزی بستهبندی است؛ همان قطعاتی که در بستهبندی کارتن یخچالها و سایر لوازم خانگی برای استحکام در حملونقل استفاده میشوند.
سرمایهای کوچک برای حرکتی بزرگ
حدود سال ۱۴۰۱، چنارانی برای توسعه فعالیت خود موفق به دریافت ۱۵۰ میلیون تومان تسهیلات از کمیته امداد امام خمینی (ره) شد. او با این مبلغ، بخشی از هزینه خرید یک دستگاه پرس را تأمین کرد. «مبلغ وام در مقیاس کار صنعتی زیاد نیست، اما برای من نقطه شروع بود. همین تسهیلات باعث شد کارم را گسترش بدهم، نیروی بیشتری بگیرم و تولید را منظمتر کنم.»
اکنون در کارگاه او ۷ دستگاه پرس فعال وجود دارد؛ دستگاههایی که هرکدام حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان ارزش دارند و با دقت بالا قطعات فلزی را برش و شکلدهی میکنند.
در دوران رونق کار، کارگاه چنارانی توانسته بود ۶ نیروی مستقیم و بیش از ۲۵ نیروی غیرمستقیم را مشغول به کار کند. اما با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نوسانات قیمت مواد اولیه، تعداد نیروهای غیرمستقیم کاهش یافته است. با این وجود، او همچنان تلاش میکند چراغ تولید را روشن نگه دارد. «در این کارگاه همه افراد عادی هستند، مددجو نیستند، ولی باور دارم همین که کمیته امداد به من اعتماد کرد و سرمایه اولیه داد، زمینه اشتغال غیرمددجویان را هم فراهم کرد. حمایت از تولید یعنی حمایت از همه مردم.»
کارگاه داوود چنارانی بهصورت اجارهای اداره میشود، اما مشکل اصلی، تأمین مواد اولیه است. «برای تولید، به ورق فلزی نیاز داریم. شرکتهای بزرگ این ورقها را فقط در تناژ بالا میفروشند؛ صد تا سیصد تن. در حالی که ما ماهانه فقط ده تن مصرف داریم. مجبوریم از واسطهها بخریم و همین باعث افزایش هزینهها میشود.»
این مشکل باعث شده تا بخشی از سود کارگاه صرف خرید مواد اولیه با قیمت بالا شود. با وجود این، کیفیت محصولات حفظ شده و مشتریان عمده از شهرهای تهران، شیراز و اصفهان همچنان از تولیدات او استفاده میکنند.
در سالهای گذشته، محصولات کارگاه به کشورهای عراق و افغانستان نیز صادر میشد. اما چنارانی میگوید: «به دلیل شرایط اقتصادی، نوسان نرخ ارز و سختی صادرات برای تولیدکنندگان کوچک، فعلاً صادرات متوقف شده. مشکل اصلی ما در حال حاضر فروش نیست، بلکه تهیه مواد اولیه و افزایش هزینه تولید است.
با توجه به رشد فعالیت کارگاه و افزایش تقاضا، داوود چنارانی در حال حاضر درخواست تسهیلات جدیدی به مبلغ یک میلیارد تومان ارائه کرده است تا بتواند دستگاههای جدید خریداری کرده و ظرفیت اشتغال را افزایش دهد. «سقف وامهای فعلی کمیته امداد به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده، که پیشرفت بزرگی است. اما برای تولید صنعتی در سطح ما، این مبلغ کافی نیست. اگر حمایتها افزایش یابد، میتوانیم چند برابر شغل ایجاد کنیم. واقعیت این است که هر مبلغی از ۱۰۰ میلیون تا یک میلیارد، در این مسیر مفید و اثرگذار است.»
چنارانی با وجود همه سختیها، نگاهی امیدوارانه به آینده دارد. او میگوید تولید برایش فقط یک شغل نیست، بلکه یک تعهد خانوادگی و فرهنگی است. «این حرفه در خانواده ما نسل به نسل منتقل شده. پدرم با دستان خالی شروع کرد و من با کمک امداد توانستم کارگاه بسازم. آرزو دارم روزی پسرم این مسیر را با امکانات بهتر ادامه دهد.»
او معتقد است اگر دولت و نهادهای حمایتی، سازوکار تأمین مواد اولیه و تسهیلات را برای کارگاههای کوچک تسهیل کنند، میتوان امید تازهای در دل تولیدکنندگان دمید. «کارگاه من نمونه کوچکی از صدها کارگاه مشابه در کشور است. ما نه کارخانهای بزرگیم و نه پشتوانه مالی کلان داریم. اما با حمایت درست، میتوانیم بخش مهمی از نیاز داخلی را تأمین کنیم و جلوی بیکاری را بگیریم.»
در پایان، چنارانی کنار یکی از دستگاههای پرس میایستد و قطعهای تازهساخته را بالا میگیرد. فلز براق در دستش، زیر نور آفتاب برق میزند. «هر قطعه برای من فقط یک وسیله نیست. نشانهی تلاش است، نتیجهی شببیداریها و باور به اینکه میشود با اراده، آینده را ساخت. من به این کار عشق دارم، چون از دل همین ورقها، زندگی بیرون میآید.»
انتهای پیام








