بانوی نیشابوری با پرورش ۷ گاو شیری، چرخ زندگی خود و فرزندانش را میچرخاند
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کمیته امداد، در دل یکی از روستاهای نیشابور، زندگی ساده اما پویای زنی جریان دارد که با تلاش و امید، نه تنها سرنوشت خود بلکه آیندهی فرزندانش را نیز ساخته است. صدای گاوها، بوی علوفه و دستانی که بیوقفه کار میکنند، تصویر زنی را به نمایش میگذارد که در برابر دشواریها خم نشده است.
منصوره اخروی، بانوی ۵۰ ساله نیشابوری، از تجربه زندگی خود چنین روایت میکند: «حدود بیست سال پیش همسرم را از دست دادم. در آن زمان فرزندانم کوچک بودند و بار زندگی به تنهایی بر دوشم افتاد. از همان روز تصمیم گرفتم که برای حفظ عزت و آینده فرزندانم، با تمام توان تلاش کنم. هرگز نخواستم دست نیاز به سوی کسی دراز کنم.»
او درباره آغاز مسیر خودکفایی میگوید: «در ابتدا برای مردم کارگری میکردم، اما میدانستم این کار نمیتواند آینده ما را تغییر دهد. تصمیم گرفتم کاری را آغاز کنم که به استقلال منجر شود. با فروش بخشی از جهیزیهام و کمک چند نفر از بستگان، سرمایهای اندک فراهم کردم. سپس در دو مرحله از کمیته امداد مجموعاً ۱۳۰ هزار تومان تسهیلات دریافت کردم. همان مبلغ اندک، نقطه شروع کارم شد. با آن یک گاو شیری خریدم و از همانجا راه تازهای در زندگیام گشوده شد.»
او به یاد آن روزهای دشوار میافزاید: «تجربهای در دامداری نداشتم، اما با دلگرمی و توکل به خدا کار را آغاز کردم. شب و روز کنار دام بودم، خودم شیر میدوشیدم، تمیز میکردم و به گاوها رسیدگی میکردم. سخت بود، اما به خودم گفته بودم که باید ادامه دهم. زندگی منتظر کسی نمیماند.»
خانم اخروی اکنون هفت رأس گاو دارد و بیشتر درآمدش از فروش شیر تأمین میشود. زمین محل نگهداری دامها متعلق به خودش است و با تلاش فراوان آخور و طویله را با دستان خود ساخته است.
او ادامه میدهد: «کار دامداری بسیار سخت است. باید به تغذیه، دارو، زایمان و مراقبت از دامها توجه دقیق داشت. هر کدام از گاوها برایم مانند فرزند هستند. ساعتها در کنارشان میمانم تا سالم و آرام باشند. گاهی با آنها حرف میزنم، چون حضورشان برایم مایه دلگرمی است.»
او بخش عمده شیر تولیدی را به شرکتهای لبنی محلی میفروشد و بخشی را نیز مشتریان محلی مستقیماً از او خریداری میکنند.
«مغازهای ندارم. فروش از طریق ارتباط مستقیم با مردم انجام میشود. برایم مهم است که محصولی سالم و با کیفیت ارائه دهم و از راه حلال کسب روزی کنم.»
این بانوی پرتلاش با وجود محدودیتهای جسمی، همچنان به فعالیت ادامه میدهد:
«به دلیل عمل جراحی، یکی از دستانم بهطور کامل توان سابق را ندارد، اما سعی میکنم از کار باز نمانم. گاهی در کنار دامداری، کارهایی مانند تمیز کردن سبزی، چیدن خرما و جمعآوری علوفه در زمینهای اطراف را نیز انجام میدهم تا بتوانم بخشی از هزینههای زندگی را تأمین کنم.»
او رمز موفقیت خود را در پشتکار، صداقت و توکل به خدا میداند و میگوید: «در زندگی آموختهام که از سختیها نهراسیم. هیچ موفقیتی بدون صبر و تلاش به دست نمیآید. خداوند روزی انسان را میرساند، اما شرط آن این است که انسان در مسیر درست گام بردارد و از تلاش دست نکشد.»
فرزندانش امروز هر یک در مسیر زندگی خود قدم گذاشتهاند و این بزرگترین پاداش برای اوست. «تمام سختیها را تحمل کردم تا فرزندانم انسانهایی مفید و سربلند شوند. اکنون که میبینم درست تربیت شدهاند، احساس آرامش و رضایت دارم. خدا را شاکرم که زحماتم بیثمر نماند.»
او درباره نقش کمیته امداد در زندگی خود چنین اظهار میکند: «کمیته امداد برای من فقط منبع تسهیلات مالی نبود، بلکه تکیهگاهی معنوی و انسانی بود. مشاورهها و حمایتهای این نهاد باعث شد بتوانم مسیرم را بهتر طی کنم و با امید بیشتری ادامه دهم. هنوز هم هرگاه مشکلی دارم، میدانم که تنها نیستم.»
در حیاط خانهاش، هر گوشه نشانی از تلاش و زندگی است؛ دیگهای شیر، ظرفهای علوفه و فضای کوچک اما پر از حرکت. او آرزو دارد بتواند کار خود را گسترش دهد: «دوست دارم کارگاهی کوچک برای تولید لبنیات راهاندازی کنم و محصولاتی مانند ماست، دوغ و پنیر را با برند شخصیام عرضه کنم. مطمئنم با کمک خدا و استمرار در کار، این رویا دور از دسترس نخواهد بود.»
او در پایان گفتوگو با نگاهی آرام به دامهایش میگوید: «زندگی را میتوان با صبر و تلاش ساخت. همانطور که شیر از دل سختی دوشیده میشود، موفقیت نیز از دل رنج و استقامت بیرون میآید. هر روز که صدای زنگ گاوها را میشنوم، به خودم یادآوری میکنم که تلاش، زیباترین شکل عبادت است.»
انتهای پیام








