از کارگری در تهران تا کارآفرینی در خوشاب؛ اشتغال زایی با ایجاد ۳ کارگاه تولیدی کیف
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کمیته امداد، در دل روستایی کوچک از توابع شهرستان خوشاب، جوانی با ارادهای پولادین و نگاهی سرشار از امید، توانسته است در برابر تمام سختیهای اقتصادی بایستد و از هیچ، کارگاه تولیدی کیف و چرم بسازد. کارگاه کوچک جواد در حیاط خانه پدریاش قرار دارد. فضای سادهای که بوی چرم، صدای چرخهای خیاطی و رفتوآمد کارآموزان جوان، آن را به مکانی پر از انرژی و امید تبدیل کرده است.
جواد بهرامی، متولد ۱۳۷۸، اکنون یکی از کارآفرینان موفق منطقه است؛ جوانی که با همت، پشتکار و تسهیلات اشتغالزایی کمیته امداد، مسیر زندگیاش را از کارگری در تهران به صاحبکاری در زادگاهش تغییر داده است.
بهرامی دربارهی آغاز مسیر خود چنین روایت میکند: «از دوران کودکی به کار دوخت و برش علاقه داشتم. در روستا، چند نفر از اهالی در کار دوخت کیف دستی بودند و من هم از روی علاقه، کنارشان میرفتم و کار را یاد میگرفتم. سالها بعد، وقتی بزرگتر شدم، برای تجربه و یادگیری بیشتر به تهران رفتم و مدتی در کارگاههای تولیدی مختلف شاگردی کردم. همانجا بود که یاد گرفتم چطور میشود از یک تکه چرم، محصولی زیبا و کاربردی ساخت.»
اما زندگی کارگری در پایتخت برای او آسان نبود. دوری از خانواده، فشار کاری بالا و اجارههای سنگین باعث شد تا تصمیم بگیرد به زادگاهش بازگردد.
او با لبخند میگوید: «آن سالها سخت بود، اما تجربهاش ارزش داشت. یاد گرفتم که هیچ کاری بدون دانش و مهارت پایدار نمیماند. وقتی به خوشاب برگشتم، تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم و همین حرفه را در روستا ادامه بدهم.»
جواد در سال ۱۴۰۱ با دریافت تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی اشتغالزایی از کمیته امداد شهرستان توانست کارگاه شخصی خود را راهاندازی کند. او با این تسهیلات سه دستگاه چرخ خیاطی صنعتی خرید و با سرمایه اولیه حدود ۲۰۰ میلیون تومان – که بخشی از آن پسانداز شخصی و بخشی دیگر تجهیزات قرضی از دوستانش در تهران بود – تولید کیفهای اداری و مدرسهای را آغاز کرد.
به گفته خودش، شروع کار آسان نبود: «در ابتدا فقط خودم بودم و یکی از دوستانم که کمکم میکرد. بازار، پر از رقیب و دلال بود، اما تصمیم گرفتم کیفیت کار را بالا ببرم و محصولاتم را مستقیم به مشتری برسانم. کمکم اعتماد خریداران جلب شد و سفارشها بیشتر شد.»
اکنون سه کارگاه تحت مدیریت او در منطقه فعال است؛ در هرکدام چند نفر بهصورت مستقیم کار میکنند و برخی نیز در منازل خود، بخشی از دوخت و آمادهسازی محصولات را انجام میدهند.
او توضیح میدهد: «در مجموع حدود شش نفر بهصورت مستقیم در کارگاهها کار میکنند و هشت نفر دیگر هم بهطور غیرمستقیم با ما همکاری دارند. هر کس که بخواهد یاد بگیرد، به کارگاه میآید. اگر چرخ خیاطی نداشته باشد، برایش تهیه میکنم تا کار را آغاز کند. دوست دارم دیگران هم مثل من از وابستگی بیرون بیایند و به استقلال برسند.»
این روحیه راهبری باعث شده تا بسیاری از جوانان روستا به او اعتماد کنند و به سراغ یادگیری حرفه بیایند. بهرامی معتقد است اشتغالزایی تنها در تأسیس کارگاه خلاصه نمیشود، بلکه باید دیگران را نیز توانمند کرد تا چرخ تولید در روستاها بچرخد.
او میگوید: «یکی از اهداف اصلیام این است که جوانان روستا مجبور نباشند برای کار به شهرهای بزرگ مهاجرت کنند. خودم طعم غربت را چشیدهام؛ سخت است که از خانواده و زادگاهت دور شوی. حالا که میتوانم کاری انجام بدهم، میخواهم زمینه اشتغال را همینجا فراهم کنم.»
در گوشه کارگاه، کیفهای چرمی در طرحها و رنگهای مختلف روی قفسهها چیده شدهاند؛ بعضی مخصوص دانشآموزان، برخی ویژه کارمندان و حتی مدلهایی برای صادرات.
او با افتخار میگوید: «در حال حاضر محصولات ما به بازار تهران ارسال میشود و بخشی از آن نیز به کشور عراق صادر شده است. کیفیت برای من مهمتر از کمیت است. اگر جنس خوب تولید کنیم، خریدار خودش پیدا میشود.»
اما مسیر تولید همیشه هموار نبوده است. نوسانات بازار، گرانی مواد اولیه و رقابت با دلالان از جمله چالشهای اوست.
به گفته او: «در شرایط فعلی، سود تولیدکننده بسیار پایین است. مواد اولیه مثل چرم و آستر روزبهروز گرانتر میشود، اما نمیتوانیم قیمت نهایی را زیاد کنیم چون بازار تحمل ندارد. با این حال، سعی میکنم کیفیت را فدای سود نکنم. مشتری باید از خریدش راضی باشد.»
در کنار فعالیت تولیدی، بهرامی به فضای مجازی هم توجه ویژهای دارد. او در ماههای اخیر صفحهای برای معرفی محصولات در شبکههای اجتماعی راهاندازی کرده تا ارتباط مستقیمتری با خریداران برقرار کند.
او توضیح میدهد: «فروش اینترنتی هنوز در روستاها جا نیفتاده، اما من معتقدم آینده بازار در فضای مجازی است. حتی از طریق همین روش توانستیم چند سفارش عمده از تهران بگیریم.»
به گفته او، حمایتهای کمیته امداد در شکلگیری این مسیر نقشی اساسی داشته است. «اگر تسهیلات امداد نبود، شاید هیچوقت نمیتوانستم کار را شروع کنم. این وام فقط پول نبود؛ اعتماد و امید بود. وقتی دیدم نهادی به من اعتماد کرده، انگیزه گرفتم تا بیشتر تلاش کنم. حالا هدفم این است که در آینده نه تنها وام را برگردانم، بلکه چند نفر دیگر را هم سر کار بیاورم.»
بهرامی در ادامه از برنامههای آینده خود میگوید: «میخواهم کارگاهم را توسعه بدهم و برند مخصوص خودمان را ثبت کنم. همچنین در فکر راهاندازی مغازهای در بازار بزرگ تهران هستم تا بتوانم محصولات را مستقیم عرضه کنم. هدف نهاییام این است که خوشاب به قطب تولید کیف در خراسان تبدیل شود.»
او در پایان گفتوگو، توصیهای برای جوانان دارد: «کار تولیدی سخت است، اما شدنی است. اگر کسی هدف داشته باشد و از شکست نترسد، موفق میشود. من با دست خالی شروع کردم، اما ایمان و تلاش باعث شد جلو بروم. به جوانها میگویم: از زمین خوردن نترسید، از نرفتن بترسید.»
کارگاه کوچک جواد بهرامی، امروز نمادی از خودباوری و اشتغالزایی روستایی است. او با ارادهای راسخ و حمایت کمیته امداد، توانسته است نشان دهد که موفقیت، محصول تلاش، ایمان و امید است؛ نه صرفاً سرمایه.








