تولیدی که با عشق ماند؛ روایت مهسا هراتیان از خیاطی، وام صد میلیونی و جنگ با گرانی مواد اولیه
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، پشت چرخهای خیاطیای که بیوقفه میچرخند، داستان زنی قرار دارد که بارها زمین خورده اما از مسیرش برنگشته است. مهسا هراتیان، متولد سال ۱۳۷۵، متأهل ، سالهاست خیاطی را نه فقط بهعنوان شغل، بلکه بهعنوان هویت حرفهای خود انتخاب کرده؛ مسیری که از علاقه شروع شد و امروز به یک کارگاه تولیدی کوچک اما فعال رسیده است.
هراتیان درباره شروع کارش میگوید: رشته تحصیلیام خیاطی نبود، اما به این کار علاقه داشتم. برای همین حدود سال ۱۳۹۵ وارد آموزشگاه شدم و نزدیک به سه سال آموزش دیدم. بعد از آن، کارم را بهصورت جدی شروع کردم.
او پیش از این هم مغازه خیاطی داشته، اما یک اتفاق ناخواسته مسیرش را برای مدتی متوقف کرده است، او می گوید: کارم خوب راه افتاده بود و همه من را بهعنوان تولیدکننده میشناختند، اما متأسفانه سرقتی از مغازه اتفاق افتاد و بهخاطر همان مجبور شدم کار را جمع کنم.
این کارآفرین توضیح می دهد: پس از حدود سه سال وقفه، دوباره تصمیم به شروع گرفتم، حدود سال ۱۴۰۰ دوباره کارم را راه انداختم. این بار با وامی که گرفتم، تولیدی را بهصورت جدیتر شروع کردم.
او می افزاید: در سال ۱۴۰۳ از کمیته امداد امام خمینی(ره) تسهیلات اشتغال دریافت کردم: مبلغ وام صد میلیون تومان بود که بخش زیادی از آن صرف اجاره مغازه، خرید مواد اولیه و تهیه یک چرخ خیاطی شد.
در حال حاضر، محل فعالیت او اجارهای است و کارگاه و مغازه در یک فضا قرار دارند، او می گوید: یک مغازه بزرگ داریم که نصفش تولیدی است و نصف دیگرش فروش. مکانات کارگاه شامل سه چرخ خیاطی، میز برش، اتو و چند دستگاه جانبی دیگر است؛ در مجموع حدود ۶ تا ۷ وسیله کاری.
این تولیدی کوچک فقط برای صاحبش درآمد ایجاد نکرده است؛ هراتیان می گوید: الان دو نفر بهصورت حضوری با من کار میکنند و یکی دو نفر هم کار را بهصورت غیرحضوری در خانه انجام میدهند.
او تأکید میکند: هیچکدام از نیروهایش مددجو نیستند، اما بهطور مستقیم برای آنها شغل ایجاد شده است.
هراتیان مهمترین مشکل امروز کارش را اینطور توضیح میدهد: الان تنها مشکلم گرانی مواد اولیه است. نوسانات قیمت باعث شده نتوانم پارچه تهیه کنم. نزدیک یک ماه است سفارش دارم، اما پول خرید مواد اولیه را ندارم.
او میگوید: خرید جزئی هم صرفه اقتصادی ندارد، اگر همینجا بخواهم پارچه بخرم، آنقدر گران درمیآید که قیمت نهایی برای مشتری بالا میرود و عملاً کار نمیصرفد.
این کارآفرین می افزاید: محصولات این کارگاه شامل کالای خواب و حوله تِنپوش است. با این حال، بازار محلی آنطور که باید همراهی نکرده است.
او ادامه می دهد: قیمتهای ما حتی با بازارهای مشهد و تهران برابری میکند، گاهی هم ارزانتر است، اما خیلی از مغازهدارها ترجیح میدهند از شهرهای دیگر خرید کنند.
به گفته او، با وجود معرفی حضوری و تبلیغات، استقبال عمومی پایین است.
او تجربه فروش اینترنتی را هم داشته است: مدتی آنلاین میفروختم، اما فروش آنقدر نبود که تأثیرگذار باشد. مثلاً در یک ماه دو یا سه سفارش بیشتر نداشتم.
هدف هراتیان، تبدیل شدن به یک تولیدکننده مرجع در منطقه است، او می گوید: دوست دارم مغازهدارهای اطراف و روستاها خریدشان را از خود ما انجام بدهند. واقعاً توانش را داریم.
او برای کسانی که قصد شروع کار دارند، یک نسخه ساده دارد و میرگوید: علاقه و پشتکار بسیار مهم است، من چند بار شکست خوردم، اما ادامه دادم و من ایستادهام.
هراتیان می گوید: وامهای اشتغال برای تولید کافی نیستند، با صد میلیون تومان فقط میشود چرخ و اتو خرید. برای مواد اولیه چیزی نمیماند. خیلی از خانمهایی که وام گرفتند، عملاً نتوانستند مستقل شوند.
او اضافه میکند: اگر تسهیلات کمی بیشتر و همراه با حمایت از سرمایه در گردش باشد، تولید واقعاً جان میگیرد.








